مؤلفه‌های تربیتی قرآن در طرح مسائل جنسی

نوع مقاله: تخصصی

نویسندگان

1 استادیار علوم و قرآن دانشگاه رازی کرمانشاه

2 طلبه سطح سه مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآن حضرت ولی‌عصر (عج)

چکیده

اهتمام به مسئلة سلامت جنسی در عصر حاضر، به علت گسترش شبکه‌های اطلاع‌رسانی و وسایل ارتباطی که منجر به تشدید و تحریک شهوت می‌شود، ضرورتی مضاعف است. قرآن کریم در طرح مسائل جنسی از نهایت عفت و متانت بهره برده و در بازگویی اعمال و اندام‌های جنسی با استفاده از کنایات از بی‌پردگی و به کار بردن الفاظ صریح و قبیح اجتناب کرده است، این روش وسیله‌ای شده تا مخاطبان قرآن به اصل حیا و متانت گفتاری و رفتاری توجه بیشتری داشته و آثار اخلاقی و تربیتی قابل ‌توجه قرآن در فرهنگ عمومی منعکس شود. میل جنسی و نیاز به ارضای آن از امیال فطری بشر است و قرآن به جهت سازگاری که با فطرت انسانی دارد، انسان‌ها را به انتخاب راه سالم ارضای آن و پرهیز از بیراهه‌ها توجه داده و به آنها یاد می‌دهد که چگونه با ایمان به خدا و استعانت از او از بحران‌ها و مشکلات جنسی رهایی یابند. از سوی دیگر، قرآن مؤمنین را به رعایت اصل حیا در گفتار و رفتار و جلوگیری از اختلاط زن و مرد جهت بهره‌مندی از سلامت جنسی فرمان داده و در پایان با اظهار انزجار از اعمال قبیح و قاطعیت در برخورد با مفسدین، اصول و روش‌های تربیتی خود در امر سلامت جنسی را کامل کرده است. این پژوهش، با محوریت آیات شریفة قرآن، این روش‌ها و اصول تربیتی را مورد بررسی قرار داده تا متصدیان حوزه تربیت بجای استفاده از قوانین تربیتی غیراصولی و ضداخلاقی غرب از این منبع وحیانی و خطاناپذیر جهت پیشبرد اهداف تربیتی بهره‌مند شوند.

کلیدواژه‌ها


سلامت جنسی یکی از شاخه‌های سلامت، و از مهم‌ترین مؤلفه‌های تأثیرگذار بر سلامت فرد و اجتماع است. هر جامعه‌ای به فراخور فرهنگ و اندیشه خود اصول و روش‌های تربیتی خاصی را در این حوزه پایه‌ریزی کرده و در برنامه‌های تربیتی خود به اجرا درمی‌آورد. متأسفانه در کشور ما و اکثر جوامع اسلامی این اصول بر اساس مبانی روان‌شناسی غربی تنظیم‌ شده و منابع ناب دینی، بخصوص قرآن کریم مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند. این بی‌توجهی یا کم‌توجهی نسبت به اصول و روش‌های تربیت دینی باعث مشکلات فراوانی در مسائل جنسی شده و بحران و نابسامانی‌هایی را به وجود آورده است.

قرآن کریم با توجه به رسالت هدایتگری و روشنگری که دارد به مسائل تربیتی و از جمله تربیت جنسی اهتمام داشته و به علت تأثیرگذاری که غریزه جنسی بر امور مادی و معنوی انسان دارد، با استفاده از اصول و روش‌های خاصی مخاطبان خویش را متوجه تکالیف و الزاماتی می‌کند که باید در امور جنسی رعایت کنند. این اصول در واقع همان اصولی هستند که مسلمانان و متعهدان به سنت‌های الهی باید در حوزة تربیت جنسی و برای پیشبرد سلامت جنسی به کار گیرند، اصولی که کاملاً با عقاید و افکار آنها سازگاری داشته و با اهداف دنیوی و اخروی آنها هیچ تضادی ندارد و باید جایگزین فرهنگ‌ها و روش‌های وارداتی و ضداخلاقی غرب و کشورهای پیشرفته اما غیرمتمدن شود.

از زمان افلاطون و ارسطو تاکنون دربارة مسائل جنسی و چگونگی برخورد با غرایز جنسی نظراتی وجود داشته و تألیفاتی صورت گرفته است و روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و اندیشمندان حوزة دین هر یک به فراخور تخصصی که داشته‌اند در آن ورود پیدا کرده‌اند و دانشمندان و صاحب‌نظران دین مبین اسلام با توجه به اهمیت مسائل جنسی و نقش بسزایی که در سعادت یا طغیان جوامع دارد آن را مورد بررسی قرار داده‌اند؛ اما از تحقیق یا توشه‌ای که به صورت جامع و اختصاصی و تنها با محوریت آیات شریفه قرآن و اصول و روش‌های تربیتی را که در سلامت جنسی مؤثر واقع می‌شوند بررسی کرده باشد خبری نیست و آنچه موجود است یا صرفاً مطالعات روان‌شناختی است مانند کتاب مشاوره جنسی قبل از ازدواج نوشتة فاران حسامی و کیوان رحیمیان، کتاب رضایت زناشویی نوشتة عباس پسندیده و با توصیه‌های اخلاقی مانند کتاب فرهنگ توصیفی علوم تربیتی تألیف محسن فرمیهنی فراهانی و خسرو باقری در کتاب نگاهی دوباره به تربیت اسلامی. البته آثاری چند دربارة روش‌ها و اصول تربیت جنسی انجام ‌گرفته است اما این آثار نیز به ‌نوعی کلی‌گویی کرده و از منابع اسلامی بیشتر اهتمامشان به روایات و کتب اخلاقی بوده است و پژوهشی دربارة این موضوع خاص با توجه ویژه‌ای که به آیات کریمه قرآن در آن وجود دارد توسط پژوهشگر یافت نشد و به این منظور، این مقاله با روش فیش‌برداری از منابع اسلامی بخصوص تفسیری با رویکردی کاملاً قرآن تنظیم شد تا به این سؤال پاسخ دهد که: قرآن کریم مشتمل بر چه اصول و روش‌های تربیتی به ‌منظور پیشبرد سلامت جنسی است؟

