نقش رسانه‌های جمعی در پیشگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی با رویکرد قرآنی

نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

استادیار دانشگاه صدا و سیما

چکیده

این مقاله از سه بخش تشکیل شده است. بخش نخست، به چیستی آسیب‌های اجتماعی و چگونگی تأثیر مبانی ارزشی در تعریف و تعیین مصداق آسیب‌ها و پیشگیری از آن‌ها پرداخته و نتیجه‌گیری شده است که گرچه مصادیق انواعی از آسیب‌های اجتماعی ممکن است در جوامع مختلف یکسان باشد اما به هرحال محدوده و مصادیق آسیب‌ها و راهکارهای پیشگیری از آن‌ها با مبانی و ارزش‌های ما نسبت به آسیب‌ها در ارتباط است. بخش دوم، فهرست‌وار به آسیب‌هایی اشاره شده که امروزه از سوی تکنولوژی‌های جدید ارتباطی شامل برنامه‌های ماهواره‌ای، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی و بازی‌های رایانه‌ای به‌طور گسترده و اثرگذار، جامعۀ ما را از جنبۀ اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی تهدید می‌کند و در ادامه نیز به برخی پیشنهاد‌های مقابله با این تهدیدات اشاره شده است. بخش سوم، مهم‌ترین بخش مقاله است، با بحث و بررسی دیدگاه قرآن دربارۀ راهبردهای رسانه‌ای در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، چند راهبرد کلان از آیات قرآن استخراج شده و نتیجه‌گیری شده است که با به‌کارگیری آن‌ها از طریق رسانه‌های جمعی کشور و مشارکت و هماهنگی با سازمان‌ها و نهادهای مرتبط بتوان به نحو اصولی و بنیادی از آسیب‌های اجتماعی جلوگیری کرد

کلیدواژه‌ها


«آسیب»، در لغت به معنای آزار، گزند، درد، رنج، صدمه، زیان، خسارت و از نظر مفهومی ناهمنوایی با هنجارها و مترادف با کج‌روی معنا شده است. به این جهت بحث از آسیب‌شناسی به معنای مطالعه ناهنجاری‌ها و دردهای موجود در جامعه است که باعث ایجاد نقصان و زیان به پیکرۀ جامعه یا خانواده می‌شود که می‌توان اعتیاد، بیکاری، فقر، خودکشی، طلاق، ولگردی و... را نمونه‌هایی از این ناهنجاری‌ها دانست؛ بنابراین، آسیب‌شناسی اجتماعی، مطالعۀ نابسامانی‌ها، اختلالات، عدم هماهنگی و عدم تعادل در کارکردهای مربوط به کالبد حیات اجتماعی است (اکبری و اکبری، 1390، ص 16).

اگرچه می‌توان ‌‌آسیب‌های اجتماعی را به نحو کلی برای جوامع مختلف به‌گونه‌ای واحد تعریف کرد و مصادیق برخی ‌آسیب‌ها را برای همۀ جوامع یکسان در نظر گرفت، اما ازآنجاکه در تعیین دقیق مصداق ‌آسیب‌ها سرانجام دیدگاه‌های ایدئولوژیک، قضاوت‌های ارزشی و ملاک‌های فرهنگی و اخلاقی متفاوتی مطرح می‌شود، توجه به مبانی ارزشی در تعریف مفهومی و عملیاتی ‌‌آسیب‌های اجتماعی، ضرورت دارد. بر این ‌اساس، گفته شده «مفهوم آسیب‌شناسی اجتماعی دارای گستره‌ای بسیار وسیع و از ابعاد ارزشی فراوانی برخوردار است و در قلمرو آن اتفاق نظر وجود ندارد و به این ترتیب، تشخیص نظم و بی‌نظمی‌های اجتماعی و درست یا نادرست بودن رفتارها در ارتباط با ملاک‌ها و معیارهای فرهنگی، ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه تعریف می‌شود» (ستوده، 1372، ص 12). چنانکه علاوه بر تعریف و تشخیص مصادیق ‌‌آسیب‌های اجتماعی، در «پیشگیری از ‌آسیب‌ها» نیز همین بحث مطرح می‌شود، به‌گونه‌ای که برای مقابله با ‌‌آسیب‌های اجتماعی نیز توجه به زیربناهای فکری و ارزشی حاکم، ضروری است، به این معنا که پس از تعریف و تبیین ‌آسیب‌ها، با هر روشی و از هر طریقی نمی‌توان با آن‌ها مقابله کرد. پس در پیشگیری نیز نیازمند تکیه بر روش‌هایی هستیم که با مبانی فکری و ارزشی مورد نظر ما تناسب داشته و هماهنگ باشد.

رسانه‌ها و ‌‌آسیب‌های اجتماعی نوپدید

بر اساس اینکه رسانه‌ها در ذات و ماهیت خود، قطع نظر از نحوۀ به‌کارگیری آن‌ها جامعۀ انسانی را از مسیر مستقیم به انحراف نمی‌برند، می‌توان برای رسانه‌ها نقش‌های مثبت قائل شد و با مدیریت صحیح از آن‌ها برای هدایت جامعه استفاده کرد. با این حال، در چنین فرضی نیز نمی‌توان از آسیب‌زایی رسانه‌های نوین غافل بود. به این ترتیب‌، قبل از پرداختن به ظرفیت‌های رسانه‌ای برای پیشگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی، توجه به برخی ابعاد رسانه‌های جدید که خود در گسترش ‌‌آسیب‌های اجتماعی نقش دارند، ضروری است. به همین دلیل، طی دهه‌های گذشته در مطالعات انتقادی مرتبط با مباحث فرهنگی و اجتماعی، به تأثیر رسانه‌ها در رشد ناهنجاری‌ها و ‌‌آسیب‌های اجتماعی توجه زیادی شده است.

در چنین شرایطی با توجه به هویت و فرهنگ کشور ما که ماهیتی دینی دارد، اشتباهات مدیران و کاربران در بهره‌برداری صحیح از این رسانه‌ها ممکن است موجب تهدیدات اساسی و ‌‌آسیب‌های جدی به این هویت و سرانجام موجب بروز ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی شود. چنانکه مطالعات مختلف وجود چنین تهدیدها و ‌‌آسیب‌هایی را تأیید می‌کند.

بنا به اهمیت آسیب‌زایی تکنولوژی‌های جدید رسانه‌ای و ارتباط آن‌ها با موضوع این مقاله، ابتدا به فهرستی از مصادیق ‌‌آسیب‌های اجتماعی ناشی از این رسانه‌ها با اقتباس از کتاب آسیب‌شناسی اجتماعی (اکبری و اکبری، 1390، ص 161 به بعد)، مطرح و در ادامه به برخی راهکارها که رسانه‌ها در جامعۀ اسلامی ما می‌توانند در قبال آن‌ها به کار بگیرند اشاره می‌شود:

الف. ‌‌آسیب‌های اجتماعی ناشی از برنامه‌های ماهواره

1. متزلزل کردن خانواده

برنامه‌های ماهواره، دیوارهای خانواده را نفوذپذیر کرده و روابط بین اعضای خانواده در درون و با بیرون را دستخوش تغییرات اساسی می‌کند. ابعاد مختلف رفتارها و سبک زندگی را تحت تأثیر پدیده‌ای به نام شیء سروری سامان می‌دهد که در چارچوب تفکر پست‌مدرن و تأمین منافع سرمایه‌داری جهانی است. در این چارچوب، اخلاق در خانواده فرو می‌ریزد و آگاهی زودرس برای فرزندان پدید می‌آید و ممکن است اعضای خانواده دچار تضاد و دوگانگی شخصیت شوند.

2. تزلزل جایگاه زنان

در برنامه‌های ماهواره‌ای عمدتاً زنان بدون در نظر گرفتن مقام و جایگاه واقعی، با توانایی‌های فکری و ذهنی‌شان نشان داده می‌شوند و از آنان و زیبایی‌های ظاهرشان در اموری چون تبلیغات بازرگانی، رقص و... در انواع برنامه‌ها استفاده می‌شود که این خود صدمات جبران‌ناپذیری به این قشر مهم وارد می‌کند و به دلیل سیستمی بودن کانون خانواده، نسل آینده را با بحران روبرو می‌سازد.

