بازخوانی تأثیر متقابل کاهش نرخ فرزندآوری (TFR) بر افزایش نرخ طلاق در ایران

نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تحقیقات

چکیده

به دنبال اجرای بی‌رویه برنامه جامع کنترل جمعیت و قانون تنظیم خانواده مصوب مجلس شورای اسلامی که از میانه دهه شصت در کشور دنبال شد، نرخ رشد جمعیت کشور از 9/3 درصد در سال 1365 به 24/1 درصد در سال 1395 تنزل پیدا کرد و نرخ باروری از 5/6 فرزند به ازای هر زن در سال 1365 به 8/1 فرزند در سال 1395 سقوط کرده است. این کاهش سریع و بی‌نظیر نرخ باروری در ایران اسلامی پیامدهای گسترده‌ای در پی داشته است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به پیامدهای پیچیده و شبکه‌ای اجتماعی اشاره کرد. از جمله اصلی‌ترین مصادیق پیامدها و آسیب‌های اجتماعی برآمده از کاهش نرخ رشد جمعیت (YGR)، سقوط نرخ فرزندآوری (TFR) و رواج الگوی بی‌فرزندی و تک‌فرزندی در جامعه ایران می‌توان به کاهش بعد خانوار، دگرگونی ساختاری نهاد خانواده و روابط خانوادگی اشاره نمود که منجر به تضعیف و گسست روابط عاطفی بین اعضای خانواده و به‌ویژه همسران شده است. افزایش محسوس نرخ طلاق در سال‌های آغازین زندگی که معمولاً به‌صورت توافقی انجام می‌شود و فراتر از آن تشدید گسترده پدیده طلاق عاطفی، متغیری است که به‌شدت از دگرگونی الگوی فرزندآوری، کاهش نرخ رشد جمعیت (YGR) و نرخ باروری (TFR) متأثر شده‌اند.

کلیدواژه‌ها


جمعیت و تحولات کمی و کیفی آن و تأثیرات متقابل آن در مؤلفه‌های تشکیل، اقتدار و بقای تمدن‌های بشری از دیرباز مورد توجه و مداقه نخبگان و حاکمان بوده است. در طول تاریخ بسیاری از نظریه‎پردازان، جمعیت را مهم‎ترین مؤلفۀ اقتدار اجتماعی و نیروی محرکۀ جوامع بشری می‌دانند. ادیان آسمانی، فرق، نحل و مکاتب بشری نیز در باب تحولات جمعیتی جوامع بشری واجد راهبرد و نگاه کلان بلندمدت بوده‌اند که آموزه‌های مشوق ازدواج، فرزندآوری و تکثیر نسل در شریعت نورانی اسلام نیز بیانگر همین دیدگاه راهبردی است. تحولات کمی و کیفی در عصر کنونی و در صحنه تقابل آشکار دو مکتب توحیدی اسلام و مکتب بشرساخته اومانیسم نیز نقش تعیین‌کننده‌ای یافته است که در مطالعات تمدنی به‌عنوان یک پیشران قدرتمند اجتماعی به شکل پژوهش‌های جامع و تخصصی جامعه‌شناسانه مورد مطالعه قرار گرفته است.

بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی در غرب که به مدرنیته و تغییر بنیادین سبک زندگی و نگرش بشر به حیات منجر شد، بدین‌وسیله کلیه ابعاد زندگی انسان متأثر از فضای نوین به وجود آمده، دگرگون شد. از جمله مهم‌ترین مفاهیم دگرگون شده در سبک زندگی جدید بشر غربی؛ خانواده، ازدواج، روابط جنسی و الگوی فرزندآوری است که در مطالعات اجتماعی با عناوینی مانند دگرگونی سبک زندگی، انقلاب خانوادگی و انقلاب جنسی از آن‌ها یاد می‌شود.

به دنبال رسیدن امواج مدرنیته و مؤلفه‌های سبک زندگی نوین غربی به جوامع دیگر جهان، سیر تغییرات الگوی فرزندآوری جوامع شرقی نیز آغاز شد که در ادامه با اجرای ابرپروژه‌های مهندسی اجتماعی جهان و طرح‌های نظام سلطه برای کنترل جمعیت جهان و خصوصاً تمدن رقیب غرب در شرق عالم، این تحولات جمعیتی در جوامع شرقی سرعت و عمق بیشتری یافت. گسترۀ تحولات جمعیتی، بسیاری از نهادهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد. نهاد خانواده و متغیرهایی همچون ازدواج و طلاق از جمله مؤلفه‌هایی هستند که دچار دگرگونی‌های اساسی شده‌اند.

روش پژوهش

این پژوهش، به شکل ترکیبی و به روش همبستگی و با متد تحلیل محتوا، به بررسی موضوع رابطۀ دوسویه کاهش نرخ فرزندآوری[1] (TFR) با افزایش نرخ طلاق[2] در ایران می‌پردازد. هدف این پژوهش، اثبات رابطۀ دوسویه و معکوس بین نرخ باروری و نرخ طلاق و بررسی چگونگی ارتباط متقابل بین متغیرهای نرخ باروری و نرخ طلاق به روش تحلیل داده‌های محتوایی و آماری می‌باشد.

گزارش سیر تحولات جمعیت ایران

در ابتدای این مقاله و با هدف فهم کامل‌تر مسئله و کشف چگونگی ارتباط متقابل بین دو متغیر نرخ باروری و نرخ طلاق، لازم است با سیر تحولات جمعیت در جمهوری اسلامی ایران آشنا شویم. ایران از نخستین کشورهای مجری سیاست‌های کنترل جمعیت بود و از سال 1989 که روز 11 جولای به‌عنوان روز جهانی جمعیت نامگذاری شد، اولین اقدامات ملی خود را برای کاهش رشد جمعیت آغاز نمود. آنچه بدیهی است اینکه سیر کاهش نرخ رشد جمعیت[3] و نرخ باروری کل در جهان طی نیم قرن گذشته وجود داشته است، ولی میزان و سرعت این سیر کاهشی است که بسیار مهم و تعیین‌کننده است و منشأ بسیاری از تحولات مدیریت نشده اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی شده است.

در سال 1994 م (1373 ش) در شهر قاهره کنفرانسى برگزار شد که برخی جمعیت‌شناسان آن را نقطۀ عطفى در تاریخ فعالیت‏هاى مربوط به جمعیت و توسعه و همچنین تحولی در حقوق زنان در دنیای اسلام به‌شمار می‌آوردند. در این سمینار، به نقش اساسى زنان در اجرا و موفقیت برنامه‏هاى تنظیم خانواده اشاره شد. در این سمینار نمایندگان 179 کشور جهان حضور داشتند تا نیازهاى آموزشى و بهداشتى زنان را در سراسر جهان بررسی کنند و براى ارتقاى کیفى زندگى زنان که یکى از پیش‌شرط‌های اساسى دستیابى به توسعه است، گام بردارند. از اهداف اصلى این همایش، کاهش مرگ‌ومیر نوزادان، کودکان و مادران و تضمین دسترسى همگانى به آموزش و بهداشت بارورى از جمله تنظیم خانواده، پیشگیرى از عفونت‏هاى قابل انتقال، ایدز و توانمندسازى زنان بوده است. همچنین در این کنفرانس برنامۀ عمل بیست ساله‏اى تدوین شد که بر توجه به نیازها و حقوق افراد به‌عنوان اهداف جمعیتى تأکید داشت. این برنامۀ عمل، دولت‏هاى حاضر را تشویق مى‏کرد تا براى پیشبرد این اهداف، اقدامات، طرح‏ها و برنامه‏هایى را اتخاذ نمایند و مقرر شد این برنامۀ عمل تا سـال 2015 میلادی امکـان دستـرسـى همۀ کشورهای شرکت‌کننده به خدمات و اطلاعات مربـوط به کنترل جمعیت و بهداشت بارورى فراهم کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1. کنفرانس بین‌المللی جمعیت و توسعه - قاهره - 1994

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2. نمودار تحولات نرخ باروری در ایران از 1960 تا 2010

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3. نرخ باروری کل در ایران و کشورهای منطقه در سال 2015

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پایان جنگ تحمیلی، از سال 1367 دولت وقت سیاست تحدید موالید را اعلام کرد و متعاقب آن برنامه‌های تنظیم خانواده را به‌صورت گسترده اجرا کرد. با اجرای غیرکارشناسی و بیست و پنج ساله سیاست‌های تنظیم خانواده، نرخ باروری از میزان 5/6 فرزند به ازای هر زن در سال 1365 به 8/1 فرزند در سال 1395 رسید. در حال حاضر، ایران پایین‎ترین نرخ باروری دنیای اسلام را دارد.

سالمندی جمعیت[4] کشور و تغییرات نگران‌کننده ساختار هرم سنی یکی از پیامدهای سقوط نرخ باروری بوده ‌است که بر اساس آمارهای آینده‌نگاری جمعیت همچنان تداوم خواهد داشت. مطالعات جمعیتی اثبات می‌کنند که طی سالیان آینده روند سالمندی جمعیت ایران با سرعت و شدت بیشتری ادامه خواهد داشت و در آینده نه چندان دور، ایران با پدیده سالمندی قطعی جمعیت روبرو خواهد شد که شروع کاهش تعداد جمعیت کل کشور هم از توابع آن خواهد بود.

بر اساس الگوی پیش‌بینی جمعیت توسط صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) و در صورت تداوم روند فعلی، ایران از سال 1425، یعنی حدود 30 سال آینده در مسیر کاهش جمعیت قرار خواهد گرفت و سالانه حدود دویست هزار نفر از جمعیت کشور کاسته خواهد شد. البته بدیهی است با نرخ بالای سالمندی و تداوم کاهش نرخ باروری در ایران، امکان وقوع زودتر این پدیده نیز تصور می‌شود.

جدول 1. پیش‌بینی تعداد جمعیت ایران (هزار نفر) بر اساس 3 سناریوی باروری سازمان ملل
در سال 2017

سال

تعداد جمعیت کشور بر اساس سه سناریوی

رشد جمعیت و باروری کشور بر اساس سه سناریوی

کم

متوسط

بالا

کم

متوسط

بالا

نرخ باروری

نرخ رشد جمعیت

نرخ باروری

نرخ رشد جمعیت

نرخ باروری

نرخ رشد جمعیت

1390

2011

75492

75492

75492

-

-

-

-

-

1.25

1394

2015

79360

79360

79360

1.75

1.25

1.75

1.25

1.75

1.25

1399

2020

82623

83587

84551

1.27

0.81

1.62

1.04

1.87

1.27

1404

2025

83497

86730

89063

1.13

0.43

1.53

0.74

1.93

1.04

1409

2030

85033

88863

92694

1.00

0.15

1.50

0.49

2.00

0.080

1419

2040

85102

91899

98777

1.05

0.03-

1.55

0.31

2.05

0.62

1429

2050

83225

93553

104533

1.12

0.32-

1.62

0.11

2.12

0.53

1439

2060

77644

91802

1078721

1.17

0.82-

1.67

0.29-

2.17

0.24

1449

2070

69129

87177

108775

1.31

1.27-

1.71

0.58-

2.21

0.06

1459

2080

59410

81606

109673

1.24

1.58-

1.74

0.67-

2.24

0.11

1469

2090

50539

76667

111958

1.26

1.66-

1.76

0.60-

2.26

0.24

1480

2100

42392

72462

115284

1.28

1.77-

1.78

0.56-

2.28

0.27

                         

 

یکی از نتایج قابل تأمل پژوهش‌های تحولات سالمندی این است که هم‌اینک نرخ رشد جمعیت سالمندان کشور بیش از سه برابر میانگین نرخ رشد جمعیت کل کشور است و این یعنی زنگ خطر سالمندی جمعیت در ایران به صدا در آمده ‌است و باید به‌زودی منتظر پدیده‌ای تحت عنوان «سونامی سالمندی ایران» باشیم. این آمارها حاکی از آن است که طی حدود بیست سال آینده، نسبت نرخ رشد جمعیت سالمندان به نرخ رشد جمعیت کل کشور، شانزده به یک خواهد شد.


جدول 2. تحولات جمعیت سالمندان ایران

سال

تعداد جمعیت (000)

نرخ رشد جمعیت (درصد)

تعداد سالمندان (000)

میانه سنی (سال)

نرخ رشد جمعیت سالمند (درصد)

میانگین سنی (سال)

درصد جمعیت 60 سال به بالا

نسبت سالمندان (60 سال به بالا) به افراد کمتر از 15 سال (شاخص سالخوردگی)

1335

18955

-

 

6/19

-

 

 

15

1345

25079

1/3

1638

7/17

-

2/22

5/6

14

1355

33709

7/2

1772

6/17

8/0

4/22

3/5

12

1365

49445

9/3

2686

17

2/4

7/21

4/5

12

1375

60055

96/1

3978

4/19

4

24

6/6

17

1385

70496

6/1

5121

9/23

5/2

28

2/7

29

1390

75150

29/1

6160

27

8/38

8/29

2/8

35

1404

86497

01/1

10374

3/36

79/3

-

12

57

1409

88529

37/0

12745

3/38

2/4

-

4/14

80

1419

91205

23/2

18866

6/42

4

-

7/20

142

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 4. نمودار نسبت جمعیت 60 سال و بیشتر بر اساس سه سناریوی پیش‌بینی باروری در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 5. نقشه نسبت جمعیت 60 سال و بیشتر در جهان - 2015

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 6. نقشه نسبت جمعیت 60 سال و بیشتر در جهان - 2050

 

 

بر اساس مقایسه نقشه توزیع سالمندی جهان در سال‌های 2015 و 2050، درمی‌یابیم که ایران تنها طی 35 سال، از یک کشور جوان به یک کشور سالمند تبدیل خواهد شد؛ به عبارت دیگر، درحالی‌که در سال 2015 سالمندان بالای 60 سال تنها 8 درصد جمعیت ایران را تشکیل داده‌اند ولی به علت سرعت پدیده سالمندی جمعیت، در سال 2050، حدود 33 درصد جمعیت کل کشور سالمند خواهد بود و علی‌رغم اینکه ایران هنوز مسیر پیشرفت تکنولوژیک و پویایی اقتصادی را طی نکرده ‌است درصد قابل‌توجهی از جمعیت خود را در چرخه کار و تولید از دست خواهد داد (قاسمی، 1393، ص 168).

نیکولاس ابرشتات (Nicholas Eberstadt) از محققان برجسته انستیتو اینترپرایز آمریکا (AEI) و یکی از پژوهشگران بین‌المللی است که بر روی تحولات جمعیت در جهان اسلام و ایران مطالعه نموده و گزارشی را منتشر کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 7. پروژه «کاهش نرخ باروری در دنیای اسلام»

وی در پژوهش خود تحت عنوان «کاهش باروری در جهان اسلام؛ تغییر فاحشی که در کمال تعجب کسی متوجه آن نشده است» با استفاده از داده‌‌های به‌دست‌آمده از 49 کشور اسلامی و محدوده‌های جغرافیایی دارای اکثریت مسلمان دریافت، به‌طور میانگین نرخ باروری در سال‌های 1975 تا 1980 و 2005 تا 2010، حداقل 44 درصد کاهش یافته است، حال آنکه کاهش نرخ باروری در کل جهان 32 درصد بوده است. متأسفانه بیشترین کاهش باروری که در سه دهۀ گذشته، کاهش 70 درصدی باروری را شامل می‌شود، در ایران به وقوع پیوسته است. ابرشتات در بخش دیگری از این مقاله می‌گوید: کاهش نرخ باروری در ایران طی سی سال گذشته حیرت‌انگیز و معادل 70 درصد بوده است. این میزان یکی از سریع‌ترین و چشمگیرترین آمارهای کاهش باروری در تاریخ بشریت بوده است (ابرشتات، 2011، ص 8).

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 8. جدول تاریخچه تحولات جمعیت ایران از سال 1955 تا 2017

مایکل کوک (Michael Cook) نیز با پروژه‌ای با عنوان «بحران جمعیت در ایران» تحولات ساختاری هرم سنی جمعیت در کشورمان را بررسی نموده و در نهایت، بیان می‌کند: تا اواسط این قرن، این جوانان، سالمند خواهند شد و جمعیت در سن کار نسبتاً کمی برای حمایت از آن‌ها در جامعه‌ای با روابط شدیداً تضعیف شده خانوادگی، وجود خواهد داشت (کوک، 2009، ص 5).

در واقع، آینده جمعیتی ایران در بلندمدت، بسیار تاریک به نظر می‌رسد. اگر تحولات جمعیت به همین ترتیب پیش رود، در یک دورۀ 40 ساله بیش از 30 درصد جمعیت ایران سالمند خواهد شد، درحالی‌که جمعیت کنونی سالمندان ایران قریب به 8 درصد است.

همچنین مایکل لیپکا (Michael Lipka) از مرکز پژوهش‌های پیو در بریتانیا به دنبال پژوهشی با هدف بررسی چرایی رشد بالای جمعیت مسلمانان در جهان، در مقاله تحلیلی خود تحت عنوان «چرا مسلمانان سریع‌ترین نرخ رشد را در جهان دارند» می‌نویسد: در بین ادیان و فرق موجود در جهان، اسلام و مسلمانان بالاترین نرخ رشد جمعیت را دارند که در دهه‌های آینده نسبت جمعیتی در بسیاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 9. نمودار تغییرات ضریب سالمندی جمعیت ایران- 1390 تا 1420

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 10. پروژه «بحران جمعیت در ایران»

از کشورهای جهان را دگرگون خواهد کرد. البته این قاعده یک استثنای بزرگ دارد که ایران نام دارد. ایران علی‌رغم اینکه جزو کشورهای اسلامی است اما از الگوی رایج نرخ باروری در کشورهای اسلامی تبعیت نکرده و با وجود مشکلات اجتماعی و اقتصادی متعدد، در تحولات ساختارهای جمعیتی کاملاً همانند کشورهای توسعه‌یافته دچار افت شدید نرخ باروری شده و در آستانه سالمندی جمعیت قرار دارد (لیپکا، 2017، ص 11).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 11. پنجره جمعیتی ایران

آنچه در تجزیه‌وتحلیل آمارهای جمعیتی کشور به دست می‎آید، روشن است روند تغییرات جمعیت ایران به هیچ وجه به نفع ما نیست و در کمتر از سه دهه، جمهوری اسلامی ایران به کشوری سالخورده تبدیل خواهد شد و این به معنی کاهش نشاط و نوآوری در جامعه و افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی برای رفع دغدغۀ خیل عظیم سالخوردگان خواهد بود.

بر اساس یک پروژۀ تحقیقات بین‌المللی تحت عنوان «آیندۀ جمعیت مسلمانان جهان» روشن شد که جمعیت مسلمانان جهان در زمان انجام این پروژه در سال 2010 میلادی حدود 6/1 میلیارد نفر، یعنی 4/23 درصد جمعیت کل جهان بود. این آمار در سال 1990 حدود 20 درصد بوده است و جدیدترین بررسی‌ها نشان می‌دهد جمعیت مسلمانان جهان در سال 2030 میلادی 3/2 میلیارد نفر، یعنی 4/26 درصد خواهد شد (گریم، 2010، ص 6).

ساموئل هانتینگتون (۱۹۲۷-۲۰۰۸)، در بخشی از مصاحبۀ خود دربارۀ تمدن اسلام و تمدن چین و چالش آن‌ها با تمدن غرب، با اشاره به نقش روزافزون مسلمانان می‎گوید:

تمدن اسلام، تمدنی است که چالش آن تا حدی متفاوت از دیگر چالش‌هاست؛ چرا که این تمدن اساساً ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زادوولد که در اکثر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم، این چالش را متفاوت کرده است. امروزه بیش


جدول 3. جدول جمعیت مذاهب و فرق جهان در سال 2010

Percentage

Adherents

Religion

31.50%

2.2bilion

Chistianity

22.32%

1.6bilion

Islam

15.32%

1.1 bilion

Secular/nireligious/agnostic/atheist

13.95%

1 bilion

Hinduism

5.50%

394 milion

Chinese traditional religion

5.25%

376 milion

Budhism

4.19%

300 milion

Ethnic religions ewcluding some in separate categories

1.40%

100 milion

Afrecan traditional religions

0.32%

30 milion

Sikhism

0.21%

15 milion

Spiritism

0.20%

14 milion

Judaism

0.10%

7.0 milion

baha

0.06%

4.2 milion

jainism

0.06%

4.0 milion

Shinto

0.06%

4.0 milion

Cao dai

0.04%

2.6 milion

Zoroastrianism

0.02%

2.0 milion

Tenrikyo

0.01%

1.0 milion

Neo-paganism

0.01%

0.8 milion

Unitarian universalism

0.01%

0.6 milion

rastafari

100%

7167 milion

total

 

 

از 20 درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان 15 تا 25 ساله تشکیل داده‌اند. این همان نسلى است که نیروهاى اجتماعى را براى سازمان‌ها و نهضت‌های اسلامى آماده می‌کند. برای نمونه می‎توان به افزایش نسبت جمعیت جوانان ایران در سال ۱۹۷۰ اشاره کرد که در این دهه، انقلاب اسلامى در ایران شکل گرفت. افزایش ۲۰ درصدى جمعیت جوانان در الجزایر در اواخر دهۀ ۸۰ و اوایل دهۀ ۹۰ نیز منجر به پیروزى مسلمانان در انتخابات شد. همچنین کنار هم قرار گرفتن مسئلۀ رشد جمعیت در یک فرهنگ و کند بودن رشد جمعیت در فرهنگ دیگر نیازمند تعدیل سیاسى و جلوگیرى از خشونت است. جمعیت کشورهاى اسلامى به‌گونه‌ای چشمگیر در حال افزایش است و این مسئله ظرف بیست سال آینده باعث مهاجرت دسته‌جمعى جوانان مسلمان جویاى کار به غرب خواهد شد که با توجه به ظهور پدیدۀ جنبش‎های اسلامى و مقابله با ارزش‌های فرهنگى غرب، براى غرب یک خطر محسوب می‌شود (گاردنر، 1386، ص 296).