1. نزاهت بیانی قرآن در طرح مسائل جنسی

قرآن کریم در شیوه بیانی خود در طرح مسائل جنسی، نهایت عفت کلام و ادب در گفتار را با بلاغت، رسایی معنا و زیبایی فوق‌العاده مقرون ساخته است و با گزینش الفاظ و عبارات کنایی، از کاربرد هرگونه لفظ قبیح، مستهجن و صریح در امور جنسی و زناشویی خودداری کرده است. این شیوة بیانی قرآن کریم یکی از جلوه‌های ستار بودن خداوند است که در کلامش ظاهر شده و شایسته است به‌عنوان الگو و نمادی مطلوب از حیا در طرح مسائل جنسی قرار گیرد (محمودی و ملکوتی‌خواه، 1391، ص 79). امام صادق(ع) در تفسیر عبارت «لامَسْتُمُ النِّساءَ» در آیات شریفه قرآن (نساء: 43 و مائده: 6) آن را به آمیزش جنسی تفسیر کرده و می‌فرماید: «ولکن اللهَ السَّتر فَلَم یُسَمَّ کَما تُسَمّونَ» (کلینی، 1365، ج 5، ص 555)؛ کافى ـ به نقل از حلبى ـ از امام صادق(ع) درباره [مقصود] سخن خداى عز و جل زنان را لمس کردید پرسیدم. فرمود: مقصود، آمیزشِ [جنسى] است؛ لیکن خداوند، عفیف است و عفت کلام] را دوست دارد. لذا آن‌گونه که شما نام مى‌برید، نام نبرده است. این حدیث به پرده‌پوشی خداوند متعال و ساتربودن او دلالت دارد که در آیات شریفه قرآن به‌کارگیری الفاظ صریح و بی‌پرده پرهیز نموده است. این شیوة بیانی قرآن را می‌توان در آیات فراوانی مشاهده کرد. قرآن کریم واژه‌های مربوط به افعال جنسی را به صورت کنایی و در کمال ادب و حیا بیان کرده و غالباً از عبارت و واژ‌ه‌هایی استفاده کرده که مختص به مسائل جنسی نیستند و کاربردهای دیگری هم در کلام عرب دارند. برای مثال، کلمة «مسّ» در آیات زیادی از قرآن و در قالب معانی متفاوتی بیان شده است و در معنای رسیدن گرفتاری (زمر: 49)، نعمت (معارج: 21)، عذاب (هود: 48) و ... کاربرد داشته و یکی از کاربردهای آن کنایه از روابط جنسی است، چنانکه می‌بینیم در آیة «ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ» (احزاب: 49)؛ منظور از مسّ، انجام رابطة جنسی و زناشویی است؛ و واژه‌های رفث و مباشرت در آیة «لَیْلَةَ الصِّیامِ الرَّفَثُ» (بقره: 187) هر دو کنایه از جماع و رابطة زناشویی هست (قرطبی، 1364، ج 2، ص 315 و 317). نظیر چنین کاربردی در مورد واژه‌های دیگر از جمله، تغشی، و افضاء وجود دارد. قرآن کریم در نهایت حیا، این الفاظ را به صورت کنایی در مورد افعال جنسی به کار برده و گویی این الفاظ پوششی هستند که قبح صراحت در کلام را از بین می‌برند.

راغب اصفهانی، در مفردات دربارة‌ تعابیر قرآنی می‌گوید: «تمامی الفاظی که عمل زناشویی را افاده می‌کند، کنایات است» (راغب اصفهانی، 1412، ص 823). این روش قرآن در طرح مسائل جنسی هم در مورد افعال جنسی و هم درباره اندام‌های جنسی وجود دارد؛ واژه‌هایی چون «سوآت»، «عورت» و «فرج» را که کاربرد آنها اختصاص به اندام جنسی ندارد به صورت کنایی به آلت جنسی تعبیر کرده است و با این الفاظ که بر لوازم و عوارض آشکار شدن اندام‌های جنسی (مانند: نمایان شدن زشتی‌ها، شرمندگی، عار و آسیب) دلالت دارند به این اندام‌ها اشاره کرده و در واقع با ذکر لازم، اراده ملزم نموده و در قالب کنایه سخن گفته است (محمودی و ملکوتی‌خواه، 1391، ص 63).

قرآن کریم نزاهت بیانی و متانت گفتاری خود را همه حوزه‌های مربوط به مسائل جنسی و التذاذات آن به کار گرفته است. از مجموع تعابیر به کار رفته در حوزه‌ التذاذات جنسی که شامل التذذ قلبی، کلامی، بصری، لمسی و مقاربتی می‌شود و با جست‌وجوی آرای مفسران و لغت‌شناسان در معانی واژه‌های به کار رفته در این حوزه‌ها، چنین استنباط می‌شود که تمامی این واژه‌ها، غیرصریح، از باب تشبیه، استعاره و بیشتر به صورت کنایه هستند (مستقیمی و همکاران، 1389، ص 129). اجرای این روش توسط قرآن کریم یک نوع الگودهی به مؤمنین بوده و قرآن با نزاهت و متانتی که در بیان مسائل جنسی دارد به مؤمنان یاد می‌دهد که چگونه حیا و متانت را در طرح مسائل جنسی رعایت کنند. ازآنجاکه بی‌پروا سخن گفتن از التذاذات جنسی و واژه‌های مرتبط با آن یکی از عوامل انحراف انسان‌ها در مسائل جنسی و تحریک غرایز جنسی است قرآن کریم با رعایت این امر هم ساحت مقدس خود را محترم شمرده و هم الگویی زیبا برای مخاطبین خود شده است به این ترتیب، نزاهت بیانی قرآن را می‌توان یکی از اصول و شیوه‌های قرآن در پیشبرد سلامت جنسی دانست.