3. ازخودبیگانگی و بحران هویت

مخاطبان برنامه‌های ماهواره‌ای بدون اینکه خود بخواهند و یا بدانند بر اثر تماشای برنامه‌ها، دچار تغییرات ذهنی و ازخودبیگانگی می‌شوند، چراکه این برنامه‌ها آرام‌آرام و به‌تدریج افکار و اندیشه‌های مورد نظر خود را به مخاطب القاء می‌کنند. در چنین شرایطی است که با تغییرات فرهنگی در اذهان مخاطبان، موجب هویت افراد دگرگون می‌شود. این آثار با توجه به گسترۀ نفوذ و فراگیری زیاد علاوه بر افراد بر عمده‌ترین منابع شکل‌گیری هویت یعنی خانواده‌ها، مدارس و گروه همسالان نیز پدید می‌آید.

4. ترویج خشونت

طبق بررسی‌های انجام شده ویژگی اصلی فیلم‌های ماهواره‌ای داشتن صحنه‌های فراوان خشونت‌آمیز است. در این صحنه‌ها اقدامات خشونت‌آمیز، هیجانی و ماجراجویانه به‌طور مکرر به نمایش در می‌آید که آثار زیانباری بر مخاطبان برجای می‌گذارد.

5. اختلال اندیشه

تصاویر مستهجن، ذهن مخاطبان را دچار اختلال کرده و اعمال آنان را بدون آنکه خود بخواهند تحت تأثیر قرار می‌دهد. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد این تصاویر آثار منفی هرزه‌گرایانه‌ای بر مخاطبان بجای می‌گذارد و قدرت اندیشه را از آنان گرفته، احساسات و هیجانات کاذبی را جانشین آن می‌سازد.

6. تحدید امنیت ملی

ماهواره‌ها در حوزه حاکمیت ملی، می‌توانند تأثیر سوء ایجاد کنند. این اتفاق از طریق «تغییر توقعات شهروندی» و «تغییر هنجارهای عمومی» و... رخ می‌دهد که موجب تضعیف ضریب ایدئولوژیک جامعه می‌شود.

 

ب. ‌‌آسیب‌های اجتماعی ناشی از اینترنت و فضای مجازی

1. ایجاد تعارض در ارزش‌ها

ارتباطات جدید، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. یکی از چالش‌های فراروی فرهنگ‌ها برخورد با این پدیده است. اساساً ورود به اینترنت همراه با ارزش‌های غربی، چالش‌های جدید را در کشورهای دیگر به وجود آورده است؛ زیرا بسیاری از عناصر ارزشی موجود در این فضا با فرهنگ خودی (ارزش‌های اسلامی- ایرانی) مغایرت دارد. ارزش‌هایی در خصوص نحوۀ توجه به نظرات والدین، دوست‌یابی، همسرگزینی، صرف اوقات فراغت با خانواده و... از جمله ارزش‌هایی است که در این رابطه دگرگون می‌شود.

2. بسط روابط غیراخلاقی و نامتعارف

ارتباطات جدید به دلیل تسهیل ایجاد روابط دوستانه و عاشقانه، بسترهای غیراخلاقی بسیاری را در اختیار کاربران قرار می‌دهد و موجب عادی‌سازی ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی مانند بی‌بندوباری، روابط نامشروع و خیانت در روابط زناشویی می‌شود.

3. جرائم رایانه‌ای و اینترنتی

در زمینۀ اقتصادی انواعی از جرائم، مانند نفوذ به سایت‌ها و شبکه‌های شتاب بانک‌ها و کلاهبرداری‌های اینترنتی امروزه به‌وفور دیده می‌شود. در زمینۀ اجتماعی نیز جرائم زیادی مانند فریبکاری و سوء‌استفاده از گروه‌هایی مانند کودکان و نوجوانان در این فضا رخ می‌دهد.

4. شکاف نسلی

ارتباطات جدید شکاف بین نسل‌ها را بیشتر کرده، به‌طوری‌که اکنون در کشور ما شکاف میان نسل دوم و سوم ناشی از این فضا به‌خوبی آشکار شده، به‌گونه‌ای که هر یک زبان دیگری را به‌خوبی نمی‌فهمد.

5. گسست فرهنگی و بحران هویت

با امکانات و گزینه‌های فراوانی که اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در اختیار جوانان می‌گذارد، آنان به‌طور دائم با محرک‌های جدید و انواع مختلف افکار و رفتارها آشنا می‌شوند. این موقعیت، هویت نامشخص و اغلب متحولی را می‌آفریند، به‌گونه‌ای که فرد خود را در موقعیت‌های متنوع، نقش‌ها و سبک‌های گوناگون زندگی می‌یابد و از هویت واقعی خود فاصله می‌گیرد. کارکرد غالب چت‌های اینترنتی و ارتباط آزاد در فضای مجازی به‌ویژه نسل جدید را نسبت به حفظ معیارهای فرهنگی خود بی‌توجه می‌کند و به‌تدریج موجب گسسته شدن فرهنگ حاکم می‌شود.

6. تهدید بنیان‌های خانواده

ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی ناشی از اینترنت و فضای مجازی با گسستی که در ارزش‌های خانوادگی و اجتماعی حاکم ایجاد می‌کند، بنیان‌های خانوادگی را در معرض تهدید جدی قرار می‌دهد.

7. تحریک قومیت‌ها

این موضوع به لحاظ امنیتی از منظر حاکمیت ملی اهمیت زیادی دارد. ایجاد سایت‌ها، راه‌اندازی وبلاگ‌ها و استفاده از انواع پیام‌رسان‌های اجتماعی در مسائل قومیتی، اغلب تحریک قومیت‌ها و دامن زدن به مناقشات قومی را به دنبال دارد.

8. تهدید کودکان

این موضوع سال‌هاست که در مراکز بین‌المللی مورد توجه واقع شده است. برای مثال، گردهمایی جهانی «کارشناسی دربارۀ حمایت کودکان در برابر سوءاستفاده جنسی از طریق اینترنت» در سال 1999 برگزار شد و در قطعنامه صادر شده نسبت به اینکه هرچه اینترنت بیشتر توسعه پیدا کند کودکان بیشتری در معرض محتویات خطرناک آن قرار خواهند گرفت، هشدار داده شد.

9. عمومی شدن حریم خصوصی

امروزه حریم خصوصی که صدمه خوردن آن موجب بروز اختلالات زیادی در نظم اجتماعی و گسترش ‌‌آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی می‌شود با گسترش اینترنت و فضای مجازی به‌شدت آسیب‌پذیر شده و در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.

10. انزوای اجتماعی

اینترنت و شبکه‌های اجتماعی امروزه در زندگی کاربران، جانشین ارتباطات حضوری دوستان و نزدیکان شده، به‌طوری‌که افرادی که ساعت‌ها وقت خود را در این فضا هزینه می‌کنند، بخش قابل ملاحظه‌ای از اوقات خود را در انزوای کامل به سر می‌برند.

ج. ‌‌آسیب‌های اجتماعی ناشی از بازی‌های رایانه‌ای

بازی‌های الکترونیکی فضای رسانه‌ای است که به بازیکن امکان می‌دهند از جهاتی چند، اتفاقات و نتیجه بازی خود را هدایت کند. افراد خوش‌بین معتقدند: بازی‌های ویدئویی و رایانه‌ای یک نوع انقلاب آموزشی و یک جریان اجتماعی شدن متفاوت را نشان می‌دهد. آنان به این بازی‌ها به چشم دروازه‌های افسانه‌ای و حیرت‌انگیز رو به‌سوی آینده نگاه می‌کنند که کودکان و نوجوانان را به انطباق و سازگاری با واقعیت‌های مجازی در فضای سایبرنتیکی می‌کشاند و مهارت‌های حرکتی و ادراکی و رقابت‌های اجتماعی را در آنان افزایش می‌دهد و به این ترتیب، جوانان را به افرادی قدرتمند در زندگی خود تبدیل می‌کند. با این حال، افرادی که این خوش‌بینی را ندارند، معتقدند: محتوای بازی‌های ویدئویی و رایانه‌ای بدآموزی‌های فراوانی دارند. برای مثال این بازی‌ها به طرز چشمگیر و شدیدی پر از خشونت هستند که در نهایت، منجر به اشاعۀ خشونت، تبعیض و کاهش همدلی و حتی نابودی پردازش‌های ذهنی، روابط اجتماعی و فرهنگی می‌شود.

یکی از مسائل مطرح و نگران‌کننده در رابطه با بازی‌های رایانه‌ای، جایگزینی این بازی‌ها بجای تعاملات اجتماعی واقعی است. همچنین مشغول شدن به این سرگرمی‌ها بر فعالیت‌هایی مانند تحصیل، عملکرد در مدرسه و شبکه دوستان اثر می‌گذارد. نوجوانان ممکن است به‌تدریج به بازی‌های رایانه‌ای معتاد می‌شوند به‌گونه‌ای که اگر به هر علت امکان بازی نداشته باشند احساس کمبود شدید می‌کنند. آنان همانند معتادان به مواد مخدر منزوی می‌شوند و وقت و نیروی خود را صرف تهیه و انجام بازی‌های جدیدتر و مهیج‌تر می‌کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد برخی از این نوجوانان برای برگشت از مدرسه و انجام این‌گونه بازی‌ها لحظه شماری می‌کنند. به این جهت اخیراً در برخی کشورهای غربی، کلینیک ترک اعتیاد رایانه‌ای راه‌اندازی شده است.

پیشنهادهای رسانه‌ای برای کاستن از آثار زیان‌بار رسانه‌های جدید

افزایش آثار نامطلوب استفاده نامناسب از اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای در گسترش ‌‌آسیب‌های اجتماعی به‌گونه‌ای است که کارشناسان برای کاستن از این‌گونه آثار که جنبۀ فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد، پیشنهاد‌هایی را مطرح کرده‌اند که به برخی از آن‌ها به‌منظور به‌کارگیری از طریق رسانه‌ها اشاره می‌شود:

1. افزایش سواد رسانه‌ای والدین و آشنایی آنان با کاربردها و پیامدهای رسانه‌های جدید که رسانه‌ها می‌توانند از طریق برنامه‌های مختلف به‌طور مستقیم و غیرمستقیم این نیاز مهم در جامعۀ دینی امروز ما را پاسخ دهند.

2. آشنا کردن نوجوانان و جوانان با خطرات ناشی از استفادۀ نادرست از تکنولوژی‌های جدید رسانه‌ای و آموزش آنان برای بهره‌برداری هرچه بهتر و ایمن‌تر از این رسانه‌ها که لازم است در برنامه‌های ویژۀ آنان با حفظ جذابیت و اقناع‌کنندگی لازم، اجرا شود.

3. توصیۀ اکید به خانواده‌ها با همراهی مدارس که استفاده از اینترنت در سنین پایین فرزندان صرفاً با نظارت خانواده صورت گیرد و تلفن همراه مستقل پس از دوران ابتدایی و راهنمایی و توأم با آموزش‌های لازم در اختیار فرزندان قرار داده شود. انجام این کار مهم نیز از طریق برنامه‌های مختلف رسانه‌ها باید به اطلاع والدین برسد و با همکاری آموزش و پرورش برای تحقق آن فرهنگ‌سازی شود.

4. تلاش همه‌جانبه از سوی رسانه‌ها با هماهنگی سایر نهادهای مرتبط برای جایگزین کردن فعالیت‌های تفریحی سالم مانند شرکت در فعالیت‌های ورزشی، هنری، علمی و... بجای استفاده بی‌رویه از اینترنت و فضای مجازی برای سنین مختلف به‌ویژه نوجوانان و جوانان.

5. زمینه‌سازی برای مهارت‌آموزی در زمینه مشاغل گوناگون که بخشی از اوقات کاربران نوجوان و جوان را به خود اختصاص دهد که این اقدام نیز نیازمند فعالیت رسانه‌ها با همکاری سازمان‌ها و نهادهای مرتبط است.

6. افزایش علاقه و ایجاد انگیزه در نسل جدید برای حضور در مراسم دینی و مناسک مذهبی که علاوه بر پر کردن اوقات فراغت، موجب تقویت پایه‌های اعتقادی و انگیزشی دینی در آنان می‌شود. این اقدام نیز از طریق رسانه‌ها با همکاری و هماهنگی نهادهای مرتبط صورت می‌گیرد.

ضرورت توجه به رویکردهای متفاوت در مدیریت رسانه‌های جمعی

امروزه یکی از راهبردهای اساسی رسانه‌های جمعی که نوعاً بر اساس تفکر مادی و برای تأمین منافع سرمایه‌داری جهانی فعالیت می‌کنند، غافل کردن مخاطبان از مسائل مهم زندگی و سرگرم کردن به لذت‌های غریزی و ازخودبیگانگی فرهنگی است. چنانکه بنا بر برخی نظریه‌های انتقادی دربارۀ رسانه‌ها یکی از عرصه‌های سلطه‌گری در جهان جدید، ترویج فرهنگ توده‌ای مدرن به شیوه‌ای است که به‌وسیلۀ صنعت فرهنگ، رسانه‌ها «نیازهای کاذب» را تولید و موجب تخدیر مردم می‌شوند. صنعت فرهنگ، مولد فرهنگ توده به‌عنوان فرهنگ جهت داده شده، غیرخودجوش، شیء وارد شده و مصرفی است. مکتب انتقادی این فرهنگ را مجموعه‌ای از افکار از پیش بسته‌بندی شده می‌داند که توسط رسانه‌های جمعی انتشار می‌یابد و دارای آثار ساکت‌کننده و سرکوب‌گر است.

از این دیدگاه، سرگرم کردن اساس کار رسانه‌ها در قالب صنعت فرهنگ است، به‌طوری‌که سرگرمی در اساس چیزی جز عجز و درماندگی و نوعی گریختن از واقعیت نیست. اینجاست که فراغت و سرگرمی با وجود اهمیت و معنای ظاهری و روزمره آن به‌عنوان فضاهای رهایی از کار و راه‌هایی برای استراحت، در عمل شیوۀ مؤثری در خدمت فرایند‌های سرمایه‌داری است.

بنابراین، عناصر تشکیل‌دهندۀ فرهنگ جدید چیزی جز همنوایی، سازش، تسلیم، کناره‌گیری و انزوای مخاطبان نیست. از‌این‌رو، هیچ تفکر مستقلی را نباید از مخاطبان صنعت فرهنگ انتظار داشت. بازیگر نقش مرکزی در این فرایند، تولید صنعتی سرگرمی و تفریح سطحی است که به مخاطب اجازه می‌دهد تا در برابر واقعیت پست و مفلوک تسلیم شود و پیشاپیش راه را بر مقاومت ببندد (ر. ک: مهدی‌زاده، 1389، ص 193 به بعد).

هربرت شیلر اقتصاددان، جامعه‌شناس و استاد مطالعات انتقادی در علوم ارتباطات که از او به‌عنوان برجسته‌ترین چهرۀ نظریه‌پردازان انتقادی یاد می‌شود و نویسندۀ دوازده کتاب از جمله کتاب وسایل ارتباط جمعی و امپراتوری آمریکا است، امپریالیسم فرهنگی را نشان‌دهندۀ نوعی نفوذ اجتماعی می‌داند که از طریق آن، کشور صاحب قدرت رسانه‌ای، ارزش‌ها، معلومات، هنجارهای رفتاری و همچنین روش زندگی خود را به کشورهای دیگر تحمیل می‌کند. بر اساس نظر وی هنگامی که حاکمیت رسانه‌ها به‌طور یک‌طرفه از جانب کشور مسلط به کشورهای تحت استیلا و با تحمیل فرهنگی انجام شود، امپریالیسم فرهنگی مصداق می‌یابد.

به گفتۀ وی امپریالیسم فرهنگی که امروز از طریق نابرابری در تکنولوژی‌های ارتباطی ایجاد شده است، فرایند یا پدیدۀ اتفاقی و تصادفی نیست، بلکه امری هدفمند و سازمان‌یافته است که از سوی کشورهای امپریالیستی برای تسلط بر اقتصاد سایر کشورها و کسب برتری سیاسی نسبت به ممالک دیگر اعمال و به کار گرفته می‌شود. به نظر او نیروی محرکه امپریالیسم، اتحاد قدرتمند الکترونیک و اقتصاد است. او هدف امپریالیسم فرهنگی از کنترل شبکه‌های ارتباطی را به تسخیر در آوردن هستۀ مرکزی رفتار انسانی یا به عبارت دیگر، کنترل تفکر و اندیشه می‌داند؛ زیرا انفعال ذهنی مردم اهداف و سیاست‌های آن‌ها را توجیه‌پذیر می‌سازد (ر.ک: مهدی‌زاده، 1389، ص 187 به بعد).

مطالعات و شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد عمل رسانه‌های جمعی در جهان امروز در بُعد اجتماعی و فرهنگی به ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی دامن می‌زند و بخش قابل ملاحظه‌ای از ‌‌آسیب‌های اجتماعی از این ناحیه متوجه جوامع امروز می‌شود. در چنین شرایطی است که توجه به رویکرد و مبانی عملکردی متفاوتی برای رسانه‌ها به‌ویژه با تکیه بر هستی‌شناسی و انسان‌شناسی الهی از اهمیت زیادی برخوردار است.

رویکردی قرآنی به مدیریت رسانه‌های جمعی

ضرورت پرداختن به دیدگاه قرآن

صاحب‌نظران مسائل اجتماعی، رفتارهای سالم را ناشی از رعایت هنجارها و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی می‌دانند و از این هنجارها به‌عنوان «الگوهای استاندارد شدۀ رفتار» یاد می‌کنند. الگوهایی که علاوه بر اینکه راهنمای رفتار مطلوب هستند شاخص‌های تشخیص و اندازه‌گیری رفتارهای مطلوب نیز به‌حساب می‌آیند. برخی از این صاحب‌نظران، هنجارهای دینی را یکی از مهم‌ترین هنجارها می‌دانند. بر این ‌اساس، گفته شده: «ارزش‌های دینی معلول تعلیمات دینی هر جامعۀ مفروض است. برای مثال، فقه و شرع مقدس اسلام که از تعالیم اسلام سرچشمه گرفته است، در طول قرن‌ها به‌وسیلۀ مجتهدان و دانشمندان دینی تنظیم و تدوین شده و تنها مرجع داوری در کارها و مهم‌ترین نوع هنجارهای دینی در ایران است؛ بنابراین، مطالعۀ آسیب‌شناسی اجتماعی بدون در نظر گرفتن ارزش‌ها و هنجارهای دینی ممکن نیست. بعضی از بررسی‌هایی که در اروپا انجام شده، نشان می‌دهد که مثلاً بین نوع بیماری‌های روانی و اعتقادات دینی رابطۀ نزدیکی وجود دارد. به‌عنوان مثال معلوم شده که در کشورهای اسلامی، بیماران روانی خودکشی نمی‌کنند؛ زیرا خودکشی در دین تحریم شده است» (ستوده، 1372، ص 20).

از سوی دیگر، ضعف علوم انسانی در کشور ما و تکیه آن بر پارادایم‌های علوم انسانی غرب که ریشه در هستی‌شناسی و انسان‌شناسی سکولار دارد آنجا به‌خوبی آشکار می‌شود که راهکارهای مبتنی بر آن نه فقط مشکلات اجتماعی و فرهنگی ما را حل نمی‌کند، بلکه در مواردی حتی به آن می‌افزاید. در عین حال امروزه انحطاط فرهنگی و معضلات اخلاقی و اجتماعی در جوامع غربی و پیرو غرب که با حاکمیت تفکر مادی‌گرا و سکولار شکل گرفته است به‌وضوح آشکار شده و موضوع پوشیده و پنهانی نیست. با توجه به این مسئله بود که در ابتدای پیروزی انقلاب امام راحل، دستور توقف کار دانشگاه‌ها و ضرورت انجام انقلاب فرهنگی را صادر کردند و مقام معظم رهبری بارها بر اهمیت توجه به علوم انسانی بومی و اسلامی تأکید کرده‌اند. اینکه مراکز علمی و آموزشی ما تا چه اندازه در این امر موفق بوده‌اند موضوعی است که در جای خود باید به آن پرداخته شود، اما اکنون پس از تجربۀ چهار دهه از وقوع انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی در جامعۀ ما نمی‌توان تردید کرد که یکی از دشوارترین اجزا و ارکان مورد نیاز این نظام، شکل‌گیری علوم انسانی اسلامی در کشور است که هنوز فاصلۀ زیادی با تحقق آن وجود دارد. در چنین شرایطی اما راهکار میانبُر مراجعۀ کارشناسانه به منابع دینی برای ادارۀ جامعه و مواجهه با مشکلات اجتماعی و فرهنگی است که قرآن در رأس این منابع است.

یکی از اجزا و ارکان مهمِ ارتباطات، «پیام» است. پیام و محتوای آن، حامل و دربردارندۀ مقصود فرستنده در قبال مخاطب است. به این ترتیب، هرچه پیام و ساختار آن یعنی نحوۀ انتقال معنا به مخاطب، از دقت و استحکام بیشتری برخوردار باشد، هدف و منظور فرستنده از ارسال پیام بهتر محقق می‌شود. درآیات قرآن کریم جدای بحث از «پیام»، بحث‌های مهمی در خصوص روش‌ها و شرایط موفقیت کار «رسانه» مطرح شده که عمدتاً از مباحث قرآن دربارۀ خود قرآن که رسانۀ مکتوب الهی است قابل استنباط است. در اینجا تلاش شده ویژگی‌هایی از رسانۀ الهی در قرآن که برای جلوگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی کاربرد دارد استخراج شده و با دسته‌بندی مناسب ارائه شود.

قرآن و پیشگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی قرآن

بر اساس نظر قرآن، مردم با ارادۀ خود به ترویج فساد در زمین می‌پردازند. در آیات قرآن با اشاره به این مطلب، توصیه می‌شود که در زمین گردش کنید و عاقبت کار گذشتگان را ببینید و از آن عبرت بگیرید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (روم: 41)؛ به خاطر کارهایى که مردم انجام داده‏اند، فساد در خشکى و دریا آشکار شده است تا (خداوند) کیفر بعضى اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به‌سوی حقّ) بازگردند. «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ» (روم: 42)؛ بگو روى زمین گردش کنید و عاقبت کار کسانی که قبل از شما بوده‌اند را مشاهده کنید، اکثر آن‌ها مشرک بودند.

از این‌گونه آیات قرآن می‌توان نتیجه گرفت که نظر به ارادی بودن مفاسد و معضلات اجتماعی، با فعالیت نهادهای تبلیغی و آموزشی در آموزش و تربیت آحاد مردم در جامعه، به‌ویژه با رویکرد توحیدی و دوری از شرک درونی و بیرونی و محوریت تبلیغ متقن آموزه‌های دینی می‌توان از مفاسد و ‌‌آسیب‌های اجتماعی پیشگیری کرد. به همین جهت قرآن، خود و کتب انبیا را به‌عنوان رسانۀ الهی، «هدایت‌گر عام و خاص» معرفی می‌کند. برای مثال، در برخی آیات، مطلق هدایت‌گری مطرح شده است:

«وَ إِذْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَ الْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» (بقره: 53)؛ و آنگاه که موسى را کتاب و فرقان یعنی جداکننده حق از باطل‏ دادیم، شاید هدایت یابید.

در برخی آیات هدایت عمومی: «مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقَانَ ...» (آل‌عمران: 4)؛ پیش از آن [کتاب] را براى هدایت عموم مردم فرستاد و فرقان ‏یعنی جداکننده حق از باطل‏ را نازل کرد.

در برخی از آیات هم سخن از هدایت خاص است: «ذلکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» (بقره: 2)؛ این کتابى است که در ‏حقانیت‏ آن هیچ تردیدى نیست و‏ برای تقواپیشگان موجب هدایت است.

در همین چارچوب، از بررسی آیات قرآن «راهبردهایی برای مقابله و پیشگیری از ‌‌آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی» به دست می‌آید که بخش‌هایی از آن‌ها با این ملاحظه که این راهبردها در قرآن به‌عنوان نقش رسانۀ الهی بیان شده و به‌طور مشخص در رسانه‌های دین محور کاربرد دارد، به اختصار مطرح می‌شود. با این توضیح که ممکن است از قرآن یا سایر متون دینی راهکارهای خردی برای هر یک از ‌‌آسیب‌های اجتماعی استخراج شود، برای نمونه، برای مقابله با هر یک از ‌‌آسیب‌هایی مانند طلاق، اعتیاد، بیکاری و مانند این‌ها راهکارهایی استنباط شود، اما آنچه در اینجا مورد بحث است استخراج راهبردهای کلان از قرآن است که به‌عنوان زیرساخت‌های مقابله با انواعی از ‌‌آسیب‌های اجتماعی قابل طرح است.

راهبردهای کلان رسانه‌ای قرآن برای پیشگیری از ‌‌آسیب‌های

1. بیان تجارب و سرگذشت‌های آموزنده

یکی از محورهای راهبردی رسانه‌های واجد رسالت هدایت‌گری و تعلیم و تربیت مخاطبان که به تعبیر امام راحل، دانشگاه عمومی هستند تبیین حوادث آموزندۀ گذشتگان و تجارب افراد موفق و مهذب در حال حیات است. این کار مهم به‌ویژه از طریق برنامه‌های مستند تصویری و گفت‌وگو محور قابل اجراست و تأثیر زیادی برای راهنمایی مخاطبان بخصوص نسل جوان دارد. درحالی‌که امروزه رسانه‌ها دائماً در حال معرفی الگوهایی نه چندان شایستۀ الگوگیری به جوانان از بین گروه‌هایی مانند هنرپیشگان هستند. به این جهت پرداختن به تجارب افراد موفق از هر گروهی که باشند از ضرورت‌هایی است که جا دارد به نحو شایسته جایگزین الگوهای نامناسب مرسوم کنونی به مخاطبان به‌ویژه جوانان، از سوی رسانه‌ها شود.

قرآن که خود برترین رسانۀ دینی در اختیار بشر است، از راه‌های مختلف از جمله روایت حوادث گذشتگان با نهایت دقت در واقع‌گویی، به تبیین عبرت‌های آن‌ها می‌پردازد تا مخاطبان خود را از رفتارهای ناصحیح و نامطلوبی که فرجام بدی به دنبال داشته است، باز دارد.

در سومین آیه در آغاز سورۀ یوسف، خطاب به پیامبر اسلام (ص) سخن از نقل برترین قصه‌ها در قرآن است و از ادامۀ آیه فهمیده می‌شود که بیان این قصه‌ها برای زدودن غفلت است: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِینَ» (یوسف: 3)؛ ما نیکوترین قصه‏ها را از طریق وحى و فرستادن این قرآن براى تو بازگو مى‏کنیم هر چند پیش از آن غافل بودى.

در تفسیر این آیه دربارۀ نقش قصه‌ها و سرگذشت گذشتگان در زندگى بشر و با توجه به این سؤال که چرا کتابی مانند قرآن به داستان زندگی گذشتگان پرداخته است گفته شده که توجه به چند نکته در این باره علت این موضوع را روشن مى‏کند:

1. تاریخ محل آزمایش حوادث گوناگون زندگى بشر است و آنچه را که انسان با دلائل عقلى در ذهن خود ترسیم مى‏کند در تاریخ به‌صورت عملى مى‌تواند ببیند. چنانکه گاهى ذکر یک مثال مناسب و بجا تأثیر استدلال را چندین برابر مى‏کند.

2. تاریخ و داستان‌های گذشته برای مخاطبان جاذبه خاص خود را دارد و انسان‌ها موقعیت خود را در متن آن جست‌وجو می‌کنند و آنچه تحت عنوان همانندسازی مطرح است از این طریق اتفاق می‌افتد.

3. تاریخ و نقل وقایع و تجارب عملی برخلاف استدلال‌های پیچیده براى عموم مردم قابل فهم و باورپذیرتر است. به همین دلیل، ذکر هدفمند داستان‌ها و تجربه‌های موفق، روشی مناسب برای ارتباط با مخاطبان عمومی در رسانه‌های جمعی است.

از مجموع این مطالب می‌توان نتیجه گرفت: قرآن به‌عنوان یک رسانۀ الهی از بیان تاریخ و داستان‌های گذشته، هدف مهم تعلیم و تربیت را دنبال می‌کند (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج ‏2، ص 396).

از جنبۀ واقع‌نمایی نقل حوادث، در تفسیر قرآن همچنین گفته شده که از میان سه قسم داستان‌گویی قصه‌های قرآن، چنانکه در خود قرآن تأکید شده داستان‌گویی بر اساس واقعیت است که در تقسیم‌بندی زیر قسم سوم است:

1. داستان‌هایی که واقعیت ندارد و ساخته اندیشه بشری و بر اساس تخیل است؛ مانند افسانه‌ها و قصه‌های اساطیری و رمان‌ها.

2. داستان‌هایی که از نوعی واقعیت برخوردار است، اما با دروغ و تحریف واقع آمیخته است.

3. داستان‌هایی که بر اساس واقعیت است و از هرگونه تخیل‌پردازی و دروغ به دور است (جوادی آملی، 1378، ج 2، ص 79).

بنابراین، برخلاف ترفند شناخته شدۀ رسانه‌‌های امروز جهان که حق و باطل را در هم می‌آمیزند تا از گرایش فطری مخاطبان به‌حق جلوگیری نمایند و با مشوّش کردن ذهن مخاطبان در قبال تشخیص حق و مصادیق آن زمینه را برای پذیرش باطل از سوی مخاطبان آماده سازند، قرآن بر حقیقت‌گویی دربارۀ حوادث و بیان صادقانۀ آن‌ها برای عبرت‌گیری مخاطبان تأکید می‌کند. در قرآن با اعتراض به کسانی که آگاهانه دست به این کار می‌زنند و حق باطل را درهم می‌آمیزند آنان را از این کار منع می‌کند: «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره: 42)؛ و حق را با باطل نپوشانید و حقیقت را با اینکه مى‏دانید، کتمان نکنید.

نکتۀ قابل توجه اینکه قرآن درس گرفتن از زندگی و سرگذشت دیگران را به گذشتگان اختصاص نمی‌دهد و آن را شامل حال کسانی که زنده و معاصر هستند نیز می‌داند. چنانکه خطاب به پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: «ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى‏ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِیدٌ» (هود: 100)؛ این اخبار بخشی از وقایع شهرها و آبادی‌هاست که ما براى تو شرح مى‌دهیم که برخی هنوز پابرجا و برخی از میان رفته‌اند.

پس از چند آیه نیز می‌فرماید: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ» (هود: 102)؛ در این سرگذشت‌هاى عبرت‌انگیز و حوادث مختلف علامت و نشانه‌هایی است براى یافتن راه حق و برای کسانى که از عذاب آخرت مى‏ترسند.

بنابراین، بیان وقایع و حوادث آموزنده در رسانه‌ها اختصاصی به گذشتگان ندارد و می‌توان از حوادث آموزندۀ افراد در قید حیات به‌ویژه در بیان موفقیت‌های آنان که منعی در بیان آن نیست، در این کار بهره برد.

2. بشارت‌دهی به نیکوکاران و هشدار به بدکاران

رسانۀ دینی که عهده‌دار هدایت مخاطبان است نمی‌تواند در برابر کارهای خوب و بد موضع خنثی داشته باشد، بلکه لازم است نیکوکاران را تشویق و بدکاران را از کار بدشان برحذر بدارد. این روش، راهبردی است که از مطالعۀ آیات قرآن به‌خوبی استفاده می‌شود. البته نکتۀ اساسی در این میان این است که رسانه باید مراقب باشد در تشخیص خوب و بد دچار خطا نشود که در آن صورت خلاف مقصود نتیجه خواهد گرفت. اگر چه امروزه موضع اغلب رسانه‌ها در قبال رفتار خوب و بد یا بی‌طرفی و یا به‌طور عمده بر خلاف نظر قرآن تشویق‌کنندۀ رفتارهای ناروا و بازدارنده از رفتارهای پسندیده است. ضمن اینکه در حال حاضر یکی از راه‌های مبارزۀ رسانه‌های الحادی و رقبای معاند با پیام‌های دینی در جامعۀ ما، دعوت برنامه‌ریزی شده و هدفمند مخاطبان به فسق و فجور است تا از این طریق مخاطبانِ درگیر با آلودگی‌های نفسانی را از پذیرش دعوت پیام‌های متعالی و سازندۀ انقلاب اسلامی باز‌دارند.

بر اساس قرآن، یکی از ویژگی‌های پیام الهی این است که افراد نیک‌کردار را تشویق کرده و با بشارت‌دهی به آنان روحیۀ آنان را برای ادامۀ رفتار مطلوب تقویت کند و در طرف مقابل افراد بدکار را نسبت به عواقب کارشان بیم دهد. در آیة زیر قرآن خود را رسانه‌ای که دربردارندۀ پیام بشارت برای نیکوکاران است معرفی می‌کند: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» (اسراء: 9)؛ قطعاً این قرآن به [‏‏آیینى] که خود پایدارتر است راه مى‌نماید و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مى‌کنند، مژده مى‌دهد که پاداشى بزرگ بر ایشان خواهد بود.

بشارت مؤمنین در این آیه به رسانه الهی نسبت داده شده، همان رسانه‌ای که «یَهْدِی لِلَّتِی هیَ أَقْوَمُ»؛ یعنی هدایتی باقوام‌تر و استوارتر از هر رسانه‌ای را در خود دارد. در تفسیر به این موضوع اشاره شده که مطابق این آیه بشارت برای مؤمنانی است که علاوه بر ایمان، عمل صالح انجام می‌دهند. در نتیجه، بشارت و پاداش مؤمنان منوط به انجام عمل صالح است (طباطبائی، 1374، ج 13، ص 65). این مطلب همچنین نشان می‌دهد که رسانۀ دینی باید مخاطبان را تشویق کند عقاید خود را در مقام عمل متجلی نمایند و رفتارهای منطبق با عقاید داشته باشند.

بنابراین، جهت‌گیری کلی رسانه‌‌ها در جامعۀ اسلامی باید به نحوی باشد که به نیکوکاران بشارت دهند، به‌گونه‌ای که این گروه از مخاطبان برای تقویت ایمان و انجام دستورات الهی تشویق شوند و با انگیزه بیشتر در مسیر حق، گام بردارند و از اینکه خواسته یا ناخواسته، مخاطبان را از انجام عمل نیکو، ناامید، بی‌انگیزه و دلسرد نمایند، باید احتراز نمایند. در نتیجه برنامه‌ریزی و اقدام لازم در این زمینه، از پخش اخبار و اطلاعات تشویق‌کننده و امیدوارکننده برای حق‌طلبان تا سوژه‌ها و محتواهای فیلم‌ها و مجموعه‌های نمایشی با این رویکرد، از اولویت‌های رسانۀ اسلامی محسوب می‌شود.

3. انسجام و هماهنگی در هدف

رسانه اسلامی هدفمند است، بنابراین باید اصول و مبانی واحد و ثابتی داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت، مخاطبان را به تعارض و سردرگمی می‌کشاند. ضمن اینکه رسانه دینی باید مراقب باشد در سیاست‌های اساسی و اهداف راهبردی خود از اصول و مبانی متقن اسلامی عدول نکند. قرآن خود را به‌عنوان رسانۀ الهی هم «حق محور» که اساس هویت ثابت در اندیشه و عمل است معرفی می‌کند و هم پیام خود را با پیام‌های دیگر کتب الهی «هماهنگ و منطبق» می‌داند. برای مثال، «نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ» (آل‌عمران: 3)؛ این کتاب را به‌حق، درحالى‌که مؤید آنچه ‏از کتاب‌هاى آسمانى‏ پیش از خود است،‏ بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را نیز این‌چنین نازل کرد.

درباره تفسیر این آیه و آیات مشابه آن گفته شده که قرآن، کتب آسمانی پیشین را تصدیق می‌کند و با نشانه‌ها و پیام‌های اصولی آن‌ها هماهنگ است و اگر تفاوتی بین مأموریت‌های آنان باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است، نه تضاد و تعارض در محتوای پیام آنان. بنابراین، پیام‌رسانان الهی همه در مسیر یک هدف قرار دارند و اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 1، ص 362).

بنابراین، پیام‌های رسانه اسلامی باید به نحوی مدیریت، تولید و پخش شود که کمترین تعارض یا اختلافی در مبانی و اصول محتوای پیام‌های آن وجود نداشته باشد. رعایت این اصل علاوه بر انجام این رسالت الهی در تدارک محتوای پیام، موجب جلب اعتماد مخاطبان نیز می‌شود. ضمن اینکه اصول و مبانی پیام در رسانه اسلامی نیازمند هماهنگی در رئوس و اصول اساسی محتوای پیام با سایر نهادهای آموزشی و تبلیغی کشور نیز هست که این موضوع نقش زیادی در انسجام اجتماعی و جلوگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی در جامعه دارد.

4. مستدل بودن و اقناع‌کنندگی

برای جلب مخاطبان و تأثیرگذاری بر آنان، وجودِ دلایل روشن و منطق استوار در ماندگاری و متقاعدکنندگی پیام، نقش زیادی دارد. درحالی‌که ابهام در پیام و سست بودن بنیان آن، موجب می‌شود به‌ویژه با وجود مخالفت‌ها و فعالیت‌های رقبا، پیام دچار تزلزل شود و رسانه نتواند دربارۀ محتوای پیام مخاطبان را اقناع کند. در آیات متعددی از قرآن، بر این مطلب یعنی وضوح و اتقان در پیام تأکید شده است که نمونه‌ای از این آیات مطرح می‌شود: «وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ» (بقره: 99)؛ و همانا بر تو آیاتى روشن و مستدل فرستادیم و جز فاسقان کسى‏ آن‌ها را انکار نمى‌کند.

«بیّنه»، حجت و دلیل معتبر است. در این آیه می‌فرماید: ما آیات بیّن و روشنی بر تو فرو فرستادیم، اما آنچه مانع ایمان آوردنِ کافران است، فسق و آلودگی به گناهِ آنان یعنی تیرگی قلب و فاصله‌ گرفتن از نور فطرت است (جوادی آملی، 1382، ج 5، ص 619). معلوم می‌شود پیامِ تأثیرگذار باید متقن و رسا باشد تا بتواند مانع فاصله گرفتن افراد از فطرت پاکشان شود و از گرایش آنان به فسق و فساد جلوگیری نماید.

قرآن که کتاب هدایت برای همه است، برای صاحبان اندیشه، برهان اقامه می‌کند و برای توده مردم و افراد عادی، مسائل را با مَثَل روشن می‌کند. این رسانه اسلامی مسائل عمیق برهانی را که بسیاری از حکیمان در کتاب‌های عقلی گرفتار شبهات آن هستند، با مثال‌هایی ساده تبیین می‌کند؛ زیرا کتاب عقلی مصطلح نیست تا در همه‌جا با زبان برهان سخن بگوید. قرآن نوری است که بر دل‌های همگان به تناسب می‌تابد. قرآن جهانی است که باید به‌صورت یک رسانه جهانی، با پیام‌های خود همه جهان را روشن کند. چنان‌که اتّصاف آیات به وصف «بیّنات»، به این جهت است که نشانه‌ها به‌قدری روشن است که برای متفکر معتدل، هیچ ابهامی در حقانیت آن باقی نمی‌ماند و جای هیچ عذری را باقی نمی‌گذارد؛ زیرا با هرکس در هر سطحی، مطابق فهم او سخن گفته است و تنها فاسقان هستند که به دلیل هوی و هوس، دلشان کور شده و به آن کفر می‌ورزند (همان، ص 620-621).

آنچه در این بیان تفسیری مطرح شده راهگشای یکی از مشکلات اساسی رسانۀ دینی در شرایط کنونی، در حوزۀ پیام است. اینکه چگونه می‌توان پیام‌های جدی و مهم را هم‌زمان برای مخاطبان خاص و عام ارائه کرد. بر اساس این الگوی عملی متخذ از قرآن، ضروری است پیام‌ها برای ارضاء و اقناع خواص بر پایۀ برهان، منطق و علم و برای عموم مخاطبان بر منطق قابل فهم عموم و استفاده از مثال و تشریح سادۀ مطالب استوار باشد.

نتیجۀ مهمی که از این بحث برای سازمان‌دهی و مدیریت پیام در رسانه اسلامی در اصلاح امور جامعه حاصل می‌شود این است که ضرورت دارد برنامه‌های رسانه دینی در همه حال و در همۀ اَشکال آن و برای همۀ مخاطبان از اتقان و استحکام کافی برخوردار باشد؛ بنابراین، نمی‌توان با توجیه اینکه برنامه‌ای با ساختار و یا برای مخاطب معینی ساخته شده، وزانت و اتقان برنامه‌ها را نادیده گرفت که این‌چنین رویکردی از لغزشگاه‌ها و مخاطرات جدی رسانۀ اسلامی است. البته رعایت این اصل به معنای نادیده گرفتن زبانِ فهم و نیاز مخاطبان نیست، بلکه در عین توجه به موقعیت مخاطبان باید به این ضرروت اساسی توجه شود.

5. بیانِ عفیفانه با مخاطبان

رسانه‌ای که می‌خواهد از مفاسد و آلودگی‌های جامعه جلوگیری کند باید در محتوا، بیان و ساختار، عفیفانه عمل کند. عفیفانه سخن گفتن که از آداب سخن‌گویی در آموزه‌های اسلامی است از قرآن و نحوۀ پیام‌رسانی آن به‌خوبی استنباط می‌شود. در تفسیر المیزان، در تفسیر آیۀ سوم سورۀ یوسف که «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ»؛ ما نیکوترین سرگذشت‌ها را برای تو در این قرآن که به تو وحى کردیم حکایت مى‌کنیم، درحالی‌که تو پیش از آن از بى‌خبران بودى، توضیح داده شده که «قَصَصَ» اگر به معنای اسم مصدر (خود داستان) باشد، به معنی بهترین قصه است و اگر به معنای مصدری (قصه‌سرایی) باشد، به معنی بهترین بیان است. آنگاه به ماجرای حضرت یوسف (ع) و زن عزیز مصر که از داستان‌های وسوسه‌انگیز است اشاره کرده و در تعلیل و تبیین بهترین بیان در قصه‌گویی قرآن نوشته است: «با اینکه این ماجرا قصه‌ای عاشقانه است، طوری بیان شده که ممکن نیست کسی چنین داستانی را عفیف‌تر و پوشیده‌تر از آن بیان کند» (طباطبائی، 1374، ج 11، ص 102).

توجه به بیان عفیفانه و مبتنی بر حیا در رسانۀ الهی قرآن از بررسی آیات این کتاب به‌خوبی فهمیده می‌شود. از جمله در این آیه: «قَالَتْ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ ...» (آل‌عمران: 47)؛ ‏‏مریم‏‏ گفت: پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنکه هیچ بشرى به من دست نزده است.

با توجه به اینکه موضوع، باردارشدن حضرت مریم است؛ انکار آنچه می‌توانست باعث این حاملگی باشد از قول وی در بیانی لطیف، رسا و در کمال عفت و حیا بیان شده است. به این‌گونه که از قول آن حضرت آمده است که چگونه ممکن است من فرزنددار شوم درحالی‌که هیچ بشری به من دست نزده است.

این‌گونه عفیفانه سخن گفتن از قول شخصیت‌های برجسته در قرآن، موضوع مهم و قابل توجهی است که جا دارد جداگانه مورد بحث واقع ‌شود. توجه به چنین موضوعی در جهان امروز که همه یا قریب به‌اتفاق رسانه‌ها در مقابل آن قرار دارند، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

رعایت عفت و حیا در محتوا و ساختارهای رسانۀ دینی در حال حاضر دست‌کم چند پیامد سازنده در قبال مخاطبان دارد: اولاً، از بدآموزی ناشی از به‌کارگیری و تکرار الفاظ غیرعفیفانه در مخاطبان، جلوگیری می‌کند. ثانیاً، این طرز سخن گفتن که یکی از ابعاد رعایت اخلاق در کلام است را به مخاطبان می‌آموزد. ثالثاً، از ابتلای مخاطبان به تخیلات و توهماتِ مخرب ناشی از دیدن و شنیدن محتواهای تحریک‌کننده جلوگیری می‌کند.

امروزه متأسفانه رسانه‌های موجود که عمدتاً در خدمت منافع سرمایه‌داری جهانی هستند نه تنها بیان عفیفانه در پیام‌رسانی را در نظر نمی‌گیرند، بلکه مشی عمومی آن‌ها ترویج بی‌عفتی و تحریک هر چه بیشتر غرایز و شهوات در پخش محتوا و بیان مطالب گوناگون است که این وضعیت، کار را برای رسانه‌های اسلامی برای حرکت در جهت مقابل و جلوگیری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی تا حدودی دشوار می‌کند.

6. امر به معروف و نهی از منکر

صاحب‌نظرانِ ارتباطات و وسایل جمعی یکی از وظایف مهم رسانه‌ها را که محدود به چند وظیفه مهم است، «ارشاد» یا «هدایت» مخاطبان می‌دانند؛ اما نکتۀ مهم این است که اهداف و جهت‌گیری این ارشاد و هدایت چیست. طبعاً رسانه‌های سکولار در این خصوص اهداف خود را دنبال می‌کنند، درحالی‌که ارشاد و هدایت جامعه از سوی رسانۀ دینی اهداف و کارکردهای متفاوتی را دنبال می‌کند. در نتیجه ارشاد مخاطبان از طریق رسانه، بر اساس مبانی فکری و شیوه‌های عملی حاکم بر رسانه تعریف می‌شود و از رسانه‌ای به رسانه دیگر متفاوت است.

شاید این عنوان به‌طورکلی تداعی‌کنندۀ بخش زیادی از ویژگی‌هایی است که قبل از این بیان شد، اما ازآنجاکه اصل «امر به معروف و نهی از منکر» در معارف و آموزه‌های دینی جایگاه ویژه‌ای در اصلاح امور جامعه و جلوگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی دارد و به نحو خاص مورد توجه قرآن قرار گرفته است ضرورت دارد با عنوان مستقلی مطرح شود.

قرآن کریم یک راهبرد اساسی برای هدایت مردم و اصلاح امور فردی و اجتماعی جامعه را امر به معروف و نهی از منکر دانسته است، یعنی محتوای برنامه‌های رسانۀ اسلامی باید مردم را به انجام کارهای خوب که نفع آن به همه مردم می‌رسد و دوری از اعمال بد که ضررش متوجه همه مردم می‌شود، دعوت کند. البته این دعوت باید بر مبنای دقیق و محاسبه شده انجام ‌شود که کارکرد مطلوب خود را به‌ویژه در جذب و اقناع مخاطبان دربر داشته باشد. در آیات متعددی از قرآن، ضرورت انجام امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است. برای مثال: «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُوْلَئِکَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ» (آل‌عمران: 104)؛ و باید از میان شما گروهى ‏مردم را‏‏ به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته بخوانند و از زشتى بازدارند و آنان همان اهل رستگاری هستند.

در این آیه به‌صراحت انجام امر به معروف و نهی از منکر از مسلمانان خواسته شده و بر عمل به آن تأکید شده است. ضرورت عمل به این تکلیف الهی که آثار زیادی در سالم‌سازی محیط و جلوگیری از ‌‌آسیب‌های اجتماعی دارد، در آیات دیگر قرآن نیز مطرح شده است؛ اما نکتۀ قابل توجه اینکه این آیه بین دو آیه‌ای واقع شده که به وحدت و جلوگیری از اختلاف بین مسلمانان امر می‌کند، یعنی در آیه (103) قبل از آیه مورد بحث و آیه (105) بعد از آن، تأکید بر ضرورت وحدت و دوری از تفرقه و اختلاف شده است. در تفسیر گفته شده که دلیل آن، این است که اختلاف در جامعه اسلامی از پیروی هوای نفس و خودخواهی‌ها ناشی می‌شود که اگر با امر به معروف و نهی از منکر از این امور جلوگیری شود، بستر لازم برای وحدت حقیقی در جامعه مسلمانان که از شرایط لازم برای پیشرفت جامعه است فراهم می‌‌آید.