برژینسکی، نیز در این زمینه می‌گوید: «از فکر کردن به حملۀ پیش‎دستانه علیه تأسیسات هسته‌ای ایران اجتناب کنید و یک بازی طولانی‌مدت را انجام دهید، چون زمان، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران ابداً به نفع رژیم کنونی نیست» (برژینسکی، 2009).

12 تا 15 فوریۀ سال 2007 میلادی به دعوت صندوق جمعیت سازمان ملل نشستی با عنوان «اجلاس بین‌المللی رهبران مسلمان برای حمایت از جمعیت و دستیابی به اهداف توسعۀ هزارۀ سوم» در جزیرۀ بالی اندونزی برگزار شد. محور اصلی این اجلاس، بررسی روند پیشرفت تنظیم خانواده در میان مسلمانان و کشورهای اسلامی و راه‎های مقابله با شیوع بیماری‌های مقاربتی به‌ویژه ایدز در بین جوانان بود. بیش از بیست هیئت از کشورهای اسلامی یا جامعۀ مسلمانان ساکن در کشورهای غیراسلامی نظیر فیلیپین، تایلند و چین در این اجلاس شرکت داشتند. از ایران نیز هیئتی در این اجلاس بین‎المللی شرکت کرده بود. گروهی از کشورها مانند اندونزی، ایران و پاکستان به موفقیت‎های کسب ‎شده در زمینۀ کنترل رشد جمعیت در کشورشان و روش‎ها و شیوه‎های به کار گرفته شده اشاره نموده و آمار و مستندات موجود را ارائه کردند. گروهی دیگر مانند هیئت سوریه و اردن تحدید نسل و کنترل جمعیت را قبول نکردند و بر انحرافی بودن آن تأکید کردند. این عده از کشورها دربارۀ ضرورت سلامت خانواده و تربیت سالم فرزندان سخن گفتند که تکثیر و ازدیاد آن در معارف دینی و وحیانی سفارش مؤکد شده است.

کاهش میانگین تعداد اعضای خانواده ایرانی

خانواده، مهم‌ترین و مقدس‌ترین کانون اجتماع بشری است که به‌عنوان سنگ بنا و پایۀ اصلی جوامع از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار است. این نهاد ارزشمند با گذشت زمان و در دوره‌های گوناگون زندگی انسان، دستخوش تغییرات زیادی شده است. ازاین‌رو، هنجارها، ارزش‌ها و قوانین حاکم بر آن بسته به شرایط و دوره‌های زمانی نیز دگرگون شده است؛ اما همواره همبستگی، ارزش کانونی و پسندیده بوده است و گسست و جدایی نیز ارزش‌های نکوهیده و ناپسند در این نهاد به‌شمار رفته‌اند. گذر جوامع از سنتی به نوین، دگرگونی‌های زیادی مانند دگرگونی در الگوی فرزندآوری به همراه داشته و این تحولات تأثیرات بسیاری را در بخش‌های گوناگون جامعه بر جای گذاشته است که خانواده نیز از این دگرگونی‌ها دور نمانده است.

کاهش سقوط گونه نرخ باروری در ایران اسلامی پیامدهای گسترده‌ای داشته است که محسوس‌ترین این پیامدها کوچک‌تر شدن مستمر خانواده‌های ایرانی است که این متغیر از مهم‌ترین علل بروز آسیب‌های اجتماعی برآمده از نهاد خانواده است. در یک نگاه گذرا، این تغییرات محدود به رفتارهای شخصی خانواده‌هاست، اما در یک نگاه راهبردی و شبکه‌ای هر تحولی در مؤلفه‌های آماری جمعیت، در تأثیر و تأثر کاملاً مشهود و معناداری با سایر ساختارها و متغیرهای اجتماعی است که می‌بایست از منظر کارشناسی و تحلیلی مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار گیرد.

خانواده و روابط مشتمل بر آن و پدیده‌های اجتماعی از نخستین نهادهای متأثر در تحولات جمعیت‌شناختی است که در این رابطه متقابل می‌توان به تحولاتی همچون رواج پدیده چندوجهی فرزندسالاری، شیوع گسست عاطفی و زناشویی، افزایش نرخ طلاق‌های توافقی، طلاق‎های عاطفی و تضعیف گسترده شبکه خویشاوندی در خانواده‌ها اشاره نمود.

بعد خانوار[5] به معنی میانگین تعداد اعضای یک خانوار در سال 1365 در کشور، حدود 1/5 نفر بوده است که این عدد در سرشماری سال 1395 به حدود 3/3 نفر کاهش یافته است؛ به عبارت دیگر، در حال حاضر هر خانواده ایرانی به‌طور میانگین کمتر از چهار نفر عضو دارد و کمتر از دو فرزند را داراست.

جدول 4. جدول تحولات جمعیت و خانوار طی سال‌های 1365-1395

سال

جمعیت

مرد

زن

نسبت جنسی

خانوار

بعد خانوار

1395

79.926.270

40.498.442

39.427.828

103

24.196.035

3.3

1390

75.149.669

37.905.669

37.244.000

102

21.185.647

5/3

1385

70.495.782

35.866.362

34.629.420

104

17.501.771

4

1375

60.055.488

30.515.159

29.540.329

103

12.398.235

8/4

1365

49.445.010

25.280.961

24.164.049

105

9.673.931

1/5

 

 

همچنین بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده، فقط در دهۀ گذشته نسبت خانوارهای تک‌نفره و دونفره رشدی رو به افزایش داشته و به ترتیب 2/3 درصد و 4/5 درصد افزایش یافته است. در مقابل، خانواده‌های پنج نفره و بیشتر دچار سقوط آماری گشته و به‌شدت تنزل پیدا کرده است، به‌طوری‌که با 5/17 درصد کاهش رکورد سقوط بی‌سابقه‌ای بر جای گذاشته است.

جدول 5. جدول توزیع نسبی خانوارها بر حسب تعداد افراد خانوار طی سال‌های 1385-1395

سال

1 نفر

2 نفر

3 نفر

4 نفر

5 نفر و بیشتر

1395

5/8

7/20

5/28

6/27

7/14

1390

1/7

4/18

1/27

3/26

21

1385

2/5

3/15

9/22

4/24

2/32

 

 

افزایش محسوس میانگین سن ازدواج و کاهش آماری نرخ ازدواج افراد، در سن ازدواج نیز در تشدید پدیده تجرد قطعی (تجرد قطعی یعنی کسانی که امید به ازدواج ندارند و احتمال ازدواج در بین آنان بسیار کم است) و کاهش نرخ رشد تعداد خانواده‌ها بسیار مؤثر بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 12. نمودار میزان واقعه ازدواج در ایران

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 13. نمودار میانگین سن ازدواج در ایران

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 14. نمودار نسبت سهم ازدواج خانم‌ها در سنین بالای 30 سال

 

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 15. نمودار نسبت سهم ازدواج آقایان در سنین بالای 35 سال9

 

جدول 6. جدول جمعیت هرگز ازدواج نکرده در سن متعارف ازدواج بر حسب تحصیلات

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بدین‌ترتیب افزایش میانگین سن ازدواج نیز یکی دیگر از متغیرهایی است که موجب کاهش آمار نرخ رشد تعداد خانواده‌ها شده و در نهایت، با از دست دادن سالیان طلایی و محدود سنین باروری، کوچک‌تر شدن بیشتر خانواده‌ها را در پی داشته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 16. نمودار سهم فرزندآوری در بالای 30 سال در ایران

با توجه به آنچه در داده‌های آماری فوق مشاهده شد، می‌توان با قطعیت گفت: خانواده به‌عنوان نهاد اصیل و بنیان تشکیل‌دهندۀ اجتماع، بیشترین تأثیر را از تحولات جمعیتی دریافت کرده و دچار دگرگونی شده است.

تضعیف ساختار و روابط خانوادگی

کمیت و کیفیت روابط عاطفی اعضای خانواده و به‌ویژه زوجین از مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیت نهاد خانواده و یا ناکارآمدی آن است. ازاین‌رو، بررسی عوامل ضعف و گسست عاطفی روابط خانواده، بسیار ضروری است. به‌طورکلی، هر عاملی که باعث تضعیف روابط خانواده و تفاهم و توافق بین زوجین و ناسازگاری زناشویی شود، باعث افزایش نرخ طلاق خواهد شد.

ازآنجایی‌که وجود فرزندان و تعدد آن‌ها و تقویت جایگاه والدینی برای زوجین، علاوه بر تکامل بیشتر شخصیت انسانی آن‌ها، منجر به تحکیم روابط عاطفی بین همسران می‌شود، لذا با کاهش بُعد خانوار و کوچک‌تر شدن خانواده‌ها و کاهش ستون‌های عاطفی مشترک بین زوجین، مؤلفه‌های عاطفی استحکام‌بخش، برای استمرار زندگی مشترک و گذر از بحران‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی مشترک، کاهش خواهد یافت. کاهش تعداد فرزندان در خانواده‌ها در حقیقت مؤلفه‌های عاطفی استحکام‌بخش زندگی مشترک زوجین را به‌شدت تنزل خواهد داد.

فقدان فرزند، این مقوم عاطفی خانواده، افزایش فردگرایی و اصالت تفرد را در پی خواهد داشت و هر یک از زوجین برای جبران این تفرد و تنهایی و با هدف پرکردن خلأهای وقتی و ذهنی خود، تمهیداتی خواهند اندیشید. برای نمونه، تحصیلات دانشگاهی غیرهدفمند بانوان، اشتغال بی‌رویه بانوان، ایجاد روابط و مراودات گسترده و عمیق با دوستان و همکاران، گریز از محیط خانه تحت هر عنوان و بهانه و ... از جمله این تمهیدات می‌باشد (طاهری، 1393، ص 89).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 17. نمودار جمعیت زنان دانشجو

باید توجه داشت که این تصمیمات و اقدامات در فرض مسئله خانواده‌های هسته‌ای و بدون فرزند، اغلب با هدف فرار از تنهایی در خانه و تفرد ناشی از آن و همچنین فقدان نشاط و عواطف سرشار والدینی مورد نیاز انسان در دستور کار زوجین قرار می‌گیرد، درحالی‌که این تصمیمات و سبک زندگی خود منجر به تشدید بیشتر تفرد و تضعیف بیشتر روابط عاطفی خانواده شده و زوجین را روز به روز از همدیگر دورتر نموده و در معرض گسست روابط عاطفی و زناشویی قرار خواهد داد (اسلامی، 1392، ص 49).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 18. نمودار جمعیت زنان شاغل در بخش خصوصی در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 19. نمودار تغییرات جمعیت مردان و زنان شاغل در ایران

 

شیوع گسست روابط عاطفی و زناشویی و طلاق عاطفی

تفرد گسترده و مستمر زوجین و به دنبال آن تضعیف روابط عاطفی خانوادگی، به مرور باعث بروز گسست روابط زوجینی و زناشویی و وقوع پدیده‌ای تحت عنوان «طلاق عاطفی و غیررسمی» شده است.

متأسفانه در سال‌های اخیر هم‌زمان با بالا رفتن میزان تفرد و تضعیف روابط عاطفی خانواده‌ها، بخشی از ازدواج‌ها در سال‌های آغازین زندگی، به طلاق عاطفی منتهی می‌شوند. دلایل بروز و نشانه‌های طلاق عاطفی جزو مباحثی است که در این مجال نمی‌گنجد و در این بخش به‌صورت گذرا به آن اشاره می‌کنیم.

طلاق عاطفی[6]، به‌معنای گشوده شدن گره عاطفی و مهربانی میان زن و شوهر است. در طلاق عاطفی، همسران از یکدیگر جدا نمی‌شوند و در حقیقت زیر یک سقف زندگی می‌کنند؛ اما دیگر بین آن‌ها از رابطه عاطفی و صفا خبری نیست. آن‌ها زندگی روزمرۀ خود را می‌گذرانند؛ ولی دیگر نشاط و احساسات خانوادگی را درنمی‌یابند و کم‌کم از نقش حقیقی همسری خارج شده، به هم‌خانه بودن بسنده می‌کنند. شاید بتوان گفت زندگی زناشویی خاموش، جدایی روحی-روانی و به عبارت بهتر طلاق خاموش، مترادف‌هایی برای واژۀ طلاق عاطفی هستند. پس آنگاه که وجود زن و شوهر از احساساتی دل‌نشین، با نشاط و آرامش‌بخش خالی می‌شود، می‌توان گفت طلاق عاطفی اتفاق افتاده است (آقاجانی، 1393، ص 117).

زمانی که فرزندان به‌عنوان پایه‌های نشاط و چراغ مهر و عاطفه در یک خانواده حضور نداشته باشند، به‌تدریج، دقایق گفت‌وگوی زوجین رو به کاهش می‌گذارد. ناامیدی و بی‌ثمری مستولی می‌شود. زوجین از هم‌نشینی با هم لذت نمی‌برند و دیگر نه می‌توانند و نه می‌خواهند که رشتة سخن را به دست گرفته و ادامه دهند. اصلاً حرفی برای گفتن به هم ندارند. این وضعیت ناخوشایند، توصیف دقیق یکی از نشانه‌های طلاق عاطفی است.

از دیگر نشانه‌های طلاق عاطفی این است که قلب همسران، یا یکی از آن‌ها، مملو از احساس ناامیدی و شکست می‌شود. این مهم‌ترین عامل حرکت و نشاط در زندگی جای خود را به ناامیدی و احساس ناتوانی می‌دهد و هر کدام از زن و شوهر، احساس می‌کنند که در زندگی مشترک موفق نبوده‌اند و از دست یافتن به آرزوهایشان دور شده‌اند. البته این مسلم است که احساس شکست لحظه‌ای و برهه‌ای، ممکن است در زندگی هر زوجی پیش بیاید، اما استمرار و ماندگاری این حس و تبدیل شدن آن به‌نوعی یاس فلسفی در زندگی، از نشانه‌های طلاق عاطفی است.

جدول 7. جدول نشانه‌های گسست روابط خانوادگی و طلاق عاطفی

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هرگاه زن و شوهر از جهت روحی و عاطفی از یکدیگر فاصله می‌گیرند، گرفتار آشفتگی‌ها و ناراحتی‌های روحی- روانی می‌شوند و برای سبک شدن از بار غم و اندوه درونی خود، در پی جایگزین مناسبی برای تنهایی در خانواده می‌باشند. ممکن است در این فرار از تفرد، برخی از مردان به همرازی با زنان یا دخترانی دیگر گرایش پیدا کنند و به روابط غیراخلاقی روی بیاورند. این نوع روابط ممکن است به مرور به عادت تبدیل شود و به این ترتیب، ترمیم رابطه زناشویی همسران مشکل و مشکل‌تر خواهد شد. تحصیلات دانشگاهی غیرهدفمند بانوان، اشتغال بی‌رویه و غیرضروری بانوان، ایجاد روابط و مراوده‌های گسترده و عمیق با دوستان و همکاران هم‌جنس و غیرهم‌جنس و گریز از محیط خانه تحت هر بهانه نیز از پیامدهای تفرد و طلاق عاطفی برای بانوان است که آن‌ها را در مسیر نیل به طلاق رسمی بیش از پیش سوق می‌دهد.

افزایش آماری و فراوانی واقعه طلاق

واژۀ «طلاق» در لغت به معنی رها شدن و جدا شدن است و طلاق در اصطلاح به معنی پایان دادن به رابطه زناشویی است. حال این پایان دادن ممکن است با توافق طرفین باشد که به آن «طلاق توافقی» می‌گویند و یا اینکه ممکن است به درخواست یکی از زوجین یعنی به درخواست زن یا مرد باشد که به آن «طلاق یک‌طرفه» می‌گویند. طلاق و از هم پاشیدگی کانون خانواده آسیب و معضلی اجتماعی است که پیامدهای آن از جمله مشکلات بزرگ جامعه کنونی ما به‌شمار می‌رود، ولی در شرایط حاضر به‌صورت متداول‌ترین راه‌حل یک ازدواج ناموفق تبدیل شده است (کلانتری، 1393، ص 123).

جدول 8. جدول تغییرات آمار طلاق در ایران

سال

طلاق

کل

شهری

روستایی

1391

150324

136913

13411

1392

155369

144083

11286

1393

163569

149644

13925

1394

163765

146714

17051

1395

181049

168774

12275

 

به دنبال کاهش نرخ باروری به‌عنوان یکی از علل تضعیف ساختار روابط عاطفی در نهاد خانواده و بروز پدیده‌هایی همچون گسست روابط زوجین و طلاق عاطفی که در سالیان اخیر در کشور شاهد شیوع بیشتر آن هستیم، تعداد طلاق‌های قانونی و رسمی نیز افزایش محسوسی پیدا کرده است. طلاق عاطفی به مرور زمان، تنشی فزاینده میان زن و شوهر ایجاد می‌کند که در موارد زیادی به جدایی آن‌ها از یکدیگر و طلاق رسمی منجر می‌شود.

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 20. نمودار تغییرات آمار طلاق در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 21. نمودار مقایسه تغییرات آمار ازدواج و طلاق در ایران

 

به این ترتیب و با توجه و تأمل در تحلیل داده‌های آماری، روشن می‌شود که در دو دهۀ گذشته و به دنبال تغییر در سبک زندگی که یکی از مصادیق آن تحول در الگوی فرزندآوری خانواده‌ها است، نرخ طلاق نیز دچار یک جهش محسوس آماری شده است که دگرگونی الگوی سنی طلاق و شیوع طلاق توافقی در سال‌های نخستین زندگی مشترک یکی از نتایج معنادار آن است.

دگرگونی الگوی سنی طلاق و شیوع طلاق توافقی

طی سالیان متمادی واقعه طلاق از یک الگوی رایج تبعیت نموده و در برخی از سال‌های زندگی زوجین فراوانی بیشتری داشته است، اما در سال‌های اخیر با تغییر الگوی فرزندآوری و سایر متغیرهای مؤثر در واقعه طلاق، شاهد آن هستیم که الگوی سنی واقعه طلاق دچار دگرگونی و تحولی محسوس شده است.

جدول 9. جدول توزیع سنی زوجین حین واقعه طلاق در سال 1394

      زوجه

زوج

جمع

کمتر از 15

19-15

24-20

29-25

34-30

39-35

44-40

49-45

54-50

59-55

64-60

69-65

74-70

75 سال و بیشتر

نامشخص

کل کشور

163765

1249

18195

32477

37535

31225

18328

10542

6496

3887

2167

1002

405

135

122

0

کمتر از 20

1218

153

797

199

55

11

2

1

0

0

0

0

0

0

0

0

24-20

17912

692

7944

7161

1677

332

78

24

2

1

0

1

0

0

0

0

29-25

39669

354

7692

15928

12270

2754

515

110

34

8

4

0

0

0

0

0

34-30

39308

43

1551

7580

16286

11243

2096

280

99

22

5

1

0

1

0

0

39-35

24527

5

170

1262

5581

10717

5405

1098

226

52

17

3

1

0

0

0

44-40

15296

2

28

223

1118

2351

5993

2837

667

141

27

9

0

0

0

0

49-45

10070

0

6

64

316

1104

2816

3530

1764

271

81

17

1

0

0

0

54-50

6117

0

3

27

105

344

777

1513

2042

1030

217

52

6

1

0

0

59-55

3804

0

2

17

52

161

266

472

936

1184

577

105

27

3

2

0

64-60

2074

0

1

1

27

88

127

213

290

487

567

223

32

7

1

0

69-65

1177

0

0

7

19

38

69

106

127

200

271

220

82

14

4

0

74-70

853

0

0

2

11

22

65

96

91

126

151

123

93

20

11

0

75 سال  و بیشتر

1630

0

1

4

18

60

109

162

208

244

250

218

162

89

104

0

نامشخص

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

0

 

 

 

بر اساس داده‌های آماری موجود، فراوانی طلاق‌های رسمی ثبت شده در سال‌های نخستین زندگی مشترک به‌طور مشهودی بیشتر است. یکی از علل اصلی این پدیدۀ نوظهور، توصیه همگانی و غیرکارشناسانه ممانعت از فرزندآوری در پنج سال نخستین زندگی مشترک و در واقع نبود یک مؤلفه عاطفی مشترک و استحکام‌بخش در زندگی به نام فرزند است. ازاین‌رو، زوج‌های جوان با ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین تنش‌ها و مناقشات خانوادگی بدون هیچ تعلق خاطری اقدام به طلاق می‌‌‌کنند که در اغلب موارد این طلاق‌ها به‌صورت توافقی محقق می‌شود.

طلاق که همواره به‌عنوان آخرین راهکار مطرح می‌شد، امروزه در بعضی موارد اولین راهی است که پیش‌روی زوج‌ها گذاشته می‌شود، بی‌آنکه به عواقب و پیامدهای بسیار عمیق و گسترده فردی و اجتماعی آن کمترین توجه و دقتی شده باشد. به این ترتیب دور باطل و آسیب‌زای دوسویه و تشدید هر دوطرفه معضل کاهش بُعد خانوار و افزایش نرخ طلاق همچنان ادامه خواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 22. نمودار تعداد طلاق بر حسب مدت زندگی مشترک در سال 1395

رابطۀ دوسویه و معکوس نرخ باروری و نرخ طلاق

با توجه به اطلاعات آماری فوق، روشن شد تغییرات میزان نرخ باروری با تغییرات نرخ واقعه طلاق در هر دو صورت عاطفی و رسمی در تأثیر و تأثر متقابلی هستند و رابطۀ دوسویه و محسوسی با یکدیگر دارند. لازم به ذکر است که این رابطۀ متقابل و دوسویه، به‌صورت معکوس بوده است و افزایش هر یک کاهش دیگری را به دنبال دارد. نمونه آشکار این فرایند رخدادی است که در سه دهۀ گذشته در ایران به وقوع پیوسته است.

برای فهم دقیق‌تر این گزاره بهتر است نتایج یک پژوهش تحلیل آماری را در نمودار زیر مرور کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 23. نمودار نسبت واقعه طلاق بر حسب تعداد فرزندان در سال 1395

در این نمودار به‌وضوح پیداست که تعداد فرزندان در واقعه طلاق بسیار مؤثر و معنادار است، به این معنی که اکثریت قاطع طلاق‌ها در خانواده‌های بدون فرزند و پس از آن در خانوارهای تک‌فرزند واقع شده است. این داده‌های آماری گویای واقعیت مهم و تعیین‌کننده‌ای است که می‌بایست توسط اندیشمندان و پژوهشگران تحولات جمعیتی و مسائل اجتماعی مورد مطالعه و دقت قرار گیرد.

راهکار جمعیتی برون‌رفت از بحران طلاق

برون‌رفت از بحران پیچیده و چندبُعدی سونامی طلاق در ایران، راهکارهای متعدد، جامع و شبکه‌ای را می‌طلبد که بایسته است به‌صورت مستقل مورد بررسی قرار گیرد؛ اما آنچه با موضوع این مقاله ارتباط دارد اینکه یکی از بنیادی‌ترین راهکارهای اصلاح شرایط کنونی واقعه طلاق و پیشگیری از روند رو به تزاید این آسیب اجتماعی، حمایت از تحکیم نهاد خانواده و به‌طور مشخص حمایت از فرزندآوری خانواده‌ها است.

اعمال مشوق‌های قانونی محسوس و مشوق‌های فرهنگی مؤثر برای افزایش نرخ باروری و اصلاح الگوی فرزندآوری کاملاً ضروری است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

تدوین سیاست جامع جمعیتی برای کلیه نهادهای حاکمیتی و مردمی، اصلاح فرهنگ عمومی و نگرش خانواده‎ها به فرزندآوری، متناسب‎سازی جنسیتی رشته‎های تحصیلی، متناسب‎سازی جنسیتی مشاغل، رفع پندارهای فمینیستی از نقش مادری و همسری، الگوسازی از بانوان موفق فرزندآور، تبیین منزلت مادریِ زنان، اقدامات ویژه رسانه ملی در سیاست افزایش موالید، ایجاد گفتمان عمومی ضرورت افزایش زادوولد، تولید فیلم و سریال برای تبیین شرایط کنونی و آینده تاریک جمعیتی کشور، اعطای امتیازات اقتصادی ملموس و بدون پیش‎شرط، جرم‌انگاری برای تبلیغات ضدجمعیتی، وضع قوانین و اعمال معافیت‎ها و تخفیف‎های مالیاتی، معافیت‎ها و تخفیف‎های حق بیمه، رایگان‌سازی برخی خدمات عمومی، تبیین فواید بارداری و زایمان طبیعی، حمایت بیمه‎ای برای درمان زوج‎های نابارور، اصلاح آموزش‎های پیش از ازدواج، ترویج امثال و حکم حسن اعتماد به رزاقیت پروردگار، ممنوعیت واردات و مدیریت تولید لوازم پیشگیری از بارداری و... (قاسمی، 1395، ص 68).

نتیجه‌گیری

دستاورد و گزاره برآمده از این مقاله، یک گزاره علمی است که درک وجدانی ملموسی نیز دربر دارد و آن اینکه تغییرات میزان نرخ باروری با تغییرات نرخ واقعه طلاق در هر دو صورت عاطفی و رسمی در تأثیر و تأثر متقابلی هستند و رابطۀ دوسویه و معکوسی با یکدیگر دارند و افزایش هر یک، کاهش دیگری را به دنبال دارد.

کاهش شدید نرخ باروری در ایران پیامدهای گسترده‌ای داشته است که محسوس‌ترین این پیامدها کوچک‌تر شدن مستمر خانواده‌های ایرانی است؛ به عبارت دیگر، بُعد خانوار در سال 1365 در کشور، حدود 1/5 نفر بوده است که این عدد در سرشماری سال 1395 به حدود 3/3 نفر کاهش یافته است. این متغیر از مهم‌ترین علل بروز آسیب‌های اجتماعی برآمده از نهاد خانواده است. همچنین بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده، فقط در دهۀ گذشته نسبت خانوارهای تک‌نفره و دونفره در رشدی محسوس رو به افزایش است و به ترتیب 2/3 درصد و 4/5 درصد افزایش یافته است و در مقابل خانواده‌های پنج نفره و بیشتر، دچار سقوط آماری گشته و به‌شدت تنزل پیدا کرده است، به‌طوری‌که با 5/17 درصد کاهش رکورد سقوط بی‌سابقه‌ای بر جای گذاشته است (قاسمی، 1396 ج، ص 65).

ازآنجایی‌که هر عاملی که باعث تضعیف روابط عاطفی خانواده و تفاهم و توافق بین زوجین و ناسازگاری زناشویی شود، باعث افزایش نرخ طلاق خواهد شد و ازآنجایی‌که وجود فرزندان و تعدد آن‌ها و تقویت جایگاه والدینی برای زوجین، علاوه بر تکامل بیشتر شخصیت انسانی آن‌ها، منجر به تحکیم روابط عاطفی بین همسران می‌شود. ازاین‌رو، با کاهش بعد خانوار و کوچک‌تر شدن خانواده‌ها و کاهش تعداد فرزندان به‌عنوان ستون‌های عاطفی مشترک بین زوجین، مؤلفه‌های عاطفی استحکام‌بخش، برای استمرار زندگی مشترک و گذر از بحران‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی مشترک، کاهش خواهد یافت. کاهش تعداد فرزندان در خانواده‌ها در حقیقت مؤلفه‌های عاطفی استحکام‌بخش زندگی مشترک زوجین را به‌شدت تنزل خواهد داد. در واقع فقدان فرزند، این مقوم عاطفی خانواده، افزایش فردگرایی و اصالت تفرد را در پی خواهد داشت که منجر به تضعیف بیشتر روابط عاطفی خانواده شده و زوجین را روزبه‌روز از همدیگر دورتر نموده و در معرض گسست روابط عاطفی و زناشویی قرار خواهد داد.

هم‌زمان با بالا رفتن میزان تفرد و تضعیف روابط عاطفی خانواده‌ها، بخشی از ازدواج‌ها در سال‌های آغازین زندگی، به طلاق عاطفی منتهی می‌شوند. زمانی که فرزندان به‌عنوان پایه‌های نشاط و چراغ مهر و عاطفه در یک خانواده حضور نداشته باشند، به‌تدریج، دقایق گفت‌وگوی زوجین رو به کاهش می‌گذارد. ناامیدی و بی‌ثمری مستولی می‌شود. قلب همسران، یا یکی از آن‌ها، مملو از احساس ناامیدی و شکست می‌شود؛ این مهم‌ترین عامل حرکت و نشاط در زندگی جای خود را به ناامیدی و احساس ناتوانی می‌دهد و هر کدام از زن و شوهر، احساس می‌کنند که در زندگی مشترک موفق نبوده‌اند و از دست یافتن به آرزوهایشان دور شده‌اند.

طلاق عاطفی به مرور زمان، تنشی فزاینده میان زن و شوهر ایجاد می‌کند که در موارد زیادی به جدایی آن‌ها از یکدیگر و طلاق رسمی منجر می‌شود. به این ترتیب، با توجه به تحلیل داده‌های آماری فوق روشن می‌شود که در دو دهۀ گذشته و به دنبال تغییر در سبک زندگی که یکی از مصادیق آن تحول در الگوی فرزندآوری خانواده‌ها است، نرخ طلاق نیز دچار یک جهش محسوس آماری شده است که دگرگونی الگوی سنی طلاق و شیوع طلاق توافقی در سال‌های نخستین زندگی مشترک یکی از نتایج معنادار آن است.

با ادامه روند کنونی تحولات جمعیت در کشور باید دانست دور باطل و آسیب‌زای دوسویه و تشدید هر دوطرفه معضل کاهش نرخ باروری و افزایش نرخ طلاق همچنان ادامه خواهد داشت. تعداد فرزندان در واقعه طلاق بسیار مؤثر و معنادار است، به این معنی که اکثریت قاطع طلاق‌ها در خانواده‌های بدون فرزند و پس از آن در خانوارهای تک‌فرزندی واقع شده است.



[1] . نرخ باروری کل یا TFR میانگین تعداد فرزندانی است که هر زن در طول دوره فرزندآوری خود به دنیا می‌آورد.

[2] . نسبت طلاق‌هاى یک جامعه در دوره زمانى خاص که معمولاً یک سال تمام شمسی است بر مبناى معینى را نرخ طلاق می‌گویند.

[3] . رشد جمعیت تغییر در جمعیت گونه‌ای از موجودات در بازه‌ای از زمان است. نرخ سالانه رشد جمعیت بشر در جمعیت‌شناسی به میزان تغییرات جمعیت در یک سال گفته می‌شود.

[4] . سازمان بهداشت جهانی (WHO) رده‌بندی سنی را این‌گونه طبقه‌بندی می‌کند: 45-59 میان‌سال (Middle age)؛ 60-79 سالمند جوان (Young old)؛ 75-90 سالمند (Old)؛ 90 به بالا خیلی سالمند (Oldest old).

[5] . بعد خانوار به میانگین تعداد افراد تشکیل‌دهنده یک خانواده اطلاق می‌شود.

[6] . طلاق عاطفی، پدیده‌ای است که به‌موجب آن زن و شوهر با یکدیگر ارتباط صمیمی ندارند و نمی‌توانند درباره احساسات و عواطف خود با یکدیگر حرف بزنند و ارتباط زناشویی مناسبی هم ندارند ولی در عین حال طلاق رسمی و قانونی هم محقق نشده است.

-      اسلامی، فاطمه، 1392، با‌ هم‌ ولی‌ تنها ‌(طلاق‌ عا‌طفی‌ در روابط زنا‌شویی‌)، قم، نها‌د رهبری در دانشگا‌ه‌ها‌، نشر معا‌رف‌.

-     آقا‌جا‌نی‌، محمدصا‌دق‌، 1393، تن‌ها‌ی تنها‌ (طلاق‌ عا‌طفی)، قم، ‌مؤسسۀ‌ آموزشی‌ و پژوهشی‌ اما‌م‌ خمینی (ره)‌.

-     برنامه ملی افزایش جمعیت و ارتقاء نرخ باروری بر اساس سیاست‌های جمعیتی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1392، تهران، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری.

-     طا‌هری، عبا‌س، 1393، علل‌ و پیا‌مدها‌ی فرهنگی‌ رواج‌ الگوی خا‌نواده‌ هسته‌‌ای در ایران‌، کا‌شا‌ن‌، دانشگا‌ه‌ کا‌شا‌ن‌.

-     قاسمی، صالح، 1396 الف، باید برگردیم (بیانات مقام معظم رهبری-مدظله- درباره جمعیت)، تهران، خیزش نو.

-     _____، 1396 ب، پایان پویایی (علل کاهش نرخ رشد جمعیت، پیامدها و راهکارها)، تهران، خیزش نو.

-     _____، 1396 ج، من قاتل نیستم (جمعیت از منظر شریعت)، تهران، خیزش نو.

-     _____، 1393، جنگ جهانی جمعیت، تهران، کتاب ابرار.

-     _____، 1395، نسخه بدلی (مشوق‌های افزایش فرزندآوری در جهان)، تهران، خیزش نو.

-     کلانتری، عبدالحسین‌، 1393، طلاق‌ در ایران‌ (بررسی‌ تحولات‌ نرخ‌ طلاق‌ در کشور طی‌ سه‌ دهۀ‌ اخیر)، تهران، جامعه‌شناسان.

-     گاردنر، جان ویلیام، 1386، جنگ علیه خانواده، تلخیص و تدوین معصومه محمدی، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.

-     مصاحبه روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» با زیبینگیو برژینسکی، مارس 2009، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی www.wsj.com.

-     مقالات ارائه شده در کنفرانس بین‌المللی جمعیت، جزیره بالی اندونزی، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی www.iussp.org.

-     برایان، گریم، آینده جمعیت جهانی مسلمانان (The Future of the Global Muslim Population)، 2011، لندن، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی www.pewforum.org.

-      Michael, Cook, 2009, iran's demographic crisis,

https://www.mercatornet.com/demography/view/irans_demographic_crisis/.

-      Greeme, Brian, 2010, The Future of the Global Muslim Population, Pew Research Center.

-      Eberstadt, Nicholas, 2011, On Fertility Decline in the Muslim World. A Veritable Sea Still Curiously Unnoticed, American Enterprise Institute – AEI.

-      Lipka, Michael, 2017, Why Muslims are the world’s fastest-growing religious group, Pew Research Center.

-      Samanian, Faezeh, 2013, Iran's silent fertility crisis, fertilityportal.

-      shahi, afshin, 2013, Iran is in the throes of an unprecedented sexual revolution, Science Arts Philosophy Politics Literature.