2. انتخاب راه سالم ارضای میل جنسی

اصل اولیه در برخورد با یک میل و نیاز فطری، پاسخگویی به این نیاز و ارضای آن است. برای رشد و نمو، تکثیر و بقای نوع انسانی، شهوت‌های گوناگون در انسان قرار داده شده است و باید به گونه‌ای که با هدف خلقت منافات نداشته باشد، آنها را ارضا کرد. میل جنسی نیز یکی از امیال درونی انسان است که می‌تواند اهداف والایی را در زندگی بشر به ثمر بنشاند و رسیدن به این مهم در انتخاب راه درست ارضای میل جنسی است. آیات شریفه قرآن کریم با فطرت انسانی کاملاً هماهنگ و سازگاری داشته و خواهان اشباع این انگیزه‌ها و غرایز طبیعی در حدود شرع مقدس اسلام و قوانین الهی و هنجارهای انسانی است. قرآن در مسائل مربوط به انگیزه‌ها، انسان را به دو امر متذکر می‌شود: اول ارضای خواسته‌های طبیعی از طریق حلال؛ دوم تعدیل در تأمین خواسته‌ها و پرهیز از افراط و تفریط. برای مثال، در قرآن برای تأمین غریزه طبیعی خوردن و آشامیدن می‌فرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ» (بقره: 60)؛ از رزق خداوند بخورید و بیاشامید. از سوی دیگر، قرآن کریم انسان را از تأمین نیاز خود به وسیلة حرام باز می‌دارد و در آیات دیگری از تعبیر «لاتأکلوا» استفاده می‌کند: «ولَا تَأْکلُواْ أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ وَ تُدْلُواْ بِهَا إِلىَ الحْکَّامِ لِتَأْکُلُواْ فَرِیقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْاثْمِ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُون» (بقره: 188)؛ و اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید! و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، (قسمتى از) آن را (به‌عنوان رشوه) به قضات ندهید، درحالى‌که مى‏دانید.

دستور قرآن دربارة غرایز جنسی نیز به همین صورت است و قرآن ضمن اینکه انسان را به ارضای میل جنسی ترغیب می‌کند، ولی ارضای آن را فقط از راه صحیح آن، که ازدواج است، جایز می‌داند و می‌فرماید: «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (نور: 32)؛ مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، چنانچه فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خویش آنان را بى‏نیاز مى‏سازد. این چنین خداوند متعال برنامه ارضای این میل فطری انسان را تنظیم و به ازدواج و تشکیل زندگی زناشویی توصیه می‌کند.

اسلام، ازدواج را پیوند مقدسی شمرده است که آثار و برکات آن بر زندگی مرد و زن جاری شده و برتری‌های بسیار زیادی بر سایر ارتباطات خواهد داشت. از جمله تشکیل کانون گرم خانواده، تأمین آرامش مورد نیاز زن و شوهر، بقا و سلامت نسل و... . قرآن کریم با تعبیر «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (بقره: 187)؛ قداست و برتری ازدواج را یادآور شده و همسران را لباس یکدیگر دانسته است. این تشبیه لطیف از این جهت است که لباس مانع از آسیب است و ازدواج علاوه بر اینکه اطفای غریزه را به همراه دارد صبغه ملکوتی آن، صیانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است و مهم‌ترین بهره‌ای که از ازدواج نصیب همسران می‌شود صیانت گوهر دین از غارت ابلیس در بیرون و چپاول هوس در درون است (جوادی آملی، 1388، ج 9، ص 460).

از سوی دیگر، قرآن کریم راه‌های دیگر ارضای غریزه جنسی چون زنا و لواط را حرام شمرده و عقوبتی سنگین در دنیا و آخرت برای خاطیان در نظر گرفته و می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً» (اسراء: 32)؛ زنا نزدیک نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهى است. همچنین می‌فرماید: «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانىِ فَاجْلِدُواْ کل وَاحِدٍ مِّنهْمَا مِاْئَةَ جَلْدَةٍ وَ لَا تَأْخُذْکمُ بهِمَا رَأْفَةٌ فىِ دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ لْیَشهْدْ عَذَابهَمَا طَائفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِین» (نور: 2)؛ هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حکم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند. بنابراین، درصورتی‌که نیاز جنسی شکل گیرد راه صحیح ارضای آن ازدواج است و درصورتی‌که امکان چنین ارضایی وجود نداشت باید به سمت تعدیل و کنترل حرکت کرد نه اینکه وقتی راه مجاز ارضا فراهم نشد آدمی به ارضا از راه‌های دیگر تمسک کند و آن را به هر صورت و هر مقدار که خواست پاسخ دهد و شیوه‌های غلط ارضای آن چون لواط، زنا، خودارضایی و... را برگزیند (ر.ک: ثابت، 1385، ص 112-118).

3. ایمان به خدا و استعانت از او در بحران‌های جنسی

توجه به خداوند و ایمان به او بارها در قرآن کریم به‌عنوان عاملی برای پیشگیری از گناه و انحراف معرفی شده است. کسی که در چارچوب شرع و دستورات الهی عمل می‌کند به راحتی می‌تواند راه شایسته را انتخاب نماید و از انحرافات و لغزش‌ها مصون بماند؛ چراکه چنین شخصی در تمامی لحظات زندگی خدا را شاهد و ناظر بر گفتار و اعمال خود می‌بیند و سعی در جلب رضایت او دارد. قرآن مجید تقوا و یاد خدا را وسیله بینایی انسان و سلامت او از وسوسه‌های شیطان دانسته و می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون» (اعراف: 201)؛ پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسه‏هاى شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مى‏افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را مى‏بینند و) ناگهان بینا مى‏گردند. این آیه متوجه کسانی است که از راه اجتناب معاصی، تقوا پیشه کرده‌اند و هرگاه شیطان آنها را وسوسه کند و به معصیت وامی‌دارد، به یاد عقاب می‌افتند و معصیت را مرتکب نمی‌شوند، متوجه رشد و صلاح خود هستند (طبرسی، 1360، ج 10، ص 148). صاحبان ایمان در هنگام رؤیارویی با مواضع گناه و بحران‌های جنسی به خداوند پناه می‌برند. برای اجتناب از گناه و لغزش، و استعانت از جانب خداوند متعال، در سورة یوسف می‌بینیم هنگامی که یوسف(ع) مورد طمع همسر عزیز مصر قرار گرفت و همسر عزیز به قصد کام‌جویی از یوسف(ع) درها را به روی او بست، یوسف با مشاهده اینکه همه جریان‌ها به سوی لغزش و گناه فراهم شده و هیچ راهی از نظر ظاهر برای او باقی نمانده است، در پاسخ به زلیخا به این جمله قناعت کرد و گفت «مَعاذَ اللَّه» (یوسف: 23). در واقع، حضرت یوسف(ع) با این جمله به زلیخا و هر کس دیگری فهماند که در چنین شرایط سخت و بحرانی برای رهایی از چنگال وسوسه‏هاى شیطان و آنهایی که خلق‌و‌خوى شیطانى دارند و انسان را به انحراف می‌کشانند، تنها راه نجات، پناه بردن به خداست، خدایى که خلوت و جلوت براى او یکسان است و هیچ چیز در برابر اراده‏اش مقاومت نمى‏کند (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 9، ص 367).

در جریان این داستان و قصد لذت‌جویی که زلیخا از یوسف(ع) داشت، زلیخا به تمام وسایل و روش‌ها برای رسیدن به مقصد خود متوسل شد، وسایلی که تنها بخشی از آنها برای تحریک یک جوان مجرد و هم‌سن و سال یوسف کافی بود، ولی حضرت یوسف† با استعانت به خداوند در برابر امواج شدید شهوت ایستادگی نمود و خود را به کشتی لطف پروردگار سپرد که اگر نمی‌سپرد، در آن دریای شهوت غرق شده بود، همان‌گونه که آیه بعد می‌فرماید: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بهَِا لَوْ لَا أَن رَّءَا بُرْهَنَ رَبِّهِ کَذَالِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِین» (یوسف: 24)؛ آن زن قصد او کرد؛ و او نیز- اگر برهان پروردگار را نمى‏دید- قصد وى مى‏نمود! این‌چنین کردیم تا بدى و فحشا را از او دور سازیم؛ چراکه او از بندگان مخلص ما بود؛ و خداوندی که وعده حمایت از مؤمنان مخلص و پاکدامن را داده است او را نجات داد (مکارم شیرازی، 1377، ج 2، ص 320).

قرآن کریم آیات مذکور و مانند آنها را وسیلة تذکر به بندگان قرار داده که اگر راه ایمان و تقوا را پیشه کنند خداوند هم آنها را رها نمی‌کند و به یاری و لطف خداوند متعال از همه انحرافات و ناهنجاری‌ها در امان خواهند ماند. بنابراین، یکی از اصول قرآن در سلامت جنسی توجه دادن مخاطب به استعاذه و استعانت است، آنچه عامل نجات مؤمنین از ورطه سقوط و تباهی به سعادت و سلامت است.

4. رعایت اصل حیا در پوشش، نگاه و رفتار

یکی از اصولی که در قرآن برای رسیدن به سلامت جنسی مورد تأکید قرار گرفته است، رعایت حیا و عفت در رفتار است که شامل: نگاه، گفتار، پوشش و... می‌شود. یکی از آیاتی که محدودة تماس زن و مرد در سطح جامعه در آن ترسیم شده و مشخصات یک حجاب کامل، نگاه سالم و رفتار صحیح در آن آموزش داده شده است، این آیه است که می‌فرماید: «وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ یحَفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِنَّ ...لَعَلَّکم تُفْلِحُون» (نور: 31)؛ و به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)... تا رستگار شوید. در واقع، آیة فوق بیانگر این حقیقت است که هرگاه زنان بخواهند به راحتی در سطح جامعه تردد نمایند و از تیررس نگاه‌های هوس‌آلود دیگران در امان باشند باید با رعایت موازین ذکر شده در جامعه حضور یابند؛ و در کنار زنان، مردان نیز باید مراقب چشمان خویش بوده و از نگریستن به صحنه‌های گناه‌آلود و زنان نامحرم بپرهیزند. این امر سلامت روحی و جنسی جامعه را به ارمغان می‌آورد (ر.ک: نوری‌زاد، بی‌تا، ص 227).

بی‌بندو‌باری‌های جنسی و گسترش دامنة فحشاء و سقوط ارزش‌های والای انسانی از دردناک‌ترین پیامدهای بی‌حجابی و بی‌عفتی زنان است و قرآن کریم در پایان آیات متذکر می‌شود که زنان جامعه در رعایت عفت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله‌ور می‌سازد و ممکن است منتهی به انحراف از جاده عفت شود آنچنان باید دقیق و سخت‌گیر باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی که در پا‌ دارند به گوش مردان بیگانه خودداری کنند (ر.ک: مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 14، ص 441-447).

آیة مذکور نمونة آیاتی بود که خداوند به طور مستقیم بندگان را به رعایت حیا و عفت امر کرده و حدود آن را به روشنی بیان کرده است، اما علاوه بر چنین آیاتی، در قرآن کریم آیات دیگری وجود دارد که خداوند متعال به طور غیرمستقیم و در قالب بیان داستان، لزوم تعهد به هنجارهای اخلاقی را به بندگان متذکر شده است. در آیاتی وقتی سخن از ارتباط و برخورد دو جنس مخالف می‌شود با ظرافت تمام رعایت اصل حیا را به مخاطبان خود گوشزد کرده و خاطرنشان می‌شود که برای برقراری روابط سالم، رعایت حیا و عفت، اصلی ضروری و کارآمد است. برای مثال، هنگامی که داستان حضرت موسی(ع) و دختران شعیب در قرآن طرح می‌شود از نحوه راه رفتن و آمدن دختر شعیب به نزد موسی(ع) با این عبارت تعبیر می‌شود: «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ» (قصص: 25)؛ پس یکى از آن دو (دختر) به سراغ او آمد درحالى‌که با نهایت حیا گام برمى‏داشت. منظور از اینکه راه رفتن بر استحیاء بوده این است که عفت و نجابت از طرز راه رفتنش پیدا بود (طباطبائی، 1374، ج 16، ص 35). در تفاسیر آمده است که خداوند متعال این خصلت نیکوی دختر شعیب و حیا و عفت او در راه رفتن را به ‌منظور تذکر دادن به زنان بازگو کرده است. دختر شعیب الگویی از برخورد با یک مرد نامحرم است، وی هنگامی که نزد حضرت موسی(ع) می‌آید آستین خودش را جلوی صورتش گرفته تا پوشش و حاجبی برای آن باشد (فخررازی، 1420ق، ج 15، ص 117)، بعد از آن شروع به حرف زدن می‌کند و آن هم در کمال ادب و حیا، به گفتن یک جمله اکتفا کرده و می‌گوید: «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ» (قصص: 25)؛ پدرم از تو دعوت می‌کند تا مزد آب دادن به گوسفندان را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد. بازگویی چنین رفتارهایی از طرف دختر شعیب در قرآن کریم تذکری برای مسلمانان است که چگونه می‌توان با رعایت حیا در برخورد و رفتار خود با جنس مخالف از بروز انحرافات جنسی جلوگیری کرده و سلامت جنسی را در روابط حکم‌فرما کرد. در ادامة این داستان نیز وارد شده است که دختر شعیب برای راهنمایی کردن موسی(ع) از پیش حرکت می‌کرد و موسی از پشت سرش، باد بر لباس دختر می‌وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار بزند، حیا و عفت موسی(ع) اجازه نمی‌داد چنین شود، به دختر گفت من از جلو می‌روم و بر سر دو راهی با انداختن سنگ مرا راهنمایی کن (فخررازی، 1420ق، ج 15، ص 117).