در تفسیر این آیه به نکات مهمی پرداخته شده است که اشاره می‌شود:

1. از آن جمله اینکه اگر چه در آیه انجام امر به معروف و نهی از منکر به امت یا گروه نسبت داده شده، اما در سایر آیات انجام آن به عموم نسبت داده شده است؛ بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر یک وجه فردی دارد که هر کس موظف است آن را انجام دهد و چون جنبه فردی دارد، طبعاً تأثیر آن محدود است. وجهة دیگر آن، وجهة جمعی است که اجرای آن نیازمند تشریک‌مساعی است و این جنبه از امر به معروف و نهی از منکر، شعاعِ قدرتِ وسیعی نیاز دارد که از شئون حکومت اسلامی است.

2. ازآنجاکه امر به معروف و نهی از منکر اقدامی است که باید نتیجه آن جلوگیری از بی‌نظمی و جلوگیری از گسترش ناهنجاری‌ها و ‌‌آسیب‌های اجتماعی در جامعه باشد، اجرای آن باید بر اصول و عمل منطقی و عقلانی استوار باشد.

3. امر به معروف و نهی از منکر در جامعه بر این منطق استوار است که زیان و فساد فردی در جامعه می‌تواند موجب زیان و فساد جمعی در جامعه شود. در این صورت عقل و منطق حکم می‌کند که برای حفظ مصالح جامعه با نظارت عمومی از مفاسد فردی جلوگیری شود. چنانکه در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: «یک فرد خطاکار در میان مردم همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شده و هنگامی که کشتی در وسط دریا قرار می‌گیرد، تبری بردارد و به سوراخ کردن محلی که در آن نشسته است، بپردازد. اگر به او اعتراض کنند؛ بگوید من در سهم خودم تصرف می‌کنم. درحالی‌که اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند، طولی نمی‌کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و همگی در دریا غرق می‌شوند» (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج 3، ص 36-38).

بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت: وظیفه اجرای امر به معروف و نهی از منکر که ماهیتی تبلیغی و ارشادی دارد در حکومت اسلامی به‌ویژه در دوران معاصر تا حدود زیادی به عهدۀ رسانۀ اسلامی است. رسانه نه فقط خود مجری این امر خطیر است، بلکه ضرورت دارد مخاطبانِ مسلمان را نیز به اجرای آن تشویق نماید. البته چنانکه گفته شد اجرای این دستورِ حکیمانه الهی نیازمند اجرای درست و توأم با شرایط تأثیرگذاری است که رسانه علاوه بر آنکه خود رعایت می‌کند، باید جامعه را نیز با چگونگی و شرایط انجام آن آشنا کند.

نتیجه‌گیری

چنانکه گفته شد اگرچه می‌توان آسیب‌های اجتماعی را برای جوامع مختلف به‌گونه‌ای واحد تعریف کرد و مصادیق برخی آسیب‌ها را برای همۀ جوامع یکسان دانست، اما ازآنجاکه در تعیین دقیق مصداق آسیب‌ها رویکردهای ایدئولوژیک، قضاوت‌های ارزشی و ملاک‌های فرهنگی و اخلاقی متفاوتی وجود دارد، توجه به مبانی ارزشی در تعریف مفهومی و عملیاتی آسیب‌های اجتماعی، ضرورت می‌یابد. بر این ‌اساس گفته شد که در مطالعۀ آسیب‌ها و تعیین مصادیق آن‌ها و همچنین راهکارهای مقابله با آسیب‌ها توجه به معیارها و شاخص‌های هنجاری و ارزشی حاکم ضروری است. به این ترتیب، قبل از بررسی میدانی آسیب‌ها و تعیین مصادیق آن‌ها، ابتدا باید آسیب اجتماعی را تعریف مفهومی و عملیاتی کرد تا در رصد و شناسایی آسیب‌ها اشتباهی رخ ندهد. چنانکه علاوه بر تعریف و تشخیص مصادیق، در «پیشگیری از آسیب‌ها» نیز همین بحث مطرح می‌شود، به‌گونه‌ای که برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی نیز توجه به مبانی و زیربناهای فکری و ارزشی، ضروری است، به‌گونه‌ای که پس از تعریف و تبیین آسیب‌ها، با هر روشی و از هر طریقی نمی‌توان با آن‌ها مقابله کرد و در پیشگیری نیز نیازمند تکیه بر روش‌هایی هستیم که با مبانی فکری و ارزشی مورد نظر ما تناسب داشته و هماهنگ باشد.

در دسته‌بندی آسیب‌های اجتماعی، امروزه بخش‌های قابل ملاحظه‌ای از آسیب‌ها مستقیم یا غیرمستقیم، متوجه رسانه‌های نوپدید می‌شود که به‌طورکلی در سه بخش آسیب‌های ناشی از: برنامه‌های ماهواره؛ اینترنت و فضای مجازی؛ بازی‌های رایانه‌ای قابل دسته‌بندی است. آنچه از پیامدهای آسیب‌زای این رسانه‌ها در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی مطرح شد به‌خوبی حجم و گسترۀ وسیع تأثیرگذاری این رسانه‌ها بر آسیب‌های اجتماعی در جامعه را نشان می‌دهد. اگر چه مقابله با این آسیب‌ها به آسانی ممکن نیست، اما فهرستی از راهکارهای مقابله با این آسیب‌ها از طریق رسانه ملی در نظام اسلامی مطرح شد که بسیار قابل توجه می‌نماید.

تبیین موضوع آسیب‌های اجتماعی ناشی از رسانه‌های جدید در ضمن اشاره به این نکته هم اظهار داشت که رسانه‌های جمعی کنونی نیازمند راهبری و مدیریت برای جلوگیری از آسیب‌های ناشی از فعالیت‌های نابجای خود از سویی و کمک به جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی در جامعه از سوی دیگر هستند. بدین منظور، جهت‌گیری‌ها، راهبردها و راهکارهای متفاوتی از آنچه امروزه بر رسانه‌های مادی‌گرا و به دور از اخلاق و معنویت در جهان حاکم است، لازم می‌شود که همین امر، رجوع به منابع وحیانی را در تبیین این مواضع ضروری می‌کند. به همین دلیل، در بخش اصلی این مقاله رهنمودهای قرآن برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی به‌وسیلۀ رسانه‌ها مورد بررسی قرار گرفت و با اشاره به اینکه از دیدگاه قرآن، آسیب‌های اجتماعی با ارادۀ انسان‌ها رخ می‌دهد، نتیجه‌گیری شد که بنابراین به کمک دستگاه‌های تبلیغی - ارشادی و رسانه‌های جمعی می‌توان با آسیب‌های اجتماعی مقابله کرد.

مطابق نتایج حاصل از این بررسی، قرآن که خود رسانه‌ای الهی است برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی راهکارهایی را توصیه می‌کند که برخی از آن‌ها تبیین شد و نشان داد که عمل به این توصیه‌ها نیازمند سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرای دقیق این راهکارها در رسانۀ اسلامی برای فاصله گرفتن از رسانه‌های سکولار و غیراخلاقی و دور نگه داشتن جامعه از آسیب‌های اجتماعی است.

-      ستوده، هدایت‌الله، 1372، مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی اجتماعی، تهران، آوای نور.

-      مهدی‌زاده، سیدمحمد، 1389، نظریه‌های رسانه اندیشه‌های رایج و دیدگاه‌های انتقادی، تهران، همشهری.

-      اکبری ابوالقاسم و مینا اکبری، 1390، آسیب‌شناسی اجتماعی، تهران، رشد و توسعه.

-      جوادی آملی، عبداللّه، 1378-1395، تفسیر تسنیم، قم، کتابخانۀ دیجیتال اسراء.

-      طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1374، تفسیر المیزان، ترجمۀ سیدمحمدباقر موسوی همدانی، چ پنجم، قم، جامعۀ مدرسین.

-      مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیة.