کلیدواژه‌ها = آسیب‌های اجتماعی

تحلیل تاریخی سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی

دوره 3، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 1-22

محمدجواد یاوری سرتختی، علی یاوری سرتختی

چکیده بعد از رحلت رسول خدا(ص) و در دوره حضور اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، زمینه‌ها و عواملی بر بروز یا تداوم ناهنجاری یا آسیب‌های اجتماعی که خارج از منطق اسلام بود، تأثیر داشت. شناسایی محورهای آسیب زا از یک سو، شناخت عوامل و زمینه‌های مؤثر بر آن‌ها از دیگر سو و نحوه مواجهه امامان شیعه(علیهم السلام) به عنوان مصلحان جامعه اسلامی با این آسیب‌ها، پژوهش حاضر را بر آن داشت تا به تحلیلی تاریخی بپرازد و به این سؤال اساسی پاسخ دهد، راهبردها و راه کارهای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی چه بوده است؟ این پژوهش با روش سیره پژوهی و با بهره‌گیری از مفاهیم بنیادی در دانش تاریخ اجتماعی، ضمن استخراج محورهای آسیب و زمینه‌های ظهور آن، به واکنش امامان معصوم پرداخت و این نتیجه حاصل گردید که ساختارهای اجتماعی جامعه عصر حضور، وضعیت جغرافیای طبیعی و انسانی و نقش بسیار زیاد عوامل سیاسی باعث تداوم آسیب‌های اجتماعی گردید و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) ضمن برخورد با آن‌ها، سیاست‌های لازم در تقویت جامعه را در پیش گرفتند. آنان، ضمن تذکر با رویکرد سلبی همانند نفی تعصب گرایی، تذکر با رویکرد ایجابی همانند بازگشت به سنت نبوی(ص) و قرآن کریم و در حوزه عوامل سیاسی نیز، با تقویت دولت در سایه و اجرای سیاست‌های فقرزدایی، برقراری عدالت، مبارزه با برخی مظاهر فساد و ارائه الگوی زندگی اجتماعی با دو رویه فرهنگی کردن دین و دینی کردن فرهنگ، اهداف خود را پیش بردند.
کلیدواژه: آسیب‌های اجتماعی، زمینه‌های آسیب زا، سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، راه کارمبارزه با آسیب و اصلاح جامعه.

بررسی کارکرد احساسِ کرامت نفس در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

دوره 3، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 23-38

محمد شهریاری

چکیده این مقاله با هدف بررسی کارکرد احساسِ کرامت ‌نفس در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و به‌طور خاص پیشگیری از مفاسد اخلاقی نگارش شده است. برای دریافت معنا و مقصود روایات دربردارنده این مفهوم و شناسایی مفاهیم مرتبط با آن، از فقه الحدیث به‌مثابه یک روش پژوهش و نیز از روش استنتاج به اقتضا استفاده شده است. یافته‌های پژوهش مبیِّن آن است که احساس کرامت نفس که حَسب نوعی تحول بینش درباره مبدأ الهی انسان و حقیقت وجودی او و نیز خودشناسی در انسان فعلیت می‌یابد، به‌عنوان یک محرِّک و عاملی انگیزشی درونی مؤثر در سلوک اخلاقی و پیشگیری از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی عمل می‌کند. انسانی که احساس شرافت و بزرگواری می‌کند در ملازمت حب نفس و حب کمال نفس (که اموری فطری‌اند) با اموری که سبب پستی و فرومایگی و خواری نفسِ انسان است؛ احساس ناسازگاری نموده و از آن‌ها اجتناب می‌کند. افزون این‌که احساسِ کرامت نفس از عوامل برانگیختن صفت حیا در انسان است که کارکردهای بسیار ویژه‌ای در تن ندادن انسان به رذایل اخلاقی و رفتارهای زشت و ناپسند دارد. در مقابل احساس پستی، فرومایگی و خواریِ نفس، زمینه‌ساز ارتکاب شرارت‌ها و تن دادن به حقارت‌ها و رذایل است. پشتوانه و تضمین‌کنندهٔ بروز و ظهور کارکرد احساس کرامت نفس در پیشگیری از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی این است که این فرآیند، جامع مقدمات و مبادی ادراکی و تحریکی برای تحقق رفتار انسان و مبتنی بر انگیزه‌های درونی در تحقق کنش انسان است.

بررسی نقش و جایگاه دانش اجتماعی مسلمین در کنترل آسیب‌های اجتماعی (با تأکید بر رویکرد خطابی)

دوره 3، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 39-56

حمید فاضل قانع

چکیده دانش اجتماعی مسلمین که از زوایای گوناگون به ژرفانگری در مسائل اجتماعی پرداخته است، با کنترل شایسته‌ی آسیب‌های اجتماعی در سده‌های میانی، نقش مهمی در فراز تمدنیِ جامعه‌ی ‌مسلمان داشته است. از میان رویکردهای گوناگون دانش اجتماعی مسلمین، رویکرد خطابی بیشترین اثرگذاری را بر اندیشه و رفتار مردمان داشته و عمومی‌ترین وجه از دانش اجتماعی مسلمین بوده است. متون رویکرد خطابی به دلیل توجه ویژه به آداب و رسوم و بسیاری از روابط میان‌فردی و اجتماعی، ترکیبی متوازن و متناسب با شرایط و اقتضائات زمانه‌ی خویش ارائه کرده و به افراد، نگرشی سازنده در برابر موقعیت‌های زندگی می‌بخشیدند. کامیابی دانش اجتماعی مسلمین در بروز رفتارهای بهنجار از سوی شهروندان، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا بازخوانی و روزآمد کردن الگوهای اثرگذار رویکرد خطابی بر جامعه و فرهنگ، در این روزگار نیز می‌تواند جامعه‌ی مسلمان را در کنترل آسیب‌های اجتماعی یاری کند؟ این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفیِ جهت‌دار، دیدگاه‌ها و نظریه‌های اندیشمندان مسلمان را در رویکرد خطابی، بازآفرینی کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آثار اندیشمندان مسلمان در رویکرد خطابی با تکیه بر ویژگی‌هایی مانند اخلاق‌گرایی، آگاهی‌بخشی، بهره‌گیری از روش اقناعی و همچنین گستردگی و گوناگونی مخاطب، چهار محور اصلی را در کنترل بهینه آسیب‌های اجتماعی مورد توجه قرار داده‌اند: واقع‌نگری در رویارویی با آسیب‌های اجتماعی؛ ترسیم چشم‌انداز قابل دستیابی از جامعه‌ی مطلوب؛ بهبود جامعه‌پذیری و نهادینه‌سازی شبکه‌ی اجتماعی؛ برجسته‌سازی بن‌مایه‌های اصیل فرهنگی در سبک زندگی.

ملزومات روش‌شناختی طراحی سیاست اسلامی مواجهه با آسیب‌های اجتماعی

دوره 3، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 97-112

حسین بستان(نجفی)

چکیده این مقاله می‌کوشد با بهره‌گیری از تجارب نگارنده در خلال اجرای طرحی پژوهشی در زمینهٔ سیاست‌های عفاف و حجاب در ایران، تصویر روشنی از ملزومات روش‌شناختی طراحی سیاست‌های اسلامی در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی ارائه دهد. بدین منظور، سه مرحلهٔ اصلی فرایند طراحی سیاست یعنی تحلیل مسئله، بررسی مبانی فلسفی و هنجاری و تحلیل سیاست پیشنهادی را تفکیک کرده و کوشیده است چگونگی اثرگذاری مضامین اسلامی در هر یک از این مراحل را با ذکر نمونه توضیح دهد. مرحلهٔ نخست، شامل محورهای متعددی است که دست‌کم در دو محور بیان مسئله و تبیین وضعیت موجود می‌توان از امکان اثرگذاری مضامین اسلامی در طراحی سیاست سخن گفت. مرحلهٔ دوم، دو محور مبانی فلسفی و مبانی هنجاری را دربر می‌گیرد که مضامین اسلامی تقریباً در همهٔ آن‌ها نقشی تعیین‌کننده دارند. مرحلهٔ سوم نیز شامل چندین محور است که هرچند اساساً مبتنی بر روش‌های تجربی و آماری‌اند، گاه تأثیر مضامین اسلامی را در آن‌ها شاهدیم و آن در مواردی است که توضیح دلایل انتخاب یا ظرفیت‌ها یا موانع اجرای سیاست پیشنهادی، بستگی به توضیح نسبت آن با دیدگاه اسلام دارد.

ملاحظات علمی و عملی آسیب‌پژوهی و آسیب‌زدایی اجتماعی

دوره 3، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 33-46

احمدحسین شریفی

چکیده آسیب پژوهی و آسیب زدایی به‌ویژه در گستره اجتماعی از مهم‌ترین مراحل تحقیقات اجتماعی و مدیریت فرهنگ عمومی به شمار می‌روند. باوجود این‌که تحقیقات گسترده‌ای که در سه دهه اخیر درباره آسیب‌شناسی صورت گرفته است، بیشتر تحقیقات معطوف به «توصیف» و «تبیین» آسیب‌های اجتماعی بوده و تحقیقات اندکی در حوزه «مدیریت» و «کنترل» آسیب‌های اجتماعی و اصلاح رفتارهای اجتماعی صورت گرفته است. مسئله اصلی نوشتار حاضر این است که برای آسیب پژوهی و آسیب زدایی اجتماعی چه ملاحظات یا پیش‌نیازهای علمی و عملی را باید مدنظر داشت؟ در پاسخ به این پرسش با روش تحلیلی به چهار ملاحظه در حوزه آسیب پژوهی و سه ملاحظه در حوزه آسیب زدایی رسیده‌ایم. توجه به «چندعاملی بودن آسیب‌های اجتماعی»، «عدم اکتفا به راه‌حل‌های درونی»، توجه به «دشواری آسیب‌شناسی» به‌عنوان آخرین مرحله تحقیقات اجتماعی و «ایجاد مطالبه عمومی و گفتمان ‌سازی اصلاح‌گری اجتماعی» به‌عنوان چهار ملاحظه علمی مهم در حوزه آسیب پژوهی موردتوجه قرار گرفته است و توجه به «دشواری آسیب زدایی» و تغییر عادت‌های رفتاری، توجه به «تدریجی بودن تغییر رفتار» و لزوم کار جهادی و بی‌وقفه و «عدم جواز درنگ» در آسیب زدایی به‌عنوان سه ملاحظه عملی مهم در آسیب زدایی در این نوشتار موردبحث قرار گرفته‌اند.

صورت‌بندی نسبت آسیب‌های اجتماعی ذیل مفهوم مدرن شهر از منظر حکمت متعالیه

دوره 2، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 25-38

محمد وحید سهیلی

چکیده چند سالی است با توجه به افزایش ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی مسئله آسیب‌های اجتماعی در ایران ابعاد نظری و عملی تازه‌ای یافته است. دغدغه مندان در حوزه فرهنگ و اجتماع با رویکردهای عملیاتی به‌دنبال یافتن راهکارهایی به‌منظور مقابله با این آسیب‌ها هستند، اما به نظر می‌رسد بی‌توجهی به برخی از مباحث بنیادین و نظری، سبب درک نادرست از میدان عمل و درنتیجه عدم کارایی و تشخیص بهنگام در ریشه‌کنی آسیب‌های اجتماعی می‌شود. به این منظور، لازم است با درکی صحیح از نسبت تأثیر و تأثری میان آسیب‌های اجتماعی اولویت‌بندی شده، آسیب اساسی‌تر که سایر آسیب‌های اجتماعی پیامد آن هستند، شناسایی شوند. با توجه به محوریت مفهوم فضا در ماهیت امر اجتماعی، ایده اصلی در پاسخ به مسئله موردبررسی بر مفهوم فضا قرار داده شده است. با توجه به این‌که شهر به‌مثابه یک پدیده اجتماعی تعین فضاست، آسیب‌های اجتماعی بر پایه مفهوم شهر صورت‌بندی شده است. از این منظر، آسیب‌های اجتماعی محصول سبک زندگی خاصی در فضا و شهر مدرن است. روش به کار گرفته شده متناسب با تحقیقات بنیادین در این مقاله، روش‌شناسی بنیادین است که با رویکردی انتقادی از منظر حکمت متعالیه، مورد بازخوانی قرار می‌گیرد.

آسیب‌های اجتماعی و خطر انحطاط جوامع از منظر اسلام

دوره 2، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 91-112

سیدحسین فخرزارع

چکیده از جمله دغدغه‌هایی که در هر دوره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول می‌کند، علل و زمینه‌های فروپاشی تاریخ و تمدن یک جامعه و کشف قانونمندی آنهاست که در چارچوب‌های نظری مختلفی ساخته و پرداخته شده است. ازآنجاکه صحنة تاریخ، همچون تمام پدیده‌های دیگر دارای قوانین و سنن پابرجایی است، قرآن با قطعیت غیرقابل تحویلی، اعتلا و انحطاط جوامع را معطوف به علل و عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بیان کرده، ضمن اینکه سقوط و انحطاط جامعه و تاریخ را طی سازوکار مشخص با تبیین پیامدهای درون‌زا و برون‌زای آن و چگونگی اصلاح جامعة منحط، در آیات مختلفی آورده است. در این مقاله تلاش بر این است چرایی، چگونگی و پیامدهای انحطاط را از منظر اسلام به‌ویژه آیات قرآنی در شبکه‌ای از مفاهیم به ‌هم پیوسته ارائه دهد. ضرورت این بحث از منظر قرآن و روایات، در جوامع معاصر که دچار بحران‌های بزرگ معنوی و اجتماعیِ حاصل از رویگردانی از ارزش‌های والای انسانی شده و ساخت جامعه را با بحران‌های زیادی مواجه کرده است، محسوس می‌باشد.

ظرفیت‌ها و دلالت‌های آموزه‌های اسلامی در مقابله با آسیب اجتماعی اعتیاد

دوره 2، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 153-162

میثم آقداغی

چکیده اعتیاد و سوءمصرف مواد مخدر یکی از آسیب‌های اجتماعی مهم در کشور ما است که به دلیل گستره فزاینده، عمق تأثیر و پیامدهای سوء آن بسیار نگران‌کننده بوده و از آن در کنار مسئله طلاق، به‌عنوان مهم‌ترین آسیب‌ها و معضلات اجتماعی حال حاضر کشور یاد می‌شود. تاکنون تلاش‌های بسیاری توسط دانش‌پژوهان علوم رفتاری و علوم اجتماعی جهت تبیین و تحلیل این مسئله صورت گرفته اما به ظرفیت‌ها و دلالت‌های آموزه‌های اسلامی در هر دو ساحت نظری و عملی کمتر پرداخته شده است.‌ توجه پژوهشگران و دست‌اندرکاران عرصه مقابله با اعتیاد و مواد مخدر به ظرفیت‌های آموزه‌های اسلامی می‌تواند به توسعه برنامه‌های مقابله با رویکرد اسلامی و متناسب با نیازهای بومی کشور ما کمک کند. مقابله با اعتیاد و سوء‌مصرف مواد مخدر باید در هر دو سوی عرضه (تولید، توزیع و فروش) مواد مخدر و تقاضا (خرید و سوء‌مصرف) انجام پذیرد. در سمت عرضه، آموزه‌های اسلامی می‌تواند به وضع قوانین بازدارنده و نیز به حذف انگیزه‌های سوداگری مواد کمک کند. مقابله با اعتیاد و مواد مخدر در سمت تقاضا، شامل سه مرحله پیشگیری، درمان، و التیام‌بخشی می‌شود. در مرحله پیشگیری نیز، هم آموزه‌های بینشی (نظیر نگاه به دنیا و فلسفه زندگی و...) و هم آموزه‌های اخلاقی و رفتاری (نظیر صبر و خویشتن‌داری در مواجهه با سختی‌ها و کنترل امیال و...) در کاهش گرایش و بروز سوءمصرف مواد مخدر تأثیرگذارند. در مرحلۀ درمان، آموزه‌های اسلامی می‌توانند خلأ معنویت را در افراد مبتلا کاهش داده، با امیدبخشی و تقویت‌ اراده فرد (به طور مثال، بهره‌گیری از ادعیه، مناجات و توسل به ائمه(علیهم‌السلام)) به تکمیل چرخه درمان و کاهش ضریب بازگشت و پایداری هرچه بیشتر سلامت فرد بهبودیافته کمک کنند. متأسفانه به مرحله التیام به‌ویژه در اطرافیان فرد آسیب‌دیده، چندان توجه نشده، اما به ‌نظر می‌رسد بهره‌گیری از آموزه‌های اسلامی و استفاده از کارشناسان دینی در هر سه مرحله پیشگیری، درمان، و التیام، مفید و بلکه ضروری است.

نقش مبانی انسان‌شناختی صدرایی در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 201-218

احمدحسین شریفی، احمد محمدی‌پیرو

چکیده این پژوهش، به هدف نشان دادن نمونه‌ای از امتداد اجتماعی فلسفة صدرایی، درصدد استخراج راهکارهای علمی و عملی پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی از نگاه ملاصدرا است. برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، ابتدا بنیان‌های نظری یا مفروضات بنیادین مسئله را با توجه به مبانی انسان‌شناختی صدرا ذکر کرده‌ایم که عبارتند از: «نوع واحد بودن انسان در ابتدا و انواع متعدد آن در ادامه زندگی»، «وحدت شخصیت انسان»، «نقش اعمال در شکل‌دهی به شخصیت انسان»، «رابطة ظاهر و باطن»، «اصالت تعادل روحی» و «کثرت‌گرایی در نسخه‌های درمانی». سپس با تکیه بر این مبانی و همچنین با جست‌وجو در آثار مختلف صدرا، راهکارهای صدرایی برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی را در دو دستة راه‌کارهای علمی - معرفتی و راهکارهای عملی- اجرایی ذکر کرده‌ایم. در راهکارهای دستة اول، شش راهکار «تقویت علم و ادراک»، «تقویت تعقل»، «تقویت خودآگاهی»، «مرگ‌اندیشی»، «آموزش‌های همگانی و معرفی الگوها» و «ایجاد فهم مشترک» را به دست آورده‌ایم و در راهکارهای دستة دوم نیز «تعدیل نیازها»، «ترویج اعتدال‌گرایی»، «اصلاح نظام تغذیه»، «هدایت شغلی افراد»، «افزایش کنترل‌های خانوادگی» و «حمایت مشاوره‌ای از خانواده‌ها» را از مبانی و سخنان صدرا استخراج کرده‌ایم.

بررسی تأثیر آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی اسلامی در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 39-54

عباس محمدی، سیدرضا بلاغت

چکیده هدف این پژوهش، آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی اسلامی و تأثیر آن در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، می‌باشد. این پژوهش، از نوع تحلیلی- توصیفی و استنتاجی از انواع پژوهش‌های کیفی است. با توجه به اهمیت و جایگاه آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی اسلامی در تعلیم و تربیت کشور و حتی جهان اسلام و خلأ آن در نظام آموزشی کشور، این پژوهش درصدد است تا ضمن تشریح معایب روش سنتی آموزش و عدم کارآمدی آن، برای نیازها و تحولات سریع و گسترده جهان امروز، آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی اسلامی و ضرورت آموزش و تربیت فلسفی کودکان و نقش آن را در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی (همچون بزهکاری، اعتیاد، طلاق، فساد اخلاقی، تأثیرات منفی فضای مجازی) تبیین نماید. هدف برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی اسلامی، اصلاح وضعیت تفکر در مدارس و وارد کردن عنصر اندیشه به درون نظام آموزشی کشورهای اسلامی است. در مرحله بعد تربیت شهروندانی خلاق، نقاد، مبدع، دارای قدرت استدلال و استقلال، خردورز، تحلیل‌گر، قانون‌مند و مسئولیت‌پذیر است که همگی از خصوصیات جامعه کاوشگر و معقول می‌باشد. این برنامه سعی می‌کند تا استدلال، تمییز و داوری را از کودکی به افراد آموزش دهد به‌طوری‌که این افراد به این توانایی برسند که تا حد امکان خودشان برای خودشان تفکر کنند و برای خودشان تصمیم بگیرند و بهترین‌ها را گزینش و انتخاب کنند و در یک‌ کلام به توانایی خودیادگیری و یادگیری مادام‌العمر دست یابند، در صورت تحقق جامعة یادگیرنده، ناخودآگاه جامعه از آسیب‌های اجتماعی در امان خواهد بود.

بازی‌های رایانه‌ای، آسیب‌های اجتماعی و راه‌حل‌های اسلامی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 183-202

غلام حیدر کوشا

چکیده در این مقاله اهمیت و کارکردهای مثبت و منفی بازی‌های الکترونیک و رایانه‌ای در زندگی‌ اجتماعی موردبررسی قرار گرفته و اثبات شده است که بازی‌های الکترونیک، در دو محور اساسی بازی یعنی «محتوی بازی» و «محیط بازی» به زندگی‌ اجتماعی پیوند دارد. بازی در فرایند جامعه‌پذیری اولیه زمینهٔ آشنایی افراد با نقش‌ها، هنجارها، ارزش‌ها، و آداب سنن اجتماعی را فراهم می‌کند و از این طریق یکپارچگی و انسجام اجتماعی و نیز روحیه تعاون و همکاری را در افراد تقویت می‌کند. دستاورد بازی در زندگی‌ اجتماعی تنها به کارکردهای مثبت بازی ختم نمی‌گردد بلکه کژ کارکردهایی همچون «انزوا»، «خشونت»، «تبلیغ ارزش‌های غیربومی» و «آشنایی با گروه‌های همسال کژرو» را نیز به همراه دارد. دین اسلام برای عبور از آسیب‌های ناشی از کژ کارکردهای بازی، «فرهنگ‌سازی نظارت خانوادگی و همگانی»، «فرهنگ‌سازی مشارکت همه‌جانبه» و «فرهنگ‌سازی ارزیابی اخلاقی محصولات فنّاورانه» را پیشنهاد می‌کرد.

اصول روش‌شناختی پژوهش در مطالعات توصیفی آسیب‌های اجتماعی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 203-222

احمدحسین شریفی

چکیده مسئلۀ اصلی این نوشتار، این است که برای اطمینان‌‌بخش بودن مطالعات توصیفی آسیب‌های اجتماعی و انتساب آنها به فکر و اندیشۀ اسلامی، رعایت چه اصول و الزامات روش‌شناختی لازم است؟ برای پاسخ به این پرسش، با تفکیک مطالعات توصیفی آسیب‌های اجتماعی به پنج بخشِ تعریف، توصیف، تفسیر، تبیین و پیش‌بینی، تلاش شده تا با استفاده از روش استنباطی و با تکیه بر مبانی فکر اسلامی، الزامات روش‌شناختی هر کدام از این بخش‌ها را بیان کنیم. پرهیز از تعاریف حدی، سنجش‌پذیر بودن، همه‌جانبه بودن و تأثیرپذیری تعریف از نظام باورها و ارزش‌ها، چهار اصل روش‌شناختی تعریف است. صدق ‌و کذب‌پذیری، جامعیت، استفاده از روش‌ ترکیبی و وضوح و بی‌طرفانه بودن نیز چهار اصل روش‌شناختی توصیف‌اند. ضابطه‌مندی، تأثیرپذیری از بینش‌ها و گرایش‌ها، استفاده از روش‌های درون‌کاو و سنجش‌پذیر بودن نیز از الزامات روش‌شناختی مقام تفسیرند. برخورداری از نگاهی کثرت‌گرایانه، سنجش‌پذیری، تحویل‌گرایی و کارآمدی نیز اصولی‌اند که در مقام تبیین باید مورد توجه قرار گیرند و بالاخره، دشواری، عدم قطعیت و سنجش‌پذیری نیز از قواعد و مسائلی است که در مقام پیش‌بینی آسیب‌های اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرند.

آسیب‌های اجتماعی، عوامل و راه‌حل آن‌ها از دیدگاه امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای

دوره 1، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 43-60

شهره پیرانی

چکیده آسیب‌های اجتماعی یکی از چالش‌های جدی حاکمیت کشورها است و با کارآمدی نظام مرتبط می‌شود. آسیب‌های اجتماعی، پدیده‏ای پیچیده، چندبعدی و به طور مرتب در حال به روزشدن است که بایستی آن را از منظرهای گوناگون روانی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی مورد توجه و مداقه قرار داد. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی توجه به آسیب‌های اجتماعی به عنوان معضلات اجتماعی مورد توجه رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و پس از ایشان رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفت. توجه ویژه حضرت آیت الله خامنه‌ای در دهه 1390 به این آسیب‌ها ویژه تر شد. پژوهش نشان می‌دهد که در منشا آسیب‌های اجتماعی جامعه اسلامی حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب نگاه مشابه‌ای دارند و ابته برای درمان این آسیب‌ها راه‌حل‌هایی را متناسب با زمانه و نوع آسیب ارائه می‌دهند که البته هردو بزرگوار بیش از همه مسئولیت حکومت اسلامی در این زمینه را برجسته می‌نمایند این مقاله با روش کیفی از نوع تحلیل اسنادی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی در پی پاسخ به این سوال است که دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی نسبت به آسیب‌های اجتماعی چه بوده و چه راه حلی را برای حل این معضلات ارائه داده‌اند.

سازوکار تأثیر باورهای دینی در کاهش آسیب‌های اجتماعی

دوره 1، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 241-262

اسماعیل چراغی کوتیانی، علی‌اکبر بیاری

چکیده کارکرد منفی آسیب‌های اجتماعی، مدیران جوامع را بر آن داشته تا با ارائه راهکارهایی قانونی و حقوقی به کاهش این آسیب‌ها همت گمارند. اما این تلاش اغلب از کارآمدی کاملی برخوردار نیست. یکی از شیوه‌های کارآمد به اذعان اندیشمندان، گسترش باورهای دینی است. این باورها از طریق تولید معنا و ایجاد نظام کنترل درونی در افراد به کاهش آسیب‌های اجتماعی کمک می‌کنند. در این نوشتار تلاش شده تا راهکارهای تأثیر باورهای دینی بر کاهش آسیب‌های اجتماعی، واکاوی و تحلیل شود. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر روش گردآوری کتابخانه‌ای و اسنادی است. یافته‌ها حاکی از آن است که باورهای دینی از طریق ایجاد همبستگی اجتماعی، معنابخشی به زندگی، ایجاد خودکنترلی، احساس حمایت از طرف خدا و تولید احساس مسئولیت در مقابل خداوند به کاهش آسیب‌ها کمک می‌کند.

آسیب‌شناسی نقش دولت در قبال زنان بیوه

دوره 1، شماره 1، شهریور 1398، صفحه 43-58

زهرا شاهیاری حیدرلو، اسماعیل چراغی کوتیانی

چکیده حکومت اسلامی در برابر مردم دارای وظایف مختلفی می‌باشد. یکی از اقشار آسیب‌پذیر جامعه، بیوه زنان می‌باشند که حاکم اسلامی بالخصوص در قبال آن‌ها وظایفی خاص دارد؛ چنانچه در روایات نیز از پیامبر(ص) و امام علی(ع) به عنوان پناه بیوه زنان یاد شده است. این نوشتار بر آن است تا وظایف حکومت اسلامی را در قبال بیوه زنان از منظر آیات و روایات مورد مطالعه قرار داده، سپس الگوی اسلامی را از لحاظ تطبیق بر قوانین ایران بررسی کند. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر داده‌های گردآوری شدۀ در منابع واسطه‌ای کتابخانه‌ای می‌باشد. طبق یافته‌های این پژوهش، از منظر آیات و روایات، تأمین نیازهای اقتصادی زنان بیوه و ایجاد عدالت از وظایف مهم حاکم اسلامی می‌باشد، هم‌چنین حاکم باید با فرهنگ‌سازی و ایجاد امکاناتی برای رسیدگی سریع به شکایات بیوه زنان و آماده کردن شرایطی برای تسهیل ارتباط با مشاوران، آسیب‌های اجتماعی مانند تهمت‌ها و تحقیرها و آسیب‌های روحی ـ روانی بیوه زنان را کاهش دهد. در بررسی تطبیقی الگوی اسلامی با قوانین ایران نسبت به زنان بیوه، یافته‌ها نشان می‌دهد قوانینی که ایران در رابطه با بیوه زنان وضع کرده به تأمین نیازهای اقتصادی بیوه زنان غیر شاغل مربوط می‌شود که وظیفه اجرای این قوانین بر عهده بهزیستی و کمیته امداد می‌باشد. هم‌چنین دولت با قرار دادن مشاوران در این دو مؤسسه، به مشکلات بیوه زنان در زمینه اجتماعی، اقتصادی، حقوق و ... مشاوره رایگان می‌دهد. با این وجود به مشکلات ناشی از فرهنگ‌ها و نگرش‌های غلط جامعه از جمله سوءظن، تهمت و تحقیر بیوه زنان و مزاحمت‌های جنسی توجهی نشده است، هم‌چنین مشکلات بیوه زنان شاغل هم مغفول مانده است. در همین راستا فرهنگ‌سازی مطلوب به وسیله رسانه‌های عمومی، تأسیس انجمن‌هایی برای خدمات مشاوره‌ای، رفاهی، مالی و توانمندسازی این زنان و هم‌چنین نشریات و سایت‌هایی برای بررسی و رسیدگی به مشکلات بیوه زنان، احتساب خانه داری به عنوان شغل، ایجاد مهدکودک‌های دولتی با امکانات مناسب و به تعداد مورد نیاز، و مهم‌تر از همه، قرار دادن مامورانی برای بازرسی حال بیوه زنان و رسیدگی به شکایات آن‌ها پیشنهادهایی برای کاهش مشکلات بیوه زنان می‌باشد.