کجروی مدیران و نقش آن در شکل‌گیری آسیب‌های اجتماعی در سازمان‌ها

نوع مقاله: تخصصی

نویسنده

استادیار گروه مدیریت، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

چکیده

در شکل‌گیری کجروی‌های اجتماعی، عوامل متعددی نقش دارند. این پژوهش، به یکی از عوامل پنهان کجروی‌های اجتماعی یعنی کجروی مدیران، که منجر به کجروی کارکنان سازمان‌ها و مردم می‌شود، می‌پردازد. مدیران سازمان‌ها با ابتلای به مفاسد اخلاقی، اعتیاد و خشونت، می‌توانند رفتار زیانباری را به کارکنان خود منتقل کنند. عوامل کجروی مدیران را می‌توان به دو دستة عوامل فردی و عوامل سازمانی تقسیم کرد. حریص بودن و ضعف ایمان، از عوامل شخصیتی و فردی مدیران است که باید با شیوه‌های بیداری وجدان، یادآوری معاد، و مجازات، آنها را بهبود بخشید. ساختار سازمانی و فرهنگ سازمانی نامناسب نیز می‌تواند از مهم‌ترین عوامل سازمانی کجروی اجتماعی مدیران باشد. با آگاهی‌بخشی و تأکید بر قانون‌گرایی، می‌توان عوامل سازمانی کجروی اجتماعی را کاهش داد و زمینه بهبود رفتار کارکنان را فراهم ساخت

کلیدواژه‌ها


انسان‌ها، امروزه در جامعه‌های منظم و سازمان‌یافته زندگی می‌کنند. امروزه سازمان‌ها، اداره زندگی بشر را بر عهده گرفته‌اند. سازمان‌ها، امور بهداشتی، تعلیم و تربیت، اقتصاد، سیاست، و سایر امور اجتماعی را برای جوامع مدیریت می‌کنند. اداره سازمان‌ها نیز به دست مدیران است، و آنها نقش مهمی در تقویت یا تضعیف رفتارهای خوب و بد کارکنان سازمان‌ها به عهده دارند.

از‌این‌رو، می‌توان گفت که رشد و ضعف اخلاقی مدیران می‌تواند تحولات مهمی را در زندگی اجتماعی کارکنان رقم بزند. به عبارت دیگر، سلوک و نگرش مدیران می‌تواند بر رشد و تعالی سازمان تأثیرگذار باشد. به همین دلیل، مدیران سازمان‌ها می‌کوشند با نشان دادن رفتارهای اخلاقی از خود و تدوین منشورهای اخلاقی، ضمن تقویت سلامت کارکنان خود، آنها را از آسیب‌های اخلاقی مصون بدارند. آسیب‌های اخلاقی کارکنان و کجروی‌های آنان می‌تواند به صورت جدی به وجهه سازمان لطمه وارد کند و بقای سازمان را در معرض خطر قرار دهد. مدیران برای موفقیت سازمان‌ها درصدد هستند که رفتار و اخلاق کارکنان را بهبود بخشند و به همنوایی با نُرم اجتماعی توجه کنند. اندیشمندان مدیریت بر این باورند که سازمان‌ها هنگامی می‌توانند موفق باشند که اهداف سازمان، با ارزش‌های سازمانی سازگاری داشته و با ارزش‌های شخصی کارکنان همان سازمان هماهنگ بوده و در رفتار و اخلاق آنها نمایان باشد (گورنیاک و کوشر، 2012، ص 563). هماهنگی و همنوایی این دو دسته، می‌تواند موفقیت سازمان را رقم بزند.

پایداری و کارایی سازمان‌های اجتماعی، مدیون شکل‌گیری انسجام بین اجزای سازمان است (هچ، 1385، ص 109). تشکیلات اجتماعی با مشارکت یکدیگر سهم خود را در شکل‌گیری این انسجام پرداخت می‌کنند. این مشارکت از روش‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و... شکل می‌گیرد. تعاملات سازمان با محیط در حوزه‌های مختلف، منجر به تغییرات گسترده‌ای در محیط و سازمان می‌شود (دانایی‌فرد، 1395، ص 88). مردم جامعه به طور دائم با سازمان‌ها مرتبط‌اند، گاهی در نقش عرضه‌کنندة مواد اولیه، گاهی در نقش کارکنان سازمان و گاهی به‌عنوان دریافت‌کنندة تولیدات و خدمات سازمان‌ها. به هر حال، زمینه‌های فراوانی برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری وجود دارد. مدیران سازمان‌ها، با تصمیم‌گیری‌های خود، روند حرکت جامعه را می‌توانند دگرگون کنند. مهم‌ترین نقش اخلاق در نتایج تصمیمات مدیران مشخص می‌شود. تصمیمات سازمان‌ها نیازمند تصمیم‌سازی (جمع‌آوری داده‌ها) و انجام تحلیل برای اخذ تصمیم است. اخلاق در شکل‌دهی همة مراحل تصمیم‌گیری نقش قابل توجهی دارد، رعایت نکردن اخلاق در تصمیم‌گیری موجب وارد شدن آسیب‌های فراوان به فرد و جامعه می‌شود (علی‌اکبری و رمضانی، 1391، ص 150). ممکن است مدیران با تصمیمات غیراخلاقی خود، کارکنان را به سوی رفتارهای اخلاقی بد سوق دهند. آنان می‌توانند زمینة چاپلوسی، دروغگویی در گزارش‌نویسی، انتقال نادرست اطلاعات، حیف و میل اموال، خشونت، رفتارهای غیراخلاقی در سازمان، و... را در بین کارکنان رواج دهند.

ادارة جوامع بشری را تهدیدهای مهمی در معرض خطر قرار داده است. کجروی‌های اجتماعی از مهم‌ترین تهدیدهایی است که سلامت روانی جامعه را بر هم می‌زند. ازاین‌رو، اندیشمندان اجتماعی با بررسی موضوع آسیب‌ها و کجروی‌‌های اجتماعی، می‌کوشند علل آن را شناسایی کنند تا جنبه‌های فردی و اجتماعی زندگی بشر در معرض تهدید قرار نگیرد. کجروی‌هایی چون مفاسد اخلاقی، اعتیاد، طلاق، خشونت، حاشیه‌نشینی، و امثال آن می‌تواند جزو مهم‌ترین آسیب‌ها تلقی شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل کجروی مدیران در سازمان‌ها و راهکارهای اصلاح آن است. ازاین‌رو، پرسش اساسی این مقاله این است: چه عواملی در کجروی مدیران سازمان‌ها، نقش دارند و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟

مدیران و سازمان‌ها

مدیریت زمانی شکل گرفت که افراد برای تأمین نیازهای اولیه خود ناچار شدند دست به ‌کار جمعی بزنند و گروه تشکیل بدهند، و امری ضروری در جامعه شد. هر قدر جامعه بر تلاش گروه‌های جمعی برای اداره امور بیشتر تکیه کرد، اهمیت و نقش مدیران بیشتر جلوه‌گر شد. سازمان‌ها، از ویژگی‌های بارز تمدن بشری‌اند؛ زیرا این تمدن مسیر حرکت خود را در بستر سازمان‌ها دیده است. سازمان‌ها شرایطی را فراهم می‌کنند که امور آموزشی، اقتصادی، فرهنگی و... جامعه روان‌تر و بهینه‌تر به نتیجه برسند. انسان‌های عصر حاضر در همۀ دوران زندگی خود با سازمان‌ها سروکار دارند و سازمان جزء لاینفک زندگی آنها شده است. در این میان، مدیران به‌عنوان مهم‌ترین سکاندار سازمان‌ها، نقش بنیادی را در اداره سازمان‌ها دارند. آنان برای سازمان‌ها تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی می‌کنند و اجرای آن را مدیریت می‌کنند.

مینتزبرگ، سه دسته نقش اساسی را برای مدیران بیان کرده است: نقش‌های ارتباطی، نقش‌های اطلاعاتی، و نقش‌های تصمیم‌گیری (رضاییان، 1379، ص 73). نقش‌های ارتباطی، جنبة انسانی دارند و بیان‌کنندة تعامل با دیگران است و بر رفتار دیگران به ویژه کارکنان تأثیر دارد. نقش‌های ارتباطی به نوبة خود، به سه نقش مجزا تقسیم شده که عبارتند از:

الف. نقش ریاست: عهده‌دار انجام وظایف اجتماعی سازمان است، و مدیر را به‌عنوان نماینده سازمان معرفی می‌کند؛

ب. نقش رهبر: به‌عنوان یک فرد با نفوذ نزد کارکنان پذیرفته شده است، و کارکنان تلاش دارند که رفتارها و مقاصد وی را دنبال کنند؛

ج. نقش رابط: در مواجهه با افراد بیرون سازمان است و برای برقراری ارتباط با سازمان‌های دیگر به کار گرفته می‌شود.

در این موارد ملاحظه می‌شود که مدیران توان تأثیرگذاری فراوانی بر روحیة کارکنان و روند فعالیت آنها دارند. ساختار سازمانی به گونه‌ای است که قدرت مناسبی را برای تأثیرگذاری بر کارکنان در اختیار مدیران قرار داده است. براین‌اساس، کارکنان نیز تحت تأثیر مدیران سازمان، سلوک و خلقیات خود را تنظیم می‌کنند. هماهنگی کارکنان با مدیران، زمینه‌ساز تداوم همکاری آنان با سازمان است. ازاین‌رو، کارکنانی که نتوانند خود را با مدیر سازمان هماهنگ کنند، شانس همکاری با سازمان را به مرور از دست می‌دهند. بنابراین، مشاهده می‌شود که روحیه و رفتار کارکنان در سازمان به شدت تحت تأثیر مدیران سازمان‌ها قرار دارد.

کجروی اجتماعی

مردم اغلب تمایل دارند به گونه‌ای رفتار کنند که با هنجارهای اجتماعی، همنوا و سازگار باشند. زندگی اجتماعی نیز به همین دلیل، الگویی نسبتاً منظم و قابل پیش‌بینی دارد. با این وجود، واقعیت انکارناپذیر دیگر، آن است که همان قدر که اعضای جامعه از هنجارهای اجتماعی پیروی می‌کنند، به همان میزان تخطی و سرپیچی از قواعد اجتماعی در درون جامعه و سازمان‌های آن قابل مشاهده است (سلیمی و داوری، 1380، ص 129). ازاین‌رو، تصویر واقعی و کامل از یک جامعه انسانی، هم دربر گیرندة همنوایی با مقررات رفتار اجتماعی و هم بیانگر شکل‌های مختلف هنجارشکنی است (رابرتسون، 1374، ص 168). ابن‌خلدون، انسان را موجودی متفکر و اجتماعی می‌داند که در رابطة مستمر با دیگران است. این رابطه دو سویه به شکل‌گیری ساختار اجتماعی و سیاسی می‌انجامد که در کنار ویژگی‌های مثبت، کارکردهای منفی نیز دارد (علیمردانی، 1383، ص 230). بدین‌شکل، به سهولت می‌توان مدعی شد که با شکل‌گیری اجتماع‌های انسانی، پدیدة کجروی اجتماعی نیز به وجود می‌آید.

مطالعۀ انحرافات و کجروی‌های اجتماعی و به اصطلاح، آسیب‌شناسی اجتماعی (Social Pathology) از موضوعات مورد توجه اندیشمندان اجتماعی در قرن گذشته بوده است. کجروی اجتماعی، مطالعه ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، روسپیگری، فساد اخلاقی، طلاق، ولگردی، گدایی و... همراه با علل و شیوه‌های پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است. در شناسایی علل و عوامل شکل‌گیری کجروی اجتماعی، برخی بر این باورند که کجروی اجتماعی جزیی از آموخته‌های فرهنگی است، برخی دیگر آن را ناشی از فقدان استحکام در سیستم عصبی غیرارادی انسان معرفی می‌کنند و برخی دیگر آن را ناشی از یادگیری و جامعه‌پذیری افراد می‌دانند (سلیمی و داوری، 1380، ص 190). هنگامی که رفتارى از فرد سر بزند که با هنجارهاى جامعه منافات داشته باشد، آن را «کجروى اجتماعی» مى‌گویند. سلامت و موفقیت جامعه در گرو کاهش آسیب‌های اجتماعی است. برخی از آسیب‌های اجتماعی مانند مفاسد اخلاقی، اعتیاد، طلاق، خشونت، حاشیه‌نشینی و بیکاری می‌تواند سلامت جامعه را تهدید کنند. بررسی علل و عوامل کجروی اجتماعی یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اداره‌کنندگان سازمان‌ها و جوامع است.

پیشینه پژوهش

در نگاه اول ممکن است، کجروی مدیران با فساد اداری، یکی پنداشته شود، درحالی‌که بعد از شکل‌گیری سازمان‌ها و وقوع مشکلاتی که برای سازمان‌ها پیش آمد؛ موضوع فساد اداری به طور جدی مطرح گردید. در زمینة شناسایی فساد اداری و راهکارهای مبارزه با آن، تلاش‌های گسترده‌ای صورت گرفت. بانک جهانی و سازمان‌ شفافیت بین‌الملل در تعریف فساد اداری گفته است: «سوء‌استفاده از اختیارات دولتی (قدرت عمومی) برای کسب منافع خصوصی تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی» (بانک جهانی، 1997). فساد اداری می‌تواند به‌عنوان منبعی عام در تحقیقات کجروی مدیران، مورد توجه قرار گیرد. اما کجروی مدیران، بیشتر متأثر از رفتارهای خلاف عرف و ضدِ ارزش‌های پذیرفته شده سازمانی است. ازاین‌رو، می‌توان گفت که رابطۀ فساد اداری و کجروی مدیران رابطه عموم و خصوص من وجه است؛ یعنی در عین حال که در فساد اداری به کجروی مدیران پرداخته می‌شود، اما برخی از موضوعات کجروی مدیران مورد توجه فساد اداری نیست، و در فساد اداری مباحث گسترده‌تری نیز مطرح می‌گردد.

با تلاش‌های انجام شده، برای شناسایی کتب و مقالات مرتبط با موضوع، به دو مقاله، که ارتباط نزدیکی با موضوع پژوهش داشتند، دست یافتیم. ضرغامی‌فرد و دانایی‌فرد (1395)، در پژوهشی به اتکای مطالعات انجام شده دو مضمون صداقت رفتاری (شامل راستگویی، عمل به وعده‌ها، ثبات و سازگاری گفتار و رفتار) و رفتار اخلاقی (شامل تلاش در جهت کسب رضایت خدا، قابلیت اعتماد، مهربانی، احترام به دیگران، عدالت، احساس مسئولیت و پیروی از قوانین و مقررات)، را به‌عنوان ابعاد اصلی راست‌کرداری مدیران مشخص کرده‌اند. همچنین محسنی تبریزی و همکاران (1389) در پژوهش خود، با تمرکز بر آسیب‌های کارکنان به این نتایج دست یافتند که متغیرهای ابهام نقش، احساس بی‌هنجاری، احساس بی‌اعتمادی، گران‌باری نقش، بیگانگی از کار، عدم تکریم ارباب‌رجوع و تعارض نقش را به‌عنوان ابعاد و شاخص‌های آسیب‌های فرهنگی کارکنان، می‌توان معرفی کرد. به هر حال، بررسی سؤال اصلی این پژوهش، یعنی شناسایی عوامل کجروی مدیران و راهکارهای مقابله با آن، که باید در تبیین مبانی این پژوهش مورد توجه قرار گیرد، در هیچ یک از پژوهش‌های یاد شده مورد توجه قرار نگرفته است. این پژوهش می‌کوشد این موضوع را از منظر آموزه‌های اسلامی نیز مورد توجه قرار دهد.

کجروی مدیران

مدیریت، عرصه‌ای است که با مسائل اخلاقی بسیاری همراه است. اخلاق حرفه‌ای مدیران، مهم‌ترین عامل فرهنگی در توسعه اقتصادی و سلامت جامعه شناخته شده است (عسگری و همکاران، 1393). انسان‌ها با ساخت اجتماعی سازمان‌ها درگیر هستند. سازمان‌ها برای مردم، نمادها را می‌سازند و مردم آن نمادها را تفسیر می‌کنند و نسبت به تفسیرهای دیگران حساسیت از خود نشان می‌دهند (هچ، 1385، ص 356) و بدین‌گونه پدیده‌های زشت و زیبا، به وسیله سازمان‌ها و دست‌اندرکاران آن، برای مردم اجتماعی‌سازی می‌شود. اخلاق مدیران بر متغیرهای حیاتی سازمان اثرگذار است. یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در سازمان‌های امروزی تبدیل شدن به سازمانی اخلاقی است (عسگری و همکاران، 1393، ص 2). مسئولیت اجتماعی و اخلاق، دو موضوعی هستند که سازمان‌ها برای تبیین رابطه خود با محیط بیرونی به آن توجه کرده‌اند. پایبندی به مسئولیت اجتماعی و اخلاق می‌تواند زمینه‌ساز بقای سازمان و افزایش سودآوری باشد (گنجعلی و همکاران، 1392، ص 2). یک برنامه‌ریز استراتژیست معتقد است: «در سازمان، اصول اخلاقی خوب از پیش‌شرط‌های مدیریت استراتژیک خوب است؛ مدیران هنگامی می‌توانند برنامه‌های استراتژیک را به خوبی به نتیجه برسانند که روند اخلاقی خوبی در پیش بگیرند» (دیوید، 1379، ص 620).

ازآنجایی‌که مدیران مسئولیت‌ها و اختیارات گسترده‌ای دارند، بیش از دیگران به پایبندی اخلاقی نیازمندند و هنگامی که به اخلاق عمل نمی‌کنند، کارکنان و جامعه را در معرض تباهی و نابودی قرار می‌دهند. چنانکه پایبندی آنان به اخلاق، بستر مناسبی برای ترویج اخلاق در سازمان و جامعه است. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «المُلکُ کَالنَهرِ العَظِیم تَستَمِد مِنه الجَداوِل؛ فَانِ کانَ عَذباً عَذُبَت وَ اِن کانَ مَلِحاً مُلِحَت» (ابن‌ابی الحدید، 1959، ج 20، ص 279)؛ زمامدار همچون رودخانه‌ای پهناور است که رودهایی کوچک از آن جاری می‌شوند، پس اگر آب آن رودخانه پهناور گوارا باشد، آب درون رودهای کوچک گوارا خواهد بود و اگر شور باشد آب درون آنها نیز شور خواهد بود. از منظر امیرالمؤمنین (ع)، همة افعال و سکنات مدیران در رصد توجه کارکنان و مردم قرار دارد. ازاین‌رو، به والیان و مدیران خود می‌فرمود: «نگاهایت، و در نیم‌نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند، و ناتوان‌ها در عدالت تو مأیوس نگردند» (نهج‌البلاغه، ن 27).

با دگرگونی در سلوک و اخلاق مدیران، کارکنان نیز به سمت دگرگونی حرکت می‌کنند. براین‌اساس، می‌توان به اهمیت اخلاق حرفه‌ای مدیران و کجروی‌ اجتماعی آنان توجه کرد. رهبران و مدیران عالی جامعه همیشه باید نسبت به سلوک و عملکرد مدیران جامعه حساسیت از خود نشان دهند. امیرالمؤمنین (ع) یکی از بهترین کارگزاران و مدیران خود را به این دلیل که رفتار او آثار اجتماعی نامطلوبی بر مردم داشت مورد مذمت قرار داد. حضرت، عثمان‌بن حنیف انصارى را که از سوى وی به فرماندارى بصره انتخاب شده بود، مخاطب ساخته و در تعبیراتى سرزنش‌آلود مى‌فرماید: «اما پس (از حمد و ثناى الهى) اى پسر حنیف! به من گزارش داده‌اند که مردى از جوانان (ثروتمند و اشرافى) اهل بصره تو را به سفره رنگین میهمانى خود فراخوانده و تو نیز (دعوتش را پذیرفته‌اى و) به سرعت به سوى آن شتافته‌اى درحالى‌که غذاهاى رنگارنگ و ظرف‌هاى بزرگ طعام یکى از پس از دیگرى پیش روى تو (به وسیله خادمانش) قرار داده مى‌شد» (نهج‌البلاغه، ن 45). این نکته قابل توجه است که امام (ع) به قدرى مراقب کارگزاران خود بوده و در حرکات و رفتار آنها دقت مى‌کرده که کوچک‌ترین نقطه ضعفى نداشته باشند تا جایى که حتى شرکت در یک مهمانى نامناسب را بر آنها خرده مى‌گرفته و با نامه بلندبالایى مملو از نصایح مختلف به آنها هشدار مى‌داده و نصیحت مى‌فرموده است، کارى که شاید در هیچ جاى دنیا معمول نبوده و نیست. در میان نامه‌هاى امام (ع) به کارگزاران خود، این قبیل نامه‌ها کم نیست و همگى بیانگر این است که امام (ع) نهایت تدبیر را در امر کشوردارى رعایت مى‌کرده است (مکارم شیرازی، 1379، ج 10، ص 154). امیرالمؤمنین (ع) در این نامه به تأثیرپذیری دیگران از مدیران نیز اشاره می‌فرماید: «آگاه باش،‌ هر رهروى را امامى است که از او پیروى مى‏کند، و از نور دانشش روشنى مى‏گیرد» (نهج‌البلاغه، ن 45). پیروان اعم از همکاران سازمانی و مردم عادی تحت تأثیر سلوک مدیران هستند. این‌گونه توصیه‌ها که امیرالمؤمنین (ع) به حکام و مدیران خود کرده است نمونه‌های فراوانی دارد. نکتّۀ مهم در آنها این است که این تذکرات تنها، به‌معنای تربیت نفس آنان نیست، بلکه جنبة اجتماعی آن بیشتر مورد توجه است؛ یعنی حضرت تلاش داشتند که از رواج یک کجروی اجتماعی جلوگیری کنند. بنابراین، مدیران باید مراقب رفتارهای سوء و نامطلوب خود باشند؛ زیرا سلوک و رفتار آنها در بین کارکنان و مردم منعکس خواهد شد و دیگران از آنها تقلید خواهند کرد.

نکته مهم اینکه چه عواملی مدیران را به کجروی سوق می‌دهد. به عبارت دیگر، سازمان‌ها بخصوص در کشور ایران، برای استخدام نیرو مراحل مختلفی را طی می‌کنند. آنان تلاش دارند کسانی را استخدام کنند که با ارزش‌ها و هنجارهای سازمان سازگاری داشته باشد. مدیران ارشد سازمان‌ها بعد از احراز شرایط، نسبت به استخدام داوطلبان اقدام می‌کنند. اما چه عواملی باعث می‌گردد که کارکنانی که سازگاری ارزش‌های آنها احراز شده و از نُرم مناسبی از اخلاق حرفه‌ای برخوردارند، دست به کجروی می‌زنند. در این زمینه مطالعات زیادی صورت نگرفته است، اما تلاش می‌شود به بعضی از این عوامل پرداخته شود. این عوامل را می‌توان به دو دسته اساسی تقسیم کرد: عوامل فردی و عوامل سازمانی.

1. عوامل فردی کجروی مدیران

یکی از مهم‌ترین عوامل انحراف اخلاقی و کجروی مدیران، مربوط به جنبه‌های فردی مدیران است. براین‌اساس، ویژگی‌ها و خصوصیات فردی، ارزش‌های مذهبی، ملاک‌های شخصی، عوامل خانوادگی، باورها و اعتقادات و شخصیت از جمله عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه‌ای مدیران است (پنینو، 2002، ص 223). بنابراین، فردی که صلاحیت‌های لازم اخلاقی را نداشته باشد، اگر از فرایند پیچیده گزینش و استخدام سازمان عبور کند و به استخدام سازمان درآید، در انجام وظایف سازمانی ضعف‌های اخلاقی وی، نمایان خواهد شد. افرادی که دچار مشکلات اخلاقی هستند، هنگامی که در مناصب سازمانی قرار می‌گیرند؛ آثار مخربی را بر سازمان و جامعه تحمیل می‌کنند. در بررسی عوامل فردی تأثیرگذار بر کجروی مدیران عوامل متعددی را می‌توان مورد توجه قرار داد که در اینجا به دلیل اختصار فقط به دو مورد پرداخته می‌شود:

الف. حرص و طمع

حرص و طمع حالتی از سوء‌اخلاق است که انسان را سیری‌ناپذیر می‌سازد. انسان حریص و طماع، فردی است که دارای توقع بی‏جا و اشتیاق بی‌حد و حصر است و زیاده‏خواه و افزون‌طلب است. این صفت در منابع اسلامی بسیار مذمت شده است؛ زیرا انسان را به پستی و انحطاط می‌کشاند. امام باقر (ع) در مذمت حرص می‌فرمایند: «آدم حریص نسبت به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه به اطراف خود می‌تند، سخت‌تر می‌تواند از آن خارج شود و سرانجام درون پیله خود می‌میرد» (محمدی‌ری‌شهری، 1386، ج 3، ص 21). حرص، توانمندی مدیران را نیز کاهش می‌دهد. امام صادق (ع) فرمودند: «اگر مى‏خواهى دیده‏ات روشن باشد و به خیر دنیا و آخرت برسى، طمع خود را نسبت به آنچه در اختیار مردم است قطع کن» (مجلسی، 1412ق، ج 70، ب 129، ح 3). مدیران بیش از دیگران نیازمند تیزهوشی و درایت هستند، به همین علت شایسته است که طمع خود را کنترل کنند.

مدیران سازمان‌ها تلاش می‌کنند که موفقیت سازمان را سرعت ببخشند، چنانکه تمایل دارند سرمایه سازمان را افزایش دهند. مدیرانی که شایستگی‌های لازم اخلاقی را نداشته باشند، به این بهانه تلاش دارند که حرص و طمع خود را اشباع کنند و این سرآغاز شکست اخلاقی و فساد اداری مدیران است (لیوین، 2005، ص 47). حرص در انسان به شکل‌های مختلفی مانند جمع‌آوری مال برای خوش‌گذرانی و عیاشی و تفاخر در بین مردم و... بروز می‌کند و گاهی به صورت کسب موقعیت سازمانی برای به دست آوردن قدرت نفوذ و اختیارات بیشتر صورت می‌گیرد. تلاش در دنیا برای تأمین زندگی و معاش و بهبود وضعیت جامعه اسلامی، کاری بس نکوهیده و ارجمند است. اما هنگامی که این تلاش از حد معمول خود بگذرد و به شکل افراط درآید موجب کجروی‌های اجتماعی می‌شود.

یکی از نمونه‌های بارز حرص و طمع را در خاندان پهلوی به ویژه رضاشاه می‌توان مشاهده کرد. مورخین بر اساس اسناد متعدد گزارش کرده‌اند که وی به بهانه‌های مختلف زمین‌های حاصلخیز و املاک متعدد را به اسم خود می‌کرد.[1] این امر باعث شده بود که برخی از فرماندهان و امرای وی نیز با شیوه‌های مختلف، با حرص و ولع فراوان به تصاحب اموال مردم بپردازند.[2] مهم‌ترین عامل شیوع این‌گونه فساد، آلوده بودن مدیران ارشد جامعه بود. هنگامی که آنان با حرص و طمع فراوان رفتار می‌کردند؛ این موضوع برای زیردستان پذیرفته شده بود که آنان نیز مجاز به این عمل هستند.

ب. ضعف ایمان

مدیران سازمان‌ها هنگامی که دچار ضعف ایمان شوند، روحیه خودخواهانه بر آنها حاکم شده و جز به خود به چیز دیگری نمی‌اندیشند و نوع‌دوستی و مهربانی را فراموش می‌کنند، فضائل انسانی به شدت رو به زوال می‌رود. ایمان قدرتی به مدیران می‌دهد که آنها را از هرگونه کجروی و لغزش در مسئولیت باز می‌دارد. مدیران مؤمن با اتکاء به خداوند متعال خود را از مفاسد اخلاقی و ظلم دور می‌دارند. ازاین‌رو، کارکنان سازمان نیز با اطمینان به آنها فرامین را در سازمان به کار می‌گیرند. مدیران مؤمن با یادآوری عظمت الهی، آن‌ را با تمام وجود احساس می‌کنند و نه تنها در برابر امور شهوانی، مفاسد اخلاقی، سر تسلیم فرود