دوره و شماره: دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 6، اسفند 1400، صفحه 1-258 

تحلیل تاریخی سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی

صفحه 1-22

محمدجواد یاوری سرتختی، علی یاوری سرتختی

چکیده بعد از رحلت رسول خدا(ص) و در دوره حضور اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، زمینه‌ها و عواملی بر بروز یا تداوم ناهنجاری یا آسیب‌های اجتماعی که خارج از منطق اسلام بود، تأثیر داشت. شناسایی محورهای آسیب زا از یک سو، شناخت عوامل و زمینه‌های مؤثر بر آن‌ها از دیگر سو و نحوه مواجهه امامان شیعه(علیهم السلام) به عنوان مصلحان جامعه اسلامی با این آسیب‌ها، پژوهش حاضر را بر آن داشت تا به تحلیلی تاریخی بپرازد و به این سؤال اساسی پاسخ دهد، راهبردها و راه کارهای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی چه بوده است؟ این پژوهش با روش سیره پژوهی و با بهره‌گیری از مفاهیم بنیادی در دانش تاریخ اجتماعی، ضمن استخراج محورهای آسیب و زمینه‌های ظهور آن، به واکنش امامان معصوم پرداخت و این نتیجه حاصل گردید که ساختارهای اجتماعی جامعه عصر حضور، وضعیت جغرافیای طبیعی و انسانی و نقش بسیار زیاد عوامل سیاسی باعث تداوم آسیب‌های اجتماعی گردید و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) ضمن برخورد با آن‌ها، سیاست‌های لازم در تقویت جامعه را در پیش گرفتند. آنان، ضمن تذکر با رویکرد سلبی همانند نفی تعصب گرایی، تذکر با رویکرد ایجابی همانند بازگشت به سنت نبوی(ص) و قرآن کریم و در حوزه عوامل سیاسی نیز، با تقویت دولت در سایه و اجرای سیاست‌های فقرزدایی، برقراری عدالت، مبارزه با برخی مظاهر فساد و ارائه الگوی زندگی اجتماعی با دو رویه فرهنگی کردن دین و دینی کردن فرهنگ، اهداف خود را پیش بردند.
کلیدواژه: آسیب‌های اجتماعی، زمینه‌های آسیب زا، سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، راه کارمبارزه با آسیب و اصلاح جامعه.

بررسی کارکرد احساسِ کرامت نفس در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

صفحه 23-38

محمد شهریاری

چکیده این مقاله با هدف بررسی کارکرد احساسِ کرامت ‌نفس در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و به‌طور خاص پیشگیری از مفاسد اخلاقی نگارش شده است. برای دریافت معنا و مقصود روایات دربردارنده این مفهوم و شناسایی مفاهیم مرتبط با آن، از فقه الحدیث به‌مثابه یک روش پژوهش و نیز از روش استنتاج به اقتضا استفاده شده است. یافته‌های پژوهش مبیِّن آن است که احساس کرامت نفس که حَسب نوعی تحول بینش درباره مبدأ الهی انسان و حقیقت وجودی او و نیز خودشناسی در انسان فعلیت می‌یابد، به‌عنوان یک محرِّک و عاملی انگیزشی درونی مؤثر در سلوک اخلاقی و پیشگیری از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی عمل می‌کند. انسانی که احساس شرافت و بزرگواری می‌کند در ملازمت حب نفس و حب کمال نفس (که اموری فطری‌اند) با اموری که سبب پستی و فرومایگی و خواری نفسِ انسان است؛ احساس ناسازگاری نموده و از آن‌ها اجتناب می‌کند. افزون این‌که احساسِ کرامت نفس از عوامل برانگیختن صفت حیا در انسان است که کارکردهای بسیار ویژه‌ای در تن ندادن انسان به رذایل اخلاقی و رفتارهای زشت و ناپسند دارد. در مقابل احساس پستی، فرومایگی و خواریِ نفس، زمینه‌ساز ارتکاب شرارت‌ها و تن دادن به حقارت‌ها و رذایل است. پشتوانه و تضمین‌کنندهٔ بروز و ظهور کارکرد احساس کرامت نفس در پیشگیری از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی این است که این فرآیند، جامع مقدمات و مبادی ادراکی و تحریکی برای تحقق رفتار انسان و مبتنی بر انگیزه‌های درونی در تحقق کنش انسان است.

بررسی نقش و جایگاه دانش اجتماعی مسلمین در کنترل آسیب‌های اجتماعی (با تأکید بر رویکرد خطابی)

صفحه 39-56

حمید فاضل قانع

چکیده دانش اجتماعی مسلمین که از زوایای گوناگون به ژرفانگری در مسائل اجتماعی پرداخته است، با کنترل شایسته‌ی آسیب‌های اجتماعی در سده‌های میانی، نقش مهمی در فراز تمدنیِ جامعه‌ی ‌مسلمان داشته است. از میان رویکردهای گوناگون دانش اجتماعی مسلمین، رویکرد خطابی بیشترین اثرگذاری را بر اندیشه و رفتار مردمان داشته و عمومی‌ترین وجه از دانش اجتماعی مسلمین بوده است. متون رویکرد خطابی به دلیل توجه ویژه به آداب و رسوم و بسیاری از روابط میان‌فردی و اجتماعی، ترکیبی متوازن و متناسب با شرایط و اقتضائات زمانه‌ی خویش ارائه کرده و به افراد، نگرشی سازنده در برابر موقعیت‌های زندگی می‌بخشیدند. کامیابی دانش اجتماعی مسلمین در بروز رفتارهای بهنجار از سوی شهروندان، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا بازخوانی و روزآمد کردن الگوهای اثرگذار رویکرد خطابی بر جامعه و فرهنگ، در این روزگار نیز می‌تواند جامعه‌ی مسلمان را در کنترل آسیب‌های اجتماعی یاری کند؟ این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفیِ جهت‌دار، دیدگاه‌ها و نظریه‌های اندیشمندان مسلمان را در رویکرد خطابی، بازآفرینی کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آثار اندیشمندان مسلمان در رویکرد خطابی با تکیه بر ویژگی‌هایی مانند اخلاق‌گرایی، آگاهی‌بخشی، بهره‌گیری از روش اقناعی و همچنین گستردگی و گوناگونی مخاطب، چهار محور اصلی را در کنترل بهینه آسیب‌های اجتماعی مورد توجه قرار داده‌اند: واقع‌نگری در رویارویی با آسیب‌های اجتماعی؛ ترسیم چشم‌انداز قابل دستیابی از جامعه‌ی مطلوب؛ بهبود جامعه‌پذیری و نهادینه‌سازی شبکه‌ی اجتماعی؛ برجسته‌سازی بن‌مایه‌های اصیل فرهنگی در سبک زندگی.

مبانی و راهبردهای لیبرالیسم در آموزش جنسی در مقایسه با دیدگاه اسلامی: یک تحلیل انتقادی

صفحه 57-84

مسعود نور علیزاده میانجی، عبدالله رحیمی

چکیده سلامت جنسی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسانی است که از پیش‌نیازهای اساسی آن آموزش جنسی است. هر نوع آموزشی نیز دارای راهبردهایی مبتنی بر مبانی‌ خاص است. روش این پژوهش از نوع تحلیل کیفی اَسناد است. تحلیل‌های انتقادی نیز با استفاده از روش عقلی و تحلیل ثانویه انجام گرفت.
استقلال دادن به انسان و بی‌نیازی او از خداوند، اصالت بخشیدن به آزادی‌های فردی و انکار اصول و ارزش‌های ذاتی و ثابت اخلاقی، مادی‌گرایی، اصالت لذت‌ در رفتارها و کنش با محوریت لذت‌جویی، ازجمله مهم‌ترین مبانی لیبرالیسم در آموزش جنسی است. این در حالی‌ست که از دیدگاه اسلامی باید بر اساس توحیدمحوری و اخلاق‌مداری پایه‌ریزی شود و او را در مسیر رشد و بالندگی قرار دهد. انسان در لذت‌جویی دارای چارچوب با ارزش‌گذاری اخلاقی ثابت است. نظام تربیت جنسی در رویکرد اسلامی بر اساس پایه‌هایی استوار است که سه مبنای 1) خدامحوری، 2) فطرت‌بنیان و 3) کرامت نفس از بیشترین اهمیت برخوردارند.
آموزش‌های مهارمحور و آموزش جامع جنسی به‌عنوان راهبردهای آموزشی جنسی در غرب، بیشتر جنبه بهداشتی و کنترل بیماری‌های جنسی دارند تا حذف روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج. مصون‌سازی مبتنی بر تهذیب، پرورش، و توانمندسازی، راهبرد اساسی اسلامی در تربیت جنسی است که می‌تواند در عین رشد سالم و متعادل جنسینگی، به خودکارآمدی و مدیریت رفتار جنسی و هدایت آن در مسیر طبیعی پاسخ جنسی کمک کند.

مواجهه فرهنگی با پدیده از زیرکاردرروی کارکنان در سازمان‌ها

صفحه 85-96

محسن منطقی

چکیده سازمان‌ها، با استخدام و به کارگیری کارکنان، درصدد تحقق اهداف خود هستند. شرایط سازمان‌ها ازنظر فضای فیزیکی، کاری و قوانین و هم‌چنین خصوصیات اخلاقی و رفتاری کارکنان زمینه‌ای را فراهم می‌سازد که برخی از کارکنان، از زیرکار شانه خالی کنند و در عین حضور، ازنظر عملکرد غایب باشند. از زیرکاردرروی یکی از آسیب‌های اجتماعی است که درمان آن می‌تواند سازمآن‌ها را کارآمدتر کند. این پژوهش که با روش تحلیلی توصیفی انجام شده است؛ درصدد نمایان کردن پدیده از زیرکاردروی کارکنان و مواجهه فرهنگی با این پدیده است. در این زمینه می‌توان پدیده‌های مختلف اجتماعی را مورد مطالعه قرار داد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد توجه به مؤلفه‌های فرهنگی در گزینش کارکنان، تقویت باورهای مذهبی و معنوی آنان و آشناسازی کارکنان با پیامدهای فرهنگی اجتماعی عملکرد خود، می‌تواند کمک شایانی به کاهش پدیده از زیرکاردرروی کارکنان کند.

ملزومات روش‌شناختی طراحی سیاست اسلامی مواجهه با آسیب‌های اجتماعی

صفحه 97-112

حسین بستان(نجفی)

چکیده این مقاله می‌کوشد با بهره‌گیری از تجارب نگارنده در خلال اجرای طرحی پژوهشی در زمینهٔ سیاست‌های عفاف و حجاب در ایران، تصویر روشنی از ملزومات روش‌شناختی طراحی سیاست‌های اسلامی در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی ارائه دهد. بدین منظور، سه مرحلهٔ اصلی فرایند طراحی سیاست یعنی تحلیل مسئله، بررسی مبانی فلسفی و هنجاری و تحلیل سیاست پیشنهادی را تفکیک کرده و کوشیده است چگونگی اثرگذاری مضامین اسلامی در هر یک از این مراحل را با ذکر نمونه توضیح دهد. مرحلهٔ نخست، شامل محورهای متعددی است که دست‌کم در دو محور بیان مسئله و تبیین وضعیت موجود می‌توان از امکان اثرگذاری مضامین اسلامی در طراحی سیاست سخن گفت. مرحلهٔ دوم، دو محور مبانی فلسفی و مبانی هنجاری را دربر می‌گیرد که مضامین اسلامی تقریباً در همهٔ آن‌ها نقشی تعیین‌کننده دارند. مرحلهٔ سوم نیز شامل چندین محور است که هرچند اساساً مبتنی بر روش‌های تجربی و آماری‌اند، گاه تأثیر مضامین اسلامی را در آن‌ها شاهدیم و آن در مواردی است که توضیح دلایل انتخاب یا ظرفیت‌ها یا موانع اجرای سیاست پیشنهادی، بستگی به توضیح نسبت آن با دیدگاه اسلام دارد.

حاشیه‌نشینی در ایران و ریشه‌های آن

صفحه 113-140

سید سعید زاهد زاهدانی

چکیده حاشیه‌نشینی یک از آسیب‌های مهم اجتماعی بوده که بیش از 80 سال است در جامعهٔ ما بروز کرده و تمهیداتی که تاکنون برای رفع آن به کار گرفته‌شده، کارساز نبوده است. هدف از این تحقیق، واکاوی ریشه‌های این پدیده در تاریخ معاصر ایران و سیر تحولی آن است. این مقاله با مراجعه به منابع تاریخی و با انجام یک تحقیق سندی ریشه‌های ساختاری این پدیده را موردبررسی قرار داده و سیر تحول آن را با مراجعه به آمارهای رسمی بررسی کرده است. نظریهٔ مورداستفاده نظریه‌ای است که زاهد در سال 1365 در کتاب حاشیه‌نشینی معرفی کرده و بر اساس آن تحقیق‌های متعددی در مورد مهاجرت و مهاجرت‌های منجر به حاشیه‌نشینی به انجام رسانده است. در این مقاله روشن می‌شود که ریشه‌های حاشیه‌نشینی در طرز ساختار سازی توسعه در ایران است که از میانه‌های دورهٔ قاجار آغاز شده و در دوران پهلوی دوم و با برنامه‌های توسعهٔ آمریکائی تشدید شده است. بعد از انقلاب اسلامی به علت تغییر ندادن برنامه‌های تمرکزگرای توسعه و تلاش درترمیم روبنایی برنامه‌ها و توانمندسازی ساکنین مناطق حاشیه‌نشین تغییراتی صورت گرفته، اما همچنان این پدیده باقی مانده و روزبه‌روز بر ابعاد آن افزوده شده است. در انتها مقاله به تلاش‌های صورت گرفته برای تغییر مسیر توسعه، رشد و پیشرفت و استفاده از راهبرد غیر تمرکزگرا می‌پردازد.

تأثیر کرونا بر ارتباطات اجتماعی

صفحه 141-162

سید حسین شرف الدین

چکیده ویروس جهان‌گستر کرونا، اگرچه بیشتر به‌عنوان یک عامل اختلال سلامت جسمی و تهدیدکننده حیات و بقا در افکار عمومی شهرت یافته و عامل اصلی این انصراف، تحرک آشکار و نقش‌آفرینی فعال سازمان‌ها و عوامل وابسته به حوزه بهداشت و درمان بوده است، اما از یک افق گسترده‌تر،‌ کرونا را می‌توان زلزله چند ریشتری و ممتدی توصیف کرد که همه ارکان زندگی، نظم ساختاری و قواعد الگویی حاکم برجهان زیست روزمره و روابط و مناسبات انسانی را درسطوح و ساحت‌های مختلف و به نسبت‌های متفاوت، مستقیم و غیرمستقیم متأثر ساخته است. این نوشتار درصدد است تا با استناد به تجربه‌های عینی وشواهد محیطی، تأثیرات منفی و مثبت این پدیده را برفرایندهای مختلف ارتباطات انسانی و اجتماعی توصیف و تحلیل کند. گزاره‌های ذکر شده عمدتاً از یادداشت‌ها، مصاحبه‌ها، گزارشات مستند و مشاهدات عینی استنباط و صورت‌بندی شده است.

معیارهای تشخیص و طبقه‌بندی آسیب‌های اجتماعی*

صفحه 163-182

ابراهیم عباسپور، محمدعارف محبی، عبدالهادی صالحی زاده

چکیده منطق حیات اجتماعی بر فرهنگ بنا می‌شود. متناسب با نوع نظام فرهنگی، اهداف، ساختار و محتوای جامعه قابل‌تعریف شده و تفکیک جامعه به مطلوب و نامطلوب معنا می‌یابد. بر همین مبنا، تعیین آسیب‌های اجتماعی، طبقه‌بندی و نوع تفسیری که از آن‌ها صورت می‌گیرد، از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت می‌شود. لذا در موضوع آسیب‌شناسی اجتماعی، تعریف معیارها و شاخص‌های آسیب‌های اجتماعی از موضوعات کانونی است. دو تیپ ایدئال طیب و خبیثه دو الگوی غالب جامعه در ادبیات قرآنی است. خبائث آسیب‌هایی هستند که طهارت و سلامت جامعه طیب را در مسیر غریزه و الزامات اجتماع جاهلی هدایت می‌کند. این پژوهش سعی کرده، با روش تفسیر موضوعی و معناشناختی، مفاهیم قرآنی را در چارچوب دستگاه معرفتی قرآن شبکه‌سازی کرده و متناسب با تصویری که قرآن از جامعه سالم و آسیب‌دیده ارائه می‌نماید، معیارها و شاخص‌های آسیب‌های اجتماعی را استنباط کند. کلیه مباحث در دو سطح دسته‌بندی شده‌اند. در سطح معیارهای تشخیص، اصول سه‌گانه: حق، عدالت و همبستگی تحلیل گردیده و درواقع، منطق فهم و تشخیص آسیب‌ها منقح شده است و به‌منظور طبقه‌بندی و رتبه‌بندی آسیب‌ها، شاخص‌های نه‌گانه‌ای عمدتاً ناظر به اصول معیاری، استنباط و صورت‌بندی گردیده است که با ارجاع به مجموع آن‌ها، چیستی، پیامدها و منطق کنترل آسیب‌ها نیز فهم‌پذیر شده است.

تأثیر تمرکز فقر در مناطق حاشیهنشین بر آسیب‌های اجتماعی و راههای مقابله با آن از منظر اسلامی (مطالعه موردی شهر خرم‌آباد)

صفحه 183-208

امیر سیاهپوش

چکیده مطالعات متعدد ملی و بین‌المللی، مؤید رابطه قطعی بین حاشیه‌نشینی و آسیب‌های اجتماعی است. فقر و تمرکز فقرا در این مناطق، زمینه‌ساز انواع آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی است. در این پژوهش از روش تحلیل اسناد و پرونده‌های جرم موجود در مراکز انتظامی برای بررسی رابطه تمرکز فقر در مناطق حاشیه‌نشین و جرم‌خیزی این مناطق استفاده شده است. حجم نمونه استفاده شده شامل 1825 پرونده است. افزون بر آن، از نتایج دیگر پژوهش‌ها برای تکمیل داده‌های تحقیق نیز استفاده شده است. در بخش تعلیل و ارائه راهکار، تلاش شده مبتنی بر آیات و روایات منطق رابطه بین فقر و آسیب‌های اجتماعی تبیین شود. یافته‌ها نشان می‌دهد مناطق حاشیه‌نشین خرم‌آباد، کانون اصلی پرورش جرم و انواع آسیب‌های اجتماعی به‌خصوص سرقت و اعتیاد است. طبق بر آیات و روایات، فقر عامل تسهیلگر، بدبینی، بددلی، انزوای اجتماعی، تحقیر و کاهش حیا در افراد می‌شود. بخش مهمی از برنامه‌های امدادی باید متمرکز بر حل این معضلات روانی و اجتماعی باشد.

زمینه‌های صورت‌بندی سیاست اجتماعی اسلامی

صفحه 209-230

مهدی جمشیدی

چکیده در این مقاله، ازآن‌جهت به مقولۀ «سیاست اجتماعی دین‌مَدارانه» پرداخته شده که یکی از متعلَّقات عمدۀ آن، «آسیب‌های اجتماعی» هستند، به‌طوری‌که از سیاست اجتماعی، انتظار می‌رود که جهان اجتماعی را به‌گونه‌ای تدبیر و طرّاحی کند که آسیب‌های اجتماعی در آن، وضع اقلّی و محدود داشته باشند، یا چنانچه گسترش و فزونی یافتند، کاهش یابد. امّا پیش از این‌که ماهیّت سیاست اجتماعی دین‌مَدارانه و نحوۀ مواجهۀ متمایز آن با آسیب‌های اجتماعی، تعیین و مشخص شود، باید به «شرایط» و «زمینه‌ها»یی که خود آن را دربرگرفته و بر آن اثر می‌گذارند، نظر افکند و شناخت. ازاین‌رو، در این مقاله کوشیده شده تا چنین زمینه‌های غالب و دربرگیرنده‌ای، شناسایی و تحلیل شوند. براین‌اساس، زمینه‌های یافته شده عبارتند از «زمینه‌های علمی- مفهومی» که ناظر به دین و تصرّف در معنای اصطلاحات است؛ «زمینه‌های علمی- نظریه‌ای» که ناظر به دین و خَلق رهیافت نظری است؛ «زمینه‌های تجویزی- سیاستی» که ناظر به دین و عنصر تمایزبخش دولت دینی است؛ «زمینه‌های عینی- بیرونی» که ناظر به دین و جهانی‌گری تجدُّد اجتماعی است؛ و «زمینه‌های عینی- درونی» که ناظر به دین و جهان اجتماعی پساانقلاب است.