در حقیقت قرآن کریم در این داستان با ارائه الگوهای ارزشمند روش صحیح رفتارهای جنسی را به مخاطبان معرفی کرده و نقش مهمی در شکل‌گیری روابط سالم جنسی ایفا می‌کند. از نکات دیگری که در قرآن درخور توجه و دقت است این است که خود آیات شریفه قرآن نیز نمونه‌های بسیار زیبایی از عفت و حیا در گفتار هستند. برای مثال، در سورة یوسف(ع) وقتی داستان کام‌خواهی همسر عزیز مصر از حضرت یوسف(ع) بیان می‌شود خداوند متعال می‌فرمایند: «وَ راوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِها عَنْ نَفْسِهِ» (یوسف: 23)؛ و بانویی که یوسف در خانة او بود از وی تقاضا و خواهش کرد. قرآن در اینجا حتی تعبیر «امراة العزیز» را به کار نمی‌برد، بلکه می‌گوید «التی هو فی بیتها»، تا به پرده‌پوشی و عفت بیان نزدیک‌تر باشد (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 9، ص 379).

5. جلوگیری از اختلاط زن و مرد

یکی از عواملی که در شیوع رفتارهای نابهنجار جنسی بسیار مؤثر است اختلاط زن و مرد می‌باشد (فقیهی، 1387، ص 375). چراکه هم‌نشینی، هم‌صحبتی و خلوت کردن زن و مرد از عوامل مهم لغزش و انحرافات جنسی است. به همین دلیل، اسلام برای سلامت جنسی جامعه و پیشگیری از مشکلات ناشی از این اختلاط سفارش‌های زیادی جهت جدا بودن حریم زن و مرد، جلوگیری از مصاحبت‌های فتنه‌انگیز و... بیان می‌کند (یوسفی، 1389، ص 199). آنچه در قرآن در نهی اختلاط زن و مرد آمده است نهی مستقیم نیست و قرآن کریم این تحذیر را در قالب رفتار دختران شعیب با بیگانگان بیان کرده است. بنابراین، باز به آیات سورة قصص برمی‌گردیم که می‌فرماید: «وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَین تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتىَ‏ یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیر» (قصص: 23)؛ و هنگامى که به (چاه) آب مدین رسید، گروهى از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب مى‏کنند؛ و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویش هستند (و به چاه نزدیک نمى‏شوند؛ موسى) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهید!؟)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‏دهیم تا چوپان‌ها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پیر مرد کهن‌سالی است (و قادر بر این کارها نیست)». در تفسیر این آیه و در معنای عبارت «ووَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ» آمده است که علت خودداری آنان از آب دادن به گوسفندان هم به خاطر نوعی تعفف و تحجب آن دو و هم خاطر ستم مردم به آن دو بوده است (طباطبائی، 1374، ج 16، ص 34). بسیاری از مفسران معتقدند: علت اینکه دختران شعیب در کناری ایستاده و از آب دادن به گوسفندان خودداری می‌کردند، کراهت آنان از اختلاط با مردان و عفت ایشان بوده است (ر.ک: بیضاوی، 1418ق، ج 4، ص 175؛ حسینی شیرازی، 1423ق، ج 4، ص 145؛ مدرسی، 1419ق، ج 9، ص 292؛ میبدی، 1371، ج 7، ص 293؛ قمی مشهدی، 1368، ج 10، ص 54؛ صادقی تهرانی، 1419ق، ج 22، ص 324). برخی دیگر از مفسران بدون برگزیدن این نظر، آن را به‌عنوان احتمالی مطرح کرده‌اند (فخررازی، 1420ق، ج 24، ص 588؛ آلوسی، 1415، ج 10، ص 269؛ زمخشری، 1407، ج 3، ص 400؛ ابن‌جزی، 1416ق، ج 2، ص 111).

نکتة دیگری که در این ماجرا قابل ‌توجه است این است که وقتی حضرت موسی به گوسفندان دختران شعیب آب داد، به کناری رفت و بدون اینکه بخواهد به آنها نزدیک شود و اختلاطی با آنها داشته باشد، به راز و نیاز با خدا مشغول شد و دختران هم به خانه رفتند و پس از مدتی که بازگشتند از قول پدر، موسی(ع) را دعوت کردند تا پدرشان مزد او را بدهد و در برخورد این مرد و دو دختر جوان هیچ‌گونه اشاره یا حرکتی که رنگ و بوی جنسی داشته باشد، وجود نداشت و اینها از تربیت صحیحی سرچشمه می‌گرفت که آنان در خاندان انبیاء به دست آورده بودند (ثابت، 1390، ص 264 و 265). قرآن کریم با بازگویی این داستان‌ها مخاطبان خویش را به تأمل و دقت در نکات اخلاقی آنها دعوت کرده و شیوة برقراری روابط سالم را به آنها می‌آموزد.

6. حفظ حریم خصوصی در روابط زناشویی

یکی از شیوه‌های پیشگیری از بزهکاری‌های جنسی، خودداری زن و مرد از انجام دادن اعمال جنسی به صورت علنی و در برابر دیدگان افراد است. آشکار شدن اعمال جنسی نه تنها پرده‌های حیا و عفت را در جامعه پاره می‌کند، بلکه سبب تحریک تمایلات جنسی پیش از وقت در افراد نابالغ یا کسانی که زمینه ازدواج برایشان فراهم نیست می‌گردد.

خداوند متعال در سورة مبارکة نور می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ الظَّهیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم» (نور: 58)؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‏اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى که لباس‌هاى (معمولى) خود را بیرون مى‏آورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصى براى شماست؛ اما بعد از این سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید). این‌گونه خداوند آیات را براى شما بیان مى‏کند، و خداوند دانا و حکیم است. ازآنجاکه مهم‌ترین مسئله مطرح شده در سورة مبارکة نور، مسئله عفت عمومی و مبارزه با هرگونه آلودگی جنسی است، آیة فوق نیز به یکی از اموری که با این مسئله ارتباط دارد پرداخته و خصوصیات آن را تشریح می‌کند و آن مسئله اذن گرفتن بردگان و کودکان نابالغ به هنگام ورود به اتاق‌هایی است که مردان و همسرانشان ممکن است در آن خلوت کرده باشند. آیه در واقع در مقام بیان آداب ورود به جایگاه خصوصی پدر و مادر است (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 1، ص 5). خداوند در این آیه سه وقتی که زمان خلوت کردن زن و شوهر است و به احتمال زیاد مقید به پوشش نبوده و ممکن است به التذاذات جنسی بپردازند، به‌عنوان اوقاتی که دیگران باید برای ورود اجازه بگیرند، مشخص کرده‌اند. این دستور به اجازه گرفتن برای کودکان می‌تواند متذکر نکته‌ای برای والدین و دیگر زوج‌ها باشد که در روابط زناشویی خود به رعایت حیا در مقابل دیگران پایبند بوده و انجام هر امر جنسی و زناشویی را به حریم خصوصی خود محدود کنند. علاوه بر این، بیان این اوقات سه‌گانه که معمولاً زن و شوهرها به علت گرمای هوا یا هر علت دیگری لباس‌های خود را از تن در می‌آورند نشان‌دهندة این نکته است که زوجین (و از جمله پدر و مادرها) نه تنها باید از انجام دادن عمل جنسی در برابر دید کودک و یا هر فرد دیگری خودداری کنند، بلکه از لخت شدن و یا هر فعل دیگری که در حوزه التذاذ جنسی باشد امتناع ورزند؛ زیرا این اوقات مشخص شده همیشه زمان‌های همبستری نیستند، بلکه ممکن است در این اوقات والدین روابط تلذذی از یکدیگر داشته باشند؛ و روشن است که بیان این زمان‌ها در آیه به‌معنای انحصار حرمت آشکار شدن روابط جنسی در این اوقات و آزاد بودن در مواقع دیگر نیست (ر.ک: فقیهی، 1387، ص 116).

به این ترتیب قرآن کریم در این آیه شریفه یکی دیگر از روش‌های تربیت جنسی را متذکر شده و رعایت حریم خصوصی توسط زوجین در انجام اعمال زناشویی را به‌عنوان یکی از اصول تربیتی در هدایت جامعه انسانی به سوی سلامت جنسی معرفی می‌کند.

7. اظهار انزجار از اعمال قبیح

در قرآن کریم آمده است: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» (انعام: 151)؛ و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید. واژة «فواحش» جمع فاحش و به‌معنای قول یا فعل قبیح و بسیار زشت است (مصطفوی، 1360، ج 9، ص 36) و خداوند متعال در کلام خود زنا، لواط و نسبت دادن زنا به مردان و زنان پاکدامن را از مصادیق فاحشه شمرده و از ظاهر کلام بر می‌آید که منظور از فاحشه ظاهرى، گناه علنى و مقصود از فاحشه باطنى، گناه سرى و روابط نامشروع برقرار کردن به صورت مخفیانه است، و اما نهی‌ای که در آیه آمده است و بندگان را به دوری از فاحشه دستور داده است به این جهت است که چنین اعمال شنیعی اگر مورد تحریم واقع نمی‌شد، شفاعت و زشتی‌اش از میان می‌رفت و شایع می‌گردید، چراکه این امور از بزرگ‌ترین موارد علاقه نفس است و نفس از محرومیت درباره آنها به خاطر طبیعتی که دارد سخت ناراحت می‌شود، درصورتی‌که به خود واگذار شود به سرعت فحشاء را در بین جامعه شیوع یافته (طباطبائی، 1374، ج 7، ص 517) و با شیوع منکرات و اعمال قبیح جنسی، فساد رفته‌رفته کل جامعه را فرامی‌گیرد.

این نهی قرآن از نزدیکی به اعمال قبیح نوعی اظهار انزجار خدای تعالی از فواحش است که یکی از اصول و شیوه‌های تربیتی قرآن در مسائل جنسی است، چراکه نهی از جانب خداوند تعالی هنگامی صادر می‌شود که متعلق آن نهی امری ناپسند و مورد ذم خدای تعالی باشد و وقتی بنده از پروردگارش خائف است و او را شایسته اطاعت می‌داند، وقتی عملی را مورد کراهت و نفرت خداوند متعال دانست از آن دوری می‌کند و قبح آن اعمال بیش از پیش برایش روشن می‌شود.

در آیه دیگر، این قباحت و زشتی اعمال نامشروع جنسی به روشنی تذکر داده شده و خداوند متعال می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً» (اسراء: 32)؛ و مرتکب زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است. این آیه علاوه بر اینکه از زنا نهی کرده است در حرمت آن مبالغه کرده، چراکه نفرموده این کار را نکنید، بلکه فرموده نزدیکش هم نشوید و این نهی را چنین تعلیل کرده که این عمل فاحشه است و زشتی صفت جدایى‌ناپذیر آن است، و این اظهار انزجار خود را با عبارت «وَ ساءَ سَبِیلاً» مورد تأکید قرار داده و به انسان‌ها می‌فهماند که این روش، روش زشتى است که به فساد جامعه، و نابودی انسانیت و شئون زندگی اجتماعی می‌انجامد (طباطبائی، 1374، ج 13، ص 117). البته به این نکته نیز باید توجه کرد که وقتی قرآن می‌گوید به این عمل شوم نزدیک نشوید، این تعبیر علاوه بر تأکیدی که در عمق آن نسبت به خود این عمل نهفته است، اشارة لطیفی به این است که آلودگی به زنا غالباً مقدماتی دارد که انسان را به تدریج به آن نزدیک می‌کند و آن مقدمات نیز متعلق نهی قرآن هستند اعمال قبیحی چون چشم‌چرانی، برهنگی، بی‌حجابی، کانون‌های فاسد، کتاب‌ها و فیلم‌های آلوده و خلوت با اجنبی (ر.ک: مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 12، ص 103).

یکی دیگر از وجوه نمایان قبحِ اعمال شنیع جنسی، اظهار تنفر نسبت به انسان‌های بدکاره و پایین آوردن شأن و جایگاه آنهاست. در آیه‌ای از قرآن کریم آمده است: «الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» (نور: 3)؛ مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج ‏کند و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید و این (ازدواج) بر مؤمنان حرام شده است. اینکه خداوند در این آیه زانی و مشرک را با هم آورده، برای اهمیت دادن به گناه زنا است (طبرسی، 1360، ج 17، ص 97) و عطف مشرکان بر زانیان در واقع برای بیان اهمیت مطلب است، یعنی گناه زنا هم‌طراز گناه شرک است و در بعضی روایات هم وارده شده که شخص زناکار در آن لحظه‌ای که مرتکب این عمل می‌شود از ایمان بازداشته می‌شود (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 14، ص 362). بنابراین، اینکه خداوند مردان و زنان زناکار و آلوده را تنها درخور و شایسته مردان و زنان زانی و یا مشرک دانسته است، نهایت پستی مقام شخص زناکار را می‌رساند و قرآن کریم با بیان این عبارات نهایت قبح عمل زنا را بیان کرده و کراهت خود را از چنین عمل و چنین عاملی اظهار داشته است.

8. قاطعیت در برخورد و مجازات مفاسد جنسی

قرآن کریم نسبت به مفاسد و انحرافات جنسی برخورد شدیدی داشته و مجازات سختی را در دنیا و آخرت برای خاطیان و گناهکاران ذکر کرده است. چنانکه قوم لوط به علت ارتکاب به عمل شنیع لواط و اصرار بر آن به عذاب الهی در دنیا و عذاب جاودان اخروی محکوم ‌شده و در دنیا خداوند بارانی از کلوخ بر سرشان ریخت که آنها را به هلاکت رساند: «فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها حِجارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ» (هود: 82)؛ پس همین که امر ما فرا رسید سرزمینشان را زیر و رو نموده، بلندی‌هایش را پست و پستی‌هایش را بلند کردیم و بارانی از کلوخ بر آن سرزمین باریدیم، کلوخ‌هایی چون دانه‌های تسبیح ردیف شده. به این صورت آنهایی که همه چیز را وارونه کرده بودند و وقاحت و بی‌شرمی را به آنجا رساندند که حتى مى‏خواستند به حریم میهمان‌هاى رهبرشان (حضرت لوط) نیز تجاوز کنند، اینها باید شهرشان هم واژگون شود، نه فقط زیر و رو شود که بارانى از سنگ، آخرین آثار حیات را در آنجا درهم بکوبد و آنها را زیر پوشش خود دفن کند، به گونه‏اى که حتى اثرى از آنها در آن سرزمین دیده نشود. مسلماً سنت قطعی خداوند در مجازات مجرمین و مفسدان در قوم لوط خلاصه نمی‌شود و هر گروه منحرف و ستم‌پیشه‏اى باید چنین سرنوشتى را به انتظار بنشینند (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 9، ص 190).

در جای دیگری قرآن کریم مجازات مردان و زنان زناکار را بیان کرده و به اجرای کامل حد زناکار و عدم سهل‌گیری در مجازات خطاکاران اصرار می‌ورزد و می‌فرماید: «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانىِ فَاجْلِدُواْ کل وَاحِدٍ مِّنهْمَا مِاْئَةَ جَلْدَةٍ وَ لَا تَأْخُذْکمُ بهِمَا رَأْفَةٌ فىِ دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ لْیَشهْدْ عَذَابهَمَا طَائفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِین» (نور: 2)؛ هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حکم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند. این آیه علاوه بر اینکه بر زناکار از زن و مرد حد صد ضربه تازیانه را مشخص کرده در ادامه عبارت «وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ» را متذکر می‌شود به مجریان حدود دستور می‌دهد که در مجازات ذکر شده رأفت و دلسوزی به خرج نداده و در اجرای حد سهل‌انگاری نکنند (طوسی، بی‌تا، ج 7، ص 406).

بنا بر نقل تفاسیر آیة مذکور مشتمل به سه دستور است که اهتمام قرآن در شدت برخورد با زناکار را رسانده و اینکه چنین برخورد و قاطعیتی یکی از روش‌ها و اصول قرآن برای مصونیت جامعه از نا‌‌هنجاری‌های جنسی و تضمین سلامت آن است؛ این سه دستور به شرح ذیل است:

الف. حکم مجازات زنان و مردان آلوده به فحشاء و بی‌بندوباری جنسی.

ب. تأکید بر اینکه در اجراى این حد الهى گرفتار محبت‌ها و احساسات بی‌مورد نشوید، احساسات و محبتى که نتیجه‏اى جز فساد و آلودگى اجتماع ندارد، و براى خنثى کردن انگیزه‏هاى این‌گونه احساسات مسئله ایمان به خدا و روز جزا را پیش مى‏کشد، چراکه نشانه ایمان به مبدأ و معاد، تسلیم مطلق در برابر فرمان او است.

ج. دستور حضور جمعى از مؤمنان در صحنه مجازات است، چراکه هدف تنها این نیست که گناهکار عبرت گیرد، بلکه هدف آن است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم شود. به عبارت دیگر، با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگی‌های اخلاقى در یک فرد ثابت نمى‏ماند، و به جامعه سرایت مى‏کند، براى پاک‌سازی باید همان‌گونه که گناه برملا شده مجازات نیز برملا گردد (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 14، ص 360).

قرآن کریم متذکر می‌شود که علاوه بر مجازات‌های ذکر شده برای فاعلان اعمال شنیع جنسی در دنیا، این خطاکاران در آخرت نیز آسوده نخواهند بود و عذاب الهی آنها را فرامی‌گیرد و به کیفر نافرمانی و اعمال ناشایست خود خواهد رسید و چه بسا که عذاب قیامت برای آنها دو چندان شود: «و الَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَاهًا ءَاخَرَ وَ لَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَق وَ لَا یَزْنُونَ وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِکَ یَلْقَ أَثَامًا یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ یخَلُدْ فِیهِ مُهَانًا» (فرقان: 68-69)؛ و کسانى که معبود دیگرى را با خداوند نمى‏خوانند؛ و انسانى را که خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمى‏کشند؛ و زنا نمى‏کنند؛ و هر کس چنین کند، مجازات سختى خواهد دید عذاب او در قیامت مضاعف مى‏گردد، و همیشه با خوارى در آن خواهد ماند. همان‌طور که می‌بینیم در این آیات گناه زنا در کنار شرک و قتل نفس قرار گرفته و این همراهی شدت قباحت و اهمیت زنا را می‌رساند، سپس قرآن کریم با تأکید بیان کرده که کسانی که مرتکب این امور شوند عذاب آنها در قیامت مضاعف است و در آن جاودانه می‌‌مانند.

به این ترتیب، قرآن کریم یکی دیگر از اصول و روش‌های خود در تحقق سلامت جنسی فرد و به تبع آن جامعه را بیان می‌کند و متذکر می‌شود که وقتی مخاطب از طریق اصول اولیه چون دعوت به رعایت حیا، ارضای صحیح میل جنسی و برحذر داشتن از محرک جنسی و... از اعمال قبیح و مفاسد جنسی دوری نکرد و باز به بی‌بندوباری‌های جنسی تمایل نشان داد و مرتکب افعال قبیحی چون زنا و لواط شد، نوبت به تنبیه و مؤاخذه می‌رسد تا از این مسیر از گناهان بعدی او جلوگیری شود و دیگر افراد جامعه نیز جرأت و جسارت بر گناه پیدا نکنند. این اصل یکی از اصول کلی در جوامع بشری نیز هست، چراکه در قوانین اجتماعی همه جوامع برای پیشگیری از وقوع جرائم بیشتر و جلوگیری از جسارت بر جرم و خطا، یکی از تأثیرگذارترین روش‌ها مجازات خطاکاران و مجرمین است.

نتیجه‌گیری

1.  قرآن کریم با نزاهت و متانتی که در بیان امور جنسی (اعم از افعال جنسی و اندام‌های جنسی) دارد هم یکی از مظاهر حیا و ستار بودن خداوند متعال است و هم الگویی مطلوب و نمادی آرمانی در حیطه مسائل تربیتی و جنسی برای مخاطبین خود می‌باشد.

2.  قرآن ضمن اینکه انسان را به ارضای میل فطری جنسی ترغیب می‌کند ولی ارضای آن را تنها از راه صحیح آن، که ازدواج است جایز می‌داند و از هر نوع عمل منافی عفت اظهار انزجار کرده و ممنوعیت و قبح بی‌راهه‌های ارضای غریزه جنسی چون لواط و زنا را در آیات زیادی متذکر می‌شود.

3.  قرآن کریم برای پیشگیری از بی‌بندوباری‌های جنسی همة انسان‌ها را به رعایت اصل حیا در پوشش، نگاه و رفتار و در نیامیختن با جنس مخالف دعوت کرده و از آنها می‌خواهد که برای مصونیت از انحرافات جنسی در بحران‌ها و مشکلات ایمان خود را به خدای تعالی تقویت کرده و از او یاری بخواهند.

4.  ازآنجایی‌که مجازات مجرمین یکی از راهکارهای پیشگیری از جرائم در جوامع است قرآن کریم به این اصول نیز توجه داشته و برای خاطیان و مفسدان جنسی مجازات‌های سختی را در دنیا و آخرت متذکر شده است.

-      ابن‌جزی، محمد‌بن احمد، 1416ق، التسهیل لعلوم التنزیل، بیروت، بی‌جا، دارالارقم بن ابی الارقم.

-      آلوسی، سیدمحمود، 1415ق، روح‌المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه.

-      بیضاوی، عبدالله بن عمر، 1418ق، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

-      ثابت، حافظ، 1385، تربیت جنسی در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

-      جوادی آملی، عبدالله، 1388، تسنیم، قم، اسراء.

-      حسینی شیرازی، سیدمحمد، 1423ق، تبیین القرآن، بیروت، دارالعلوم.

-      راغب اصفهانی، حسین‌بن محمد، 1412ق، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم.

-      زمخشری، محمود، 1407ق، الکشاف عن حقائی غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی.

-      صادقی تهران، محمد، 1419ق، البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، مؤلف.

-      طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1374، تفسیر المیزان، ترجمة سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین.

-      طبرسی، فضل‌بن حسن، 1360، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ترجمة مترجمان، تهران، فراهانی.

-      طوسی، محمد‌بن حسن، بی‌تا، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

-      فخررازی، محمد‌بن عمر، 1420ق، التفسیر الکبیر (مفاتیح‌الغیب)، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

-      فقیهی، علی‌نقی، 1387، تربیت جنسی: مبانی، اصول و روش‌ها، قم، دارالحدیث.

-      قرطبی، محمد‌بن احمد، 1364، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو.

-      قمی مشهدی، محمد‌بن محمدرضا، 1368، تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب، تهران، وزارت ارشاد اسلامی.

-      کلینی، محمد‌بن یعقوب، 1365، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

-   محمودی، سیداحمد و اسماعیل ملکوتی‌خواه، 1391، «بررسی بعد زیباشناختی و نزاهت بیانی قرآن کریم در مسائل جنسی»، کتاب قیم، ش 5، ص 55-82.

-      مدرسی، سیدمحمدتقی، 1419ق، من هدی القرآن، تهران، دارمحبی الحسین.

-   مستقیمی، مهدیه‌السادات و همکاران، 1389، «تحلیلی از متانت گفتاری زبان قرآن در حوزه التذاذات جنسی»، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش 49، ص 107-156.

-      مصطفوی، حسن، 1360، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

-      مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

-      مکارم شیرازی، ناصر، 1377، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علی‌بن ابیطالب(ع).

-      میبدی، احمد‌بن محمد، 1371، کشف الأسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر.

-      نوری‌زاد، صمد، بی‌تا، نگرشی بر اعجازهای پزشکی قرآن، قم، آیت عشق.

یوسفی، شهناز، 1389، بازشناسی تربیت جنسی با رویکردی اسلامی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره