دکتری فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده
این مقاله با هدف بررسی کارکرد احساسِ کرامت نفس در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و بهطور خاص پیشگیری از مفاسد اخلاقی نگارش شده است. برای دریافت معنا و مقصود روایات دربردارنده این مفهوم و شناسایی مفاهیم مرتبط با آن، از فقه الحدیث بهمثابه یک روش پژوهش و نیز از روش استنتاج به اقتضا استفاده شده است. یافتههای پژوهش مبیِّن آن است که احساس کرامت نفس که حَسب نوعی تحول بینش درباره مبدأ الهی انسان و حقیقت وجودی او و نیز خودشناسی در انسان فعلیت مییابد، بهعنوان یک محرِّک و عاملی انگیزشی درونی مؤثر در سلوک اخلاقی و پیشگیری از آسیبهای اخلاقی و اجتماعی عمل میکند. انسانی که احساس شرافت و بزرگواری میکند در ملازمت حب نفس و حب کمال نفس (که اموری فطریاند) با اموری که سبب پستی و فرومایگی و خواری نفسِ انسان است؛ احساس ناسازگاری نموده و از آنها اجتناب میکند. افزون اینکه احساسِ کرامت نفس از عوامل برانگیختن صفت حیا در انسان است که کارکردهای بسیار ویژهای در تن ندادن انسان به رذایل اخلاقی و رفتارهای زشت و ناپسند دارد. در مقابل احساس پستی، فرومایگی و خواریِ نفس، زمینهساز ارتکاب شرارتها و تن دادن به حقارتها و رذایل است. پشتوانه و تضمینکنندهٔ بروز و ظهور کارکرد احساس کرامت نفس در پیشگیری از آسیبهای اخلاقی و اجتماعی این است که این فرآیند، جامع مقدمات و مبادی ادراکی و تحریکی برای تحقق رفتار انسان و مبتنی بر انگیزههای درونی در تحقق کنش انسان